رواندرمانی و مراجعه به متخصصان سلامت روان در حالی در بسیاری کشورها بخشی از خدمات عادی نظام صحی به شمار میرود که در افغانستان هنوز با ترس، تردید و قضاوت اجتماعی روبهرو است؛ جایی که مشکلهای روانی بیشتر به عنوان ضعف شخصیتی یا موضوعی شرمآور دیده میشود تا یک بیماری قابل درمان.
بررسی دیدگاهها و تجربههای افراد نشان میدهد که بدبینی نسبت به رواندرمانی تنها یک برداشت فردی نیست، بل ریشه در ترکیبی از عاملهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ساختاری دارد. ترس از برچسب «دیوانگی»، نبود آگاهی عمومی، محدودیت دسترسی به خدمات تخصصی و هزینههای درمان، از مهمترین عاملهای است که مانع مراجعه افراد به خدمات سلامت روان شده اند.
در این میان، فشار اجتماعی نقش پررنگی در سکوت افراد دارد؛ بسیاری از افراد به دلیل نگرانی از قضاوت دیگران، مشکلهای روانی خود را پنهان میکنند و ترجیح میدهند به جای مراجعه به متخصص، به تنهایی با آن کنار بیایند.
حمید آذر ۲۹ساله از مزار شریف، به این باور است که نگاه جامعه به مراجعه به رواندرمان هنوز منفی است. او میگوید: «به دلیل نبود فرهنگ مراجعه به روانپزشک در جامعه، افرادی که به روانپزشک مراجعه میکنند، بیشتر با برچسب دیوانه روبهرو میشوند و مشکل و اختلالهای روانی نیز، به عنوان یک عیب یا ننگ تلقی میشود.»
این نگاه سبب شده که بسیاری از افراد، به ویژه جوانان، به جای مراجعه برای درمان، سکوت و پنهانکردن مشکل روانی خود را انتخاب کنند. در واقع، هراس از قضاوتهای اجتماعی به یکی از جدیترین موانع در مسیر سلامت روان در افغانستان تبدیل شده است.
زهره مهر، ۲۳ساله از بامیان نیز، به همین برداشت اجتماعی اشاره دارد: «حرفها و قضاوتهای اطرافیان و جامعه، که میگویند فقط افراد دیوانه به روانپزشک مراجعه میکنند، باعث شده که نگاه منفی نسبت به روانشناس و مراجعه به خدمات روانی پیدا کنم.»
او باور دارد که این نوع قضاوتهای اجتماعی سبب میشود افراد مشکلهای روانی خود را جدی نگیرند یا مراجعه برای درمان را تا مرحلههای بحرانی به تعویق بیندازند؛ موضوعی که در نهایت میتواند به تشدید اختلالهای روانی بینجامد.
در کابل، حمید طراوت نیز، به بُعد فرهنگی این مسئله اشاره میکند و مراجعه به رواندرمان را در جامعه حتا از سوی خانوادهها یک موضوع غیرعادی میداند. «روان درمانی در خانواده ما یک فرهنگ غریب است. اگر قرار شود ما با خانواده خود در این باره گپ بزنیم که من مشکل روانی دارم، قطعا مانع این خواهد شد که ما را نزد رواندرمان ببرد. چون این یک تاثیر بد روی خانواده دارد.»
به گفتهی حمید، در بسیاری از خانوادهها هنوز روشهای سنتی، جاگزین مراجعه به متخصص است.
در کنار عاملهای فرهنگی، مسئله دسترسی به خدمات رواندرمانی نیز، یکی از چالشهای جدی در این حوزه است.
کوروش ۲۳ساله از بدخشان، میگوید: «در شهری که زندگی میکنم، روانشناس وجود ندارد تا بتوانیم برای درمان مشکلهای خود مراجعه کنیم. برخی از اطرافیانم باور دارند که روانشناسان فقط پول میگیرند. شماری از کسانی هم که برای درمان به شهرهای دیگر مراجعه کرده، میگویند که نتیجهی خوبی از رواندرمانی نگرفته و بهبود نیافته اند.»
او، میافزاید که نبود خدمات تخصصی و بالابودن هزینههای درمان، بسیاری از افراد را عملاً از دسترسی به کمک حرفهای محروم کرده؛ وضعیتی که باعث میشود بخشی از جامعه، حتا در صورت آگاهی از مشکل، امکان درمان نداشته باشد.
در برخی از موردهای دیگر تجربههای منفی از مراجعه به خدمات رواندرمانی، به کاهش اعتماد عمومی دامن زده است. در این میان، مسئله فقط نبود خدمات یا کمبود آگاهی نیست، بل کیفیت تعامل حرفهای و اصل محرمانگی نیز نقش تعیینکننده دارد؛ موضوعی که در صورت نقض، میتواند کل اعتماد فرد به سیستم درمان را از بین ببرد.
باسط یزدانی از هرات میگوید: «من تجربهی مراجعه به روانپزشک را داشتم، اما متأسفانه تجربهام چندان خوب و مثبت نبود؛ زیرا صحبتهایی را که در جریان مشاوره مطرح کرده بودم، با افراد دیگری، از جمله اعضای خانوادهام، شریک کرده بودند؛ کاری که قطعاً خلاف اصول حرفهای و محرمانهبودن وظیفه آنها است.»
در سوی دیگر، شماری از جامعهشناسان، میگویند که این وضعیت ریشه عمیقتری در ساختار فرهنگی جامعه دارد. فکرت لالی، جامعهشناس، میافزاید: «فرهنگ سنتی و هنجارهای اجتماعی نقش مهمی در ایجاد این بدبینی دارد. جامعهی ما به دلیل ساختار سنتیاش، هنوز رواندرمانی را به عنوان یک رشته علمی و مدرن به گونهی کامل نپذیرفته و این موضوع در میان مردم جا نیفتاده است.»
در همین حال، شریفالدین اعظیمی، روانشناس و رواندرمانگر، تأکید میکند که بخش بزرگی از جامعه هنوز مشکلهای روانی را به عنوان یک مسئله علمی نمیپذیرد.
او، هشدار میدهد که نبود آگاهی، کمبود متخصص و محدودیت دسترسی به خدمات، باعث گسترش مشکل روانی در جامعه میشود. به گفتهی او، ادامه سکوت در برابر مشکلهای روانی نه تنها کمکی به حل آن نمیکند، بل میتواند وضعیت را پیچیدهتر کند. «سکوت، مشکل انسان را حل نمیکند. گاهی صحبتکردن و مراجعه به یک متخصص میتواند زندگی، روابط و آینده یک انسان را به سمت تغییرات مثبت سوق دهد. بنابراین، بهتر است این تصور نادرست عار و ننگ یا ترس از مراجعه به روانشناس را کنار بگذاریم.»
بدبینی نسبت به رواندرمانی در افغانستان نتیجه یک عامل واحد نیست، بل حاصل ترکیب پیچیدهای از فرهنگ سنتی، فشار اجتماعی، مشکلهای اقتصادی، کمبود خدمات تخصصی و تجربههای منفی است.






