بیعدالتی میان فرزندان، احساس ناکامی در انجام مسئولیتهای مادری و حس بیارزشی، تجربهی مشترک میان شماری از مادرانی است که نتوانسته اند به نوزادان خود شیر بدهند؛ اندوهی که حتا پس از گذشت سالها نیز رهای شان نکرده است. روانپزشکان، میگویند که اندوه ناشی از شیرندادن میتواند سلامت روان مادر را تهدید کند. حس بیارزشی، عذابوجدان، ترس از قضاوت، اضطراب و افسردگی، از پیامدهای نادیدهگرفتن این اندوه است.
سیدعصمت هاشمی، روانپزشک، در گفتوگو با سلاموطندار میگوید که شیردهی، دورهی حساس برای مادران است و اگر به هر دلیلی مادر نتواند به نوزاد شیر بدهد، وارد مرحلهای از بحران احساسی میشود که اندوه یکی از آن احساسات است. «اگر مادر نتواند به کودک خود شیر دهد، ناهنجاری زیادی در وجودش ایجاد میشود و زمینهساز اختلال پس از زایمان خواهد بود. مشکلات و اختلالات روانی مانند اضطراب پیش میآید. خانوادهها نقش اساسی میتوانند بازی کنند؛ وقتی مادران با این مشکلات روبهرو میشوند، حمایت شان کنند، کنار همسران شان بایستند، حرفهای خوب بزنند، اعمال و رفتارهای خوب داشته باشند و فضا را آن گونه بسازند که مادران احساس آرامش کنند.»
شرفالدین عظیمی، دیگر روانپزشک، نیز بر پشتیبانی خانواده به ویژه شوهران تأکید میکند و میگوید که مادران در این دوره نیاز به پشتیبانی عاطفی بیشتری دارند تا دست از سرزنش خود بردارند. او، میافزاید: «مادرانی که به کودکان خود شیر نمیدهند، معمولاً احساس ناکافیبودن بر آنها چیره میشود، عذابوجدان پیدا میکنند و احساسی به آنها دست میدهد که گویی به اندازهی کافی خوب نیستند. برخی نگرانیها و ناراحتیها، اندوه، اضطراب و افسردگی پس از زایمان برای مادران ایجاد میشود. خانوادهها میتوانند از نظر حمایت عاطفی، همدلی و کاهش فشار استرس یا همان سرزنشی که به مادر وارد میشود، بار را از دوش مادری که به کودک خود شیر میدهد، بردارند.»
زرغونه محبت، پزشک متخصص نسایی-ولادی، در گفتوگو با سلاموطندار میگوید که شیردادن به نوزاد فرایندی است که به تغذیهی سالم نوزاد کمک میکند؛ اما در برخی موارد عاملهایی مانند تغذیهنشدن درست در هنگام شیردهی، مشکلات جسمی و وسواسهای مادر سبب میشود که او قادر به شیردهی نباشد. او، در این باره چنین توضیح میدهد: «عواملی که سبب خشکشدن شیر مادران میشود، عبارت اند از نداشتن دانش کافی در مادران، عوامل عصبی که بسیار مهم و باارزش است، ترس برخی از مادران از شیردادن به نوزاد، نگرفتن غذای پرانرژی و پرکالری توسط مادران و عوامل اجتماعی مانند این باور در برخی خانمها که شیردادن به نوزاد سبب برهمخوردن فیگور و زیبایی یا تناسب اندام شان میشود. این موارد باعث میشود شیر مادران آرامآرام کم و سپس خشک شود.»
شفیعالله احمدی، عالم دین، میگوید که در اسلام توجه به تغذیهی کودکان تاکید شده است؛ اما در حالتهایی که مادر قادر به شیردهی نباشد، زنان را نکوهش نمیکند. «اگر مادر شیر ندارد یا طفل سینهی مادر را نمیگیرد یا بیماری مناع شده، پس بالای مادر هیچ گناهی نیست. الله تعالی میفرماید: یعنی خداوند ج هیچ کسی را بیش از توانش مکلف نکرده است؛ اما اگر مادر به خاطر عدم آگاهی و بیتوجهی برای طفل خود شیر نمیدهد و باعث آسیب به طفل میشود، در این صورت مادر گنهکار است؛ چون مسئولیت تغذیه و تربیت کودک به ویژه در ماههای اول مهم است.»
با این حال، شماری از مادرانی که در شیردهی به نوزادان شان ناتوان بوده اند، میگویند اندوه ناشی از شیرندادن سبب شده است که احساس گناه، ناراحتی، خودسرزنشی و عذابوجدان داشته باشند. رویدا حمیدی ۳۵ساله، مادر پنج فرزند و نجیلا، مادر دو فرزند، میگویند از این که نتوانسته اند به کودکان خود شیر دهند، سبب شده است که همیشه احساس نگرانی و بیعدالتی در برابر کودکان خود داشته باشند.
رویدا حمیدی، میگوید: «در وقتی که دخترانم به دنیا آمدند، زیاد شیر میداشتم؛ خیلی حس خوب و راحتی داشتم و وقتی پسرانم به دنیا آمدند، از زمان ولادت خود شیر نمیداشتم؛ خیلی به من سخت تمام شد بزرگکردن شان. فکر میکردم مادر عادل نیستم؛ دخترانم از شیرم مستفید شدند و پسرانم نه. همیشه خود را کم فکر میکنم در برابر پسرانم؛ این یک تشویش شده به من، هر قدر کوشش میکنم این موضوع را فراموش کنم، نمیتوانم.»
نجیلا، نیز میگوید: «دخترم سه ماه شده است؛ از این که با شیر خشک و تازه کلانش میکنم، سرم سخت میگذرد؛ از تشویش روانی شدهام، همیشه عصبانی میباشم و بزرگکردن دخترم به من سخت شده است. با خود میگویم دیگر طفل نمیآورم؛ بزرگکردن طفل خیلی سخت است بدون شیر مادر به خصوص وقتی که گریان میکند.»
نگارهی ۲۶ساله، مادر دو فرزند و کوثر، مادر یک فرزند، زنان دیگری از کندز اند که ناتوانی در شیردهی به فرزندان شان، یکی از تلخترین تجربههای زندگی شان بوده است. آنها، تأکید میکنند که این مشکل تنها یک مسئلهی فیزیکی نیست، بل بار روانی شدیدی را نیز به دنبال دارد. به گفتهی آنان، حس بیکفایتی، ترس از قضاوت دیگران و نگرانی آسیبدیدن نوزاد، سبب شده است که به مرور زمان دچار اضطراب، بیخوابی و حتا افسردگی شوند.
نگاره، میگوید: «من در هر دو طفلم شیر نداشتم؛ طفلهایم را با شیر خشک کلان کردهام. شوهرم، خسر، خشو و همه منت میکردند که چرا شیر نداری، تا چه وقت ما شیر خشک بخریم. مردم هم گپ میزدند، مادرت هم مثل خودت شیر نداشت. هر کس یک گپ خوب و بد خود را به من گفت. هم حس کمی میکنم در مقابل اولادهایم، هم گپ مردم زیاد سرم تأثیر کرده، برخورد خانوادهی شوهرم، مردم همه درد است که کشیدیم. ترس از این دارم اگر اولاد بیاورم، باز با همین گپ مشکلات خانه و بیرون روبهرو شوم.»
کوثر، نیز میگوید: «وقتی طفلم به دنیا آمد، مشکل خودش داشت، سینهام را نمیگرفت؛ تا وقتی که شیرم خشک شد. با شیر خشک کلانش کردم و سخت بود به من و همیشه به همین فکر بودم چرا بچیم از من شیر نخورد؟ خود را سرزنش میکردم تا حدی که مشکلات روانی به من پیدا شد. بالاخره خوب شدم؛ ولی حالا هم یادم نمیرود که چرا بچیم از من شیر نخورد، حتا با جمعشدن شیر سینهام عملیات شد، از یادم نمیرود.»
اندوه ناشی از شیرندادن، پدیدهای رایج میان مادران است که میتواند ناشی از تغییرهای هورمونی (کاهش پرولاکتین و اکسیتوسین)، جدایی از یک تجربهی عاطفی عمیق و احساس گناه یا شکست باشد. روانشناسان، میگویند که برای مدیریت این اندوه، مادران باید به سلامت جسمی و عاطفی خود توجه کنند، استراحت کافی و تغذیهی سالم داشته باشند و با همسر، خانواده یا دوستان خود صحبت کنند.






