روند بی‌سابقه‌ی بازگشت‌ مهاجران به ‌ویژه از ایران و پاکستان، در شرایط پرتنش منطقه و دشواری‌های اقتصادی در افغانستان، این کشور را به سمت یک بحران انسانی سوق می‌دهد. کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان، هشدار می‌دهد که افغانستان به تنهایی‌ توان تاب‌آوری هم‌زمان در برابر بحران مهاجرت، ناداری و تغییرات اقلیمی را ندارد.

نصیر کشاورز، خبرنگار سلام‌وطندار، چالش‌های یادشده را با عرفات جمال، نماینده‌ی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در افغانستان، به بررسی گرفته که در ادامه جزئیات آن را می‌خوانید.

آقای عرفات جمال، به سلام‌وطندار خوش آمدید!

بسیار سپاس‌گزارم آقای کشاورز، حضور در کنار شما برایم مایه‌ی خوش‌حالی است.

نخستین پرسش را از این جا آغاز می‌کنیم با توجه به این‌ که اکنون افغانستان با بازگشت میلیون‌ها مهاجر، بی‌جاشدگان داخلی، مشکل‌های اقتصادی و پیامدهای تغییرات اقلیمی هم‌زمان با چندین بحران روبه‌رو است، به باور شما فوری‌ترین چالش پیش روی شهروندان این کشور، چه خواهد بود؟

افغانستان کشوری زیبایی‌ است؛ کشوری با توانایی‌ها و ظرفیت‌های فراوان. جنبه‌های مثبت زیادی در این کشور وجود دارد؛ اما در عین حال کشوری است با مشکل‌های عمیق. در طول دو سال حضورم در این کشور، تقریباً به سراسر افغانستان از جمله به نقاط مرزی میان افغانستان، پاکستان، ایران و تاجیکستان سفر کرده‌ام. آن چه می‌خواهم بگویم این است که مسئله‌ی بازگشت‌کنندگان به افغانستان، موضوعی است که با چندین بحران دیگر هم‌پوشانی دارد. از سپتمبر ۲۰۲۳ تا اکنون، شش میلیون بازگشت‌کننده وارد افغانستان شده‌ که معادل ۱۵ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد و یک چالش جدی و یک شوک عظیم جمعیتی محسوب می‌شود و به کشوری وارد می‌شوند که مردم آن آماده‌ی استقبال از آنان هستند، اما امکانات لازم را برای پذیرش آنان در اختیار ندارند. به عبارت دیگر، کشور از رکود اقتصادی رنج می‌برد، سال گذشته با خشک‌سالی مواجه بود، زمین‌لرزه‌هایی را تجربه کرده و اکنون نیز با تنش‌ها و درگیری‌هایی در مرز پاکستان و داخل ایران روبه‌رو است؛ لذا با توجه به سایر عوامل فوق، به باور من مسئله‌ی بازگشت تنها بخشی از یک تصویر بزرگ‌تر است.

آقای جمال! شما نشست مهم هم‌آهنگی را با شرکای ملی و بین‌المللی در کابل برگزار کردید، بزرگ‌ترین اختلاف‌نظر یا چالش عملیاتی‌ای که در آن نشست مطرح شد، چه بود؟

بله، خبر خوب این است که جامعه‌ی بین‌المللی مشمول کشورهای غربی، کشورهای حوزه‌ی خلیج و آسیایی هم‌چنان به افغانستان علاقه‌مند اند، اما پرسش این است چگونه این علاقه را به حمایت واقعی تبدیل کنیم؟ چون روی‌کرد کشورها متفاوت است؛ برخی کشورها تا حد به رسمیت‌شناختن مقام‌های حاکم پیش رفته اند، و برخی دیگر نمی‌خواهند با آنان تعامل داشته باشند. اما، ما یک نهاد انسان‌دوستانه و غیرسیاسی هستیم. به باور ما کمک‌رسانی برای حمایت از مردم افغانستان و ایجاد ثبات در این کشور یک امر ضروری بوده نباید سیاسی شود.

با توجه به زمان‌بربودن رأی‌زنی‌های دیپلماتیک و نیازمندی بازگشت‌کنندگان به کمک‌های اضطراری؛ آیا می‌توانید در باره‌ی برنامه‌‌های فوری کنونی تان توضیح دهید؟

بله، ما نمی‌توانیم منتظر پایان‌یافتن این بحث‌ها بمانیم و این یکی از نقاط قوت (UNHCR) است که می‌توانیم فوراً واکنش نشان دهیم. ما از دفتر مرکزی خود بودجه‌ای دریافت می‌کنیم که امکان پاسخ‌گویی فوری را برای ما فراهم می‌کند. در حال حاضر سه محور اصلی در پاسخ‌گویی وجود دارد. نخست؛ در گذرگاه‌های مرزی با پاکستان و ایران، هزاران‌ تن هم‌چنان وارد کشور می‌شوند. امسال ۷۰۰ هزار تن از هر دو مرز وارد افغانستان شده ‌اند. آن چه ما با هم‌کاری سایر نهادهای سازمان ملل از جمله سازمان بین‌المللی مهاجرت، یونیسف و دیگر نهادها انجام می‌دهیم، این است که ابتدا به وضعیت اضطراری پاسخ می‌دهیم و برای رفع شوک اولیه، به مردم کمک نقدی ارائه می‌کنیم تا بتوانند نیازهای اساسی خود را تأمین کنند؛ زیرا بسیاری از این افراد در هر دو کشور دارایی‌های خود را از دست داده‌ یا از آنان گرفته شده است .دوم؛ کمک‌های بلندمدت‌تر است که در داخل کشور صورت می‌گیرد شامل اشتغال، مسکن، آموزش و سایر نیازها و سومین بخش که شاید مهم‌ترین بخش باشد، گردهم‌آوردن طرف‌های مختلف یعنی ایران، پاکستان و افغانستان بر سر یک میز گفت‌وگو است تا برای پناهندگان افغان راه‌حلی متمدنانه و هم‌راه با حفظ کرامت انسانی پیدا شود.

از آن‌جا که بسیاری از بازگشت‌کنندگان در جاهایی با دست‌رسی محدود به خدمات اساسی، نبود شغل و قرارداشتن در معرض آسیب‌پذیری‌های محیط‌‌‌زیستی ساکن می‌شوند؛ به نظر شما چگونه می‌توان برنامه‌ریزی کرد که این بازگشت‌ها واقعاً پایدار باشد و نه یک جابه‌جایی موقت؟

من در سراسر این کشور سفر کرده‌ام، آنان مشکل‌های فراوانی دارند، اما اگر یک مشکل تقریبا همگانی وجود داشته باشد، این است که چگونه خانواده‌ی خود را تأمین کنند؟ این مهم‌ترین مسئله است. ما راه‌های مختلفی را آزمایش کرده‌ایم. ما در (UNHCR) به کسب‌وکارهای کوچک کمک مالی بلاعوض ارائه می‌کنیم. برای مثال: به افراد هزار دالر می‌دهیم تا یک گل‌خانه، یک مغازه‌ی کوچک، گل‌دوزی یا فعالیت مشابه دیگری را آغاز کنند، این یکی از روش‌هاست. به تازگی نیز ما توافق‌نامه‌ای را با بنیاد آقاخان و بانک FMFB امضا کرده‌ایم که بر اساس آن، وام‌های خرد تضمین‌شده به ارزش پنج میلیون دالر در طول سه سال ارائه خواهد شد، فکر می‌کنم این گام بسیار مثبتی خواهد بود. نوع دیگر از فعالیت‌های ما، برنامه‌های گسترده‌ای است که به‌ ویژه زنان افغان را هدف قرار می‌دهد. به تازگی با والی هرات، یک مرکز قالی‌بافی را افتتاح کردم که برای ۴۰۰ تن شغل ایجاد کرده است؛ از این میان، ۳۲۸ تن از آن‌ها زنان استند. آنان با رعایت کامل سنت‌ها و ارزش‌های دینی افغانستان کار می‌کنند، اما در عین حال به رشد اقتصاد کمک می‌کنند و برای خانواده‌ها و جوامع خود درآمد فراهم می‌سازند.

شما به کمک هزاردلاری اشاره کردید، این کمک نقدی برای همه بازگشت‌کنندگان است یا فقط برای افراد مشخصی ارائه می‌شود؟

دوست داشتم که بتوانیم آن را به همه ارائه کنیم؛ اما بودجه‌ی ما محدود است.  این‌ کمک‌ها به افرادی از بازگشت‌کنندگانی که یک طرح مناسب برای راه‌اندازی کسب‌وکار داشته باشند و واقعاً به این کمک مالی نیاز داشته باشند، صورت می‌گیرد. من نمونه‌های موفق زیادی را دیده‌ام. برای مثال در لغمان، مردی می‌خواست «بادرنگ» کشت کند و به گل‌خانه نیاز داشت. وقتی پس از یک سال از او دیدن کردیم، تولید «بادرنگ» او دو تا سه برابر افزایش یافته بود و پنج تن دیگر را نیز استخدام کرده بود.

هم‌چنین زنانی را دیده‌ام که از خانه کار می‌کنند. برای نمونه، در نیمروز با زنی ملاقات کردم که هنگام گفت‌وگو با او، واتساپش پیوسته پیام دریافت می‌کرد، او سفارش لباس‌های عروسی دریافت می‌کرد. بنابر این برخی از این برنامه‌ها واقعاً موفق بوده‌ اند.

آقای جمال، از دید شما، در کنارسایر عوامل، تغییرات اقلیمی تا چه اندازه بر الگوهای مهاجرت در افغانستان تأثیر گذاشته است؟

فکر می‌کنم آن چه در افغانستان رخ داده این است که طی ۴۷ سال گذشته شهروندان این کشور را ترک کرده‌ اند. در برخی دوره‌ها، دلیل اصلی خروج آنان جنگ، خشونت و ترس از جان ‌شان بوده است، امروز، شکر خدا، افغانستان نسبت به گذشته از امنیت بیش‌تری برخوردار است. اما عوامل ساختاری که باعث مهاجرت مردم شده‌ هم‌چنان پابرجا است؛ اقتصاد، شرایط اقلیمی، کم‌بود فرصت‌های شغلی و محدودیت‌های آموزشی. بیش‌تر افرادی که من ملاقات کرده‌ام بسیار میهن‌دوست و به کشور خود تعلق خاطر عمیقی دارند، ترک وطن تصمیم آسانی نیست؛ اما هنگامی‌که تمام این عوامل باهم یک‌جا می‌شوند، ما با انسان‌های ناامید و درمانده روبه‌رو می‌شویم که بیش‌تر این افراد مردان جوان در دهه‌ی 20 و 30 زندگی خود هستند؛ آنانی‌که خانواده‌های ‌شان به آنان امید بسته ‌اند. آنان مسئول تأمین نیازهای خواهران، برادران، والدین و سایر اعضای خانواده خود هستند و فکر می‌کنم این گروه بیش از دیگران در معرض خطر مهاجرت مجدد قرار دارند.

برخی معتقدند که کمک‌های انسان‌دوستانه، هرچند ضروری است، اما به تنهایی راه‌حل پایدار محسوب نمی‌شود. (UNHCR) میان پاسخ‌گویی به نیازهای فوری و ایجاد راه‌حل‌های بلندمدت برای جوامع محلی چگونه تعادل برقرار می‌کند؟

یکی از رؤسای پیشین من، کمیسر عالی سابق «ساداکو اوگاتا» جمله‌ای داشت که همیشه در ذهن من مانده است. او می‌گفت: «برای مشکلات سیاسی، راه‌حل بشردوستانه وجود ندارد.» یعنی کمک‌های انسان‌دوستانه صرفاً یک پاسخ هستند، اما راه‌حل باید از مجراهای سیاسی پیدا شود. به همین دلیل بود که درباره‌ی ضرورت گردهم‌آوردن طرف‌های مختلف صحبت کردم؛ ایران، پاکستان، افغانستان و هم‌چنین کشورهای دیگر از جمله کشورهای اروپایی و امریکا، کمک‌های انسان‌دوستانه هرگز یک راه‌حل درازمدت نخواهند بود.

اگر تغییرات اقلیمی از عوامل محرک مهاجرت باشد، آیا برای تمرکز بر تاب‌آوری اقلیمی برنامه‌ای دارید یا هم‌چنان عمدتاً کمک‌های سنتی ارائه می‌کنید؟

ما تمام تلاش خود را انجام می‌دهیم. این پرسشِ بسیار جالبی است و شاید شما در این زمینه از من متخصص‌تر باشید، اما فکر می‌کنم آن چه نیاز داریم این است که خود را با اقلیم در حال تغییر سازگار کنیم. به یاد دارم زمانی‌که در دهه‌ی 90 میلادی در هرات بودم، سیستم کاریز وجود داشت و سیستم خوبی بود. مردم همیشه به آب دست‌رسی داشتند و کشاورزان خود شان در میان خویش مدیریت و تنظیم آب را انجام می‌دادند. اکنون که پس از سال‌های زیاد به افغانستان بازگشته‌ام، می‌بینم که این سیستم دچار فروپاشی شده است. باید اعتماد را در میان مردم دوباره احیا کنیم و در عین حال برای استخراج مؤثر آب از فن‌آوری‌های نوین استفاده کنیم و مصرف آب را درست مدیریت کنیم. این موضوع بسیار مهم است، اما متأسفانه ما منابع کافی برای مقابله با تغییرات اقلیمی در افغانستان در اختیار نداریم.

بازگشت‌کنندگان زمانی می‌توانند زندگی خود را از نو بسازند که جوامع میزبان نیز ظرفیت لازم را داشته باشند. با توجه به سفرهای‌ تان به ولایت‌های مختلف، به نظر شما بزرگ‌ترین فشاری که بر جوامع میزبان وارد می‌شود چیست و چگونه می‌توان مانع تبدیل‌شدن این فشارها به تنش‌های اجتماعی شد؟

احساس افتخار و مهمان‌نوازی در میان افغان‌ها یکی از قوی‌ترین ویژگی‌هایی است که در جهان وجود دارد. یک افغان هرگز نخواهد گفت که حاضر نیست از خویشاوند خود میزبانی کند، حتا اگر هرگز آن خویشاوند را ندیده باشد، اما هرچند ممکن است مردم خود شان این را به زبان نیاورند، شما می‌توانید ببینید که آنان رنج می‌کشند. گاهی مشاهده می‌کنید که حتا این مهمان‌نوازی افغانی نیز به مرحله‌ی خستگی رسیده است؛ بعضی افراد خیلی آرام و با احتیاط می‌گویند که اکنون تمام اعضای خانواده‌ی ما در یک اتاق زندگی می‌کنند، زیرا مجبور شده‌ایم اتاق دیگر را در اختیار بازگشت‌کنندگان قرار دهیم، بنابراین وضعیت دشوار است. برنامه‌های ما و سایر نهادهای سازمان ملل، بر کل جامعه تمرکز دارند. ما مناطقی را هدف قرار می‌دهیم که شمار زیادی از بازگشت‌کنندگان در آن‌ها مستقر شده‌ اند؛ اما در کمک‌رسانی تبعیض قائل نمی‌شویم. هم بازگشت‌کنندگان و هم جوامع میزبان به صورت برابر از کمک‌ها بهره‌مند می‌شوند.

چند درصد از بودجه‌ی فعلی شما به ‌طور مشخص به پروژه‌های بلندمدت معیشتی اختصاص می‌یابد و چه میزان صرف توزیع کمک‌های نقدی کوتاه‌مدت می‌شود؟

ما در این زمینه‌ی تغییرات چشم‌گیری ایجاد کرده‌ایم. زمانی که دو سال پیش، بخش عمده بودجه ما صرف کمک‌های نقدی می‌شد. این کار در آن زمان اشتباه نبود. در آن دوره ما می‌توانستیم به هر خانواده بازگشت‌کننده تا دو هزار دالر کمک کنیم. اما با کاهش بودجه‌ها به ‌ویژه کاهش کمک‌های امریکا و برخی کشورهای دیگر، میزان کمک‌های نقدی کاهش یافته است. بنابر این من تصمیم گرفتم که بهتر است بخش بیش‌تری از منابع مالی خود را به پروژه‌های اقتصادی اختصاص دهیم. اکنون ما در مرزها کمک محدودی ارائه می‌کنیم تا افراد بتوانند غذا بخرند، هزینه‌ی سفر یا کرایه‌ی موتر را بپردازند وغیره. اما تمرکز اصلی ما بر برنامه‌هایی مانند مرکز قالی‌بافی که به آن اشاره کردم، طرح وام‌های خرد FMFB و سایر برنامه‌های مشابه است.

چگونه این کاهش کمک‌ها را با سایر کمک‌کننده‌ها هم‌آهنگ می‌کنید؟

سال گذشته برای ما سال بسیار دشواری بود. ما شمار کارکنان خود را ۵۰ درصد کاهش دادیم. دفترهای متعددی را تعطیل کردیم، دفترهای ما در گردیز و مزار بسته شدند، دفتر بامیان نیز تقریباً تعطیل شد و در نهایت بسته شد.این تصمیم آسانی نبود؛ اما معتقدم که ما در برابر مردم جهان و کسانی که منابع مالی ما را تأمین می‌کنند مسئولیت داریم. اگر جهان احساس کند که این پول‌ها به شکل مناسبی مصرف نشده‌، وظیفه‌ی من به‌ عنوان یک کارمند بین‌المللی این است که نشان دهم می‌توانیم این منابع را بهتر مصرف کنیم. بر کسی پوشیده نیست که در افغانستان و سایر کشورها، نحوه‌ی مصرف کمک‌های بین‌المللی می‌تواند بهتر از این باشد. بنابراین هرچند نمی‌توان گفت که با وجود این کاهش ۵۰ درصدی، هم‌چنان همان ظرفیت دو سال پیش را داریم؛ اما فکر می‌کنم در شیوه‌ی اجرای برنامه‌های خود پیش‌رفت کرده‌ایم. البته این کافی نیست، اما راهی است که از طریق آن می‌کوشیم با شرایط موجود کنار بیاییم، کارآمدتر عمل کنیم و کمک‌ها را مستقیماً به مردم برسانیم.

جامعه‌ی جهانی بارها بر تعهد خود نسبت به شهروندان افغانستان تأکید کرده است، حالا با توجه به شکاف موجود میان نیازها و منابع در دست‌رس، پیام شما به دولت‌ها و شرکای بین‌المللی در رابطه با این کاهش کمک‌ها چیست؟

صرفاً با بستن چشم‌ها یا بستن گوش‌های خود، افغانستان جایی دیگر نخواهد رفت. بسیاری از کشورها در طول دهه‌های گذشته، به طریقه‌های مختلف در افغانستان سرمایه‌گذاری کرده‌ اند؛ برخی این سرمایه‌گذاری‌ها مثبت و برخی منفی بوده است، اکنون زمان فراموش‌کردن افغانستان نیست. اگر این کشورها امروز افغانستان را فراموش کنند، افغانستان آن‌ها را فراموش نخواهد کرد و این می‌تواند هم مثبت باشد و هم منفی. ما می‌دانیم که افغانستان در طول تاریخ در مرکز تجارت جهانی قرار داشته و نیز از مرکزهای مهم  فرهنگ بوده است؛ اما در عین حال افغانستان در دوره‌هایی منشأ بی‌ثباتی و آشفتگی نیز بوده است. این که در آینده در کدام مسیر حرکت خواهد کرد، مسئله‌ای بسیار مهم است. پیام من به جامعه‌ی بین‌المللی این است که به افغانستان توجه کنید، بیایید به صورت ساختارمند هم‌کاری کنیم. اکنون زمان بازسازی، تعامل و زمان آن است که به نیازهای مردم افغانستان به ‌ویژه زنان توجه شود.

پیام شما را در باره‌ی اخراج مهاجران به کشورهای همسایه، ایران و پاکستان، بدانیم.

این منطقه یکی از بزرگ‌ترین مرکزهای تمدن‌های بشری بوده که هزاران سال با یک‌دیگر تلاقی داشته‌ است؛ پاکستان، ایران و افغانستان صرف‌نظر از سیاست‌های امروز، دارای پیوندهای بسیار عمیق دینی، زبانی و مردمی اند.  فکر نمی‌کنم که رفتار به‌دور از کرامت انسانی با شهروندان کشور دیگر، اقدامی عاقلانه باشد؛ زیرا فردا ممکن همین وضعیت برای خود شما پیش بیاید. بنابر این درخواست ما از پاکستان، ایران و سایر کشورها این است که با افغان‌ها با عزت و کرامت رفتار کنند. درک می‌کنیم که پس از ۴۷ سال میزبانی از مهاجران افغان، شما خسته شده‌ اید، اما این خستگی نباید بهانه‌ای برای رفتارهای خشن و خودسرانه باشد.

بیش‌تر بازگشت‌کنندگان زنان و کودکانی‌ اند که سال‌ها خارج از افغانستان زندگی کرده‌ اند و بسیارشان هیچ پیوند اجتماعی محکمی در داخل کشور ندارند، با توجه به هشدارها از خطر بی‌جاشدگی مجدد و تنش‌های اجتماعی در جوامع محلی، برای جلوگیری از درگیری‌های احتمالی میان بازگشت‌کنندگان و جوامع میزبان چه اقدام‌هایی را پیش‌بینی کرده اید؟

تلاش می‌کنیم کمک‌ها را به صورت مساوی میان بازگشت‌کنندگان و جوامع میزبان توزیع کنیم؛ اما در عین حال می‌بینیم که چیزهایی در حال واقع‌شدن است. برای مثال من اخیراً در هرات بودم و مشاهده کردم که سکونت‌گاه‌های غیررسمی زیادی در اطراف شهرها شکل گرفته‌ است.ما هم‌چنین تلاش می‌کنیم به اشتغال زنان توجه ویژه‌ای داشته باشیم. بسیاری از این دختران در ایران و پاکستان به برخی از فرصت‌های شغلی دست‌رسی داشتند، اما اکنون در افغانستان از آن محروم‌ اند، باید برای‌ شان زمینه‌ی کار فراهم شود.

نقش رسانه‌ها را در مبارزه با اطلاعات نادرست، کاهش نگرانی‌های عمومی و تقویت هم‌بستگی اجتماعی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من معتقدم که رسانه‌های مستقل، بی‌طرف و قوی برای هر کشوری، در هر نقطه از جهان، ضروری هستند. باور کنید، از برخی جهت‌ها وضعیت این ‌جا حتا از بسیاری از کشورهای ثروت‌مند بهتر است؛ کشورهایی که همه‌ی ما می‌دانیم شبکه‌های اجتماعی در آن‌ها تا چه اندازه دچار آشفتگی شده‌ اند. ما به رسانه‌های قابل اعتماد، معتبر و جدی نیاز داریم. یکی از ویژگی‌هایی که واقعاً در سلام‌وطندار دوست دارم این است که شما وقت می‌گذارید تا نظرسنجی انجام دهید، با مردم گفت‌وگو کنید و شکایت‌ها و نگرانی‌های آنان را بشنوید.

در شرایطی که  بودجه و منابع مالی و امکانات محدود است، ارتباطات و اطلاع‌رسانی می‌توانند به ابزارهایی نجات‌بخش تبدیل شوند، آیا UNHCR آماده است به هدف هم‌کاری مدیریت بحران یک اتحاد قوی ملی با رسانه‌ ها ایجاد کند؟

ان‌شاءالله. ان‌شاءالله.

اکنون که به پایان این گفت‌وگو نزدیک می‌شویم، پیام شما برای مردم افغانستان و بازگشت‌کنندگان چیست؟

نخستین چیزی که می‌خواهم به آنان بگویم این است که ما هم‌دردی و هم‌بستگی خود را با کسانی ابراز می‌کنیم که در هنگام بازگشت مورد بدرفتاری قرار گرفته‌ اند؛ برای من دردناک است که انسان‌ها بتوانند با انسان‌های دیگر چنین رفتاری داشته باشند. بنابر این نخستین پیام من به آنان این است که قلب ما با شماست و تا جایی که بتوانیم در مرزها به شما کمک خواهیم کرد و ان‌شاءالله این کار را ادامه خواهیم داد. دومین پیامم این است که ما باید با یک‌دیگر برای بازسازی کشور هم‌کاری کنیم. صرف این‌که شما پناهنده بوده ‌اید، به این معنا نیست که مهارت ندارید یا نمی‌توانید در توسعه‌ی این کشور سهم بگیرید. من شخصاً بازگشت‌کنندگانی را دیده‌ام که برنامه‌نویس کمپیوتر استند، طراح اند، کشاورز اند. ما باید واقع‌بین باشیم، نمی‌توانیم همه مشکلات را حل کنیم؛ اما برای کمک به شما حضور داریم.

آقای عرفات جمال به خاطر پاسخ‌های صریح، دیدگاه راهبردی و تعهد شما به شفافیت و رسیدگی به نیازهای آسیب‌پذیرترین بازگشت‌کنندگان، بسیار سپاسگزاریم؛ پاسخ‌هایی‌ که برای شنوندگان ما بسیار ارزش‌مند است. خدا نگهدار.

 سپاس‌گزارم.

مرتبط با این خبر:

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: