تلخ‌کامی‌های بی‌پایان؛ گرسنگی صدها هزار تن را در خطر احتمالی مرگ قرار داده است

وارد پارک شهر نو می‌شوم؛ جایی که بیش‌تر از کسانی که برای تفریح آمده باشند، افراد ‌بی‌کار با چهره‌های آشفته و خسته در آن به چشم می‌خورند. در میان این «خستگی»‌ها، افرادی از هر دسته‌ی سنی دیده می‌شود که رنج نداشتن در پوشاک رنگ‌رفته‌، چهره‌ی ناخوش و لب‌های خشکیده‌ی شان به خوبی پیداست.

شکم گرسنه و ذهن سیر؛ همسر یکی از دادستان‌های پیشین کشته‌شده‌: «مرگ مه وقتی است که کودکانم از تعلیم بمانند!»

جنگ‌های دو دهه‌ی گذشته، فرزندان سعیده را که در ارتش سربازی می‌کرده، از او گرفته است. اکنون او مانده و خانواده‌ی هشت‌نفری‌اش که برای سیرکردن شکم و سایه‌بان‌شدن بر سر شان، ناچار است با سختی‌های بی‌پایان زندگی دست‌درگریبان باشد. او، اکنون در صفی ایستاده که برای بازماندگان کشته‌شدگان نیروهای امنیتی پیشین، مواد خوارکی توزیع می‌شود.

رشد بی‌رویه‌ی کار کودک در فاریاب؛ «مادرم میگه مکتب نرو، کار بکن!»

خشک‌سالی‌های پی‌هم در سه سال گذشته در شماری از ولایت‌های افغانستان، افزایش نرخ بی‌کاری و ناداری که به دنبال فروپاشی جمهوری دامن‌گیر مردم شده، نان‌در‌آوردن را به باری سنگین برای خانواده‌ها بدل کرده که در شماری از خانواده‌ها، پدران این بار را با کودکان شان قسمت می‌کنند؛ چیزی که رشد چشم‌گیر کار کودک را در پی داشته و دارد.

به بهانه‌ی روز جهانی سوادآموزی؛ مردم بیش‌تر از ناداری از بی‌سوادی رنج می‌برند

از آن جا که صداقت همواره در افغانستان دست‌نیافتنی بوده، در مورد نرخ بی‌سوادی نیز آمار یک‌دستی از سوی حکومت پیشین بیرون داده نشده است. وزارت معارف حکومت پیشین، در 1395 مدعی شد که یک‌سوم جمعیت افغانستان سواد خواندن و نوشتن ندارد؛ اما، سه سال پس از آن -1398-، همین وزارت مدعی شد که نرخ سواد در کشور را به 42 درصد افزایش داده است. در آن زمان، نوریه نزهت، سخن‌گوی وزارت معارف حکومت پیشین، از پیش‌گرفتن راه‌برد تازه‌ای پرده بر داشت که بر اساس آن، قرار بود تا سال 2030 نرخ سواد در افغانستان به 60 درصد برسد.

محروم‌ماندن از آموزش به دلیل ناداری؛ پیامد جنگ در کشور

در نتیجۀ چندین ‌سال درگیری و ناامنی‌ در سراسر کشور به‌ویژه ولایت کندز، افراد بسیاری قربانی شده‌اند. افرادی که در جریان درگیری‌ها در کندز کشته شده، بیش‌تر ‌شان سرپرست خانواده‌های‌شان بوده و اکنون زنان بسیاری به دلیل از دست‌دادن همسران‌شان در درگیری‌ها، بی‌سرپرست و کودکان‌شان یتیم شده‌اند.

خانواده‌هایی که نان‌آوران‌شان را در کندز از دست داده‌اند، با مشکلات فراوانی زنده‌گی‌شان را به پیش می‌برند.