در حال جمعکردن وسایلش است که صدای خندهی همکارانش در راهرو پیچیده؛ قرار است برای رفتن به کافهی ویژهی زنان همآهنگ کنند. لحظهای دستش میان کاغذها و قلمها مکث میکند، نگاهش از میز کار جدا میشود و در همان سکوت کوتاه، ذهنش به دورهمیهای گذشته میرود؛ روزهایی که جمعشدنها سادهتر بود و خندهها بیدغدغهتر.
منیژه، هرچند در ظاهر زنی محکم و پرکار به نظر میرسد، در درون با نوعی فاصله و خلأ عاطفی روبهرو است. او میگوید گاهی تمایل دارد با یکی از دوستانش تماس بگیرد و دوباره همان جمعهای قدیمی را زنده کند؛ جمعهایی که ساعتها در آن گفتوگو و خنده جریان داشت. اما به گفتهی او، زندگی امروز مسیر هر کدام را جدا کرده و آن صمیمیت گذشته به تدریج رنگ باخته است.
با گسترش ارتباطات و شبکههای اجتماعی، در حالی که میلیونها تن هر روز آنلاین استند، همچنان بسیاری از افراد میگویند در میان این ازدحام ارتباطی، کسی را برای شنیدهشدن پیدا نمیکنند.
در این گزارش با ۱۲ باشندهی کابل -چهار مرد و هشت زن- گفتوگو شده است؛ افرادی که با وجود تفاوت در سبک زندگی و شرایط، در یک نقطه مشترک به هم میرسند: تنهایی در میان هیاهوی زندگی شهری. آنها میگویند دوری دوستان، فشارهای اقتصادی، نامعلومبودن آینده، بیتوجهی اجتماعی و کمرنگشدن روابط، به تدریج و بیصدا احساس تنهایی را وارد زندگی شان و روزبهروز آن را سنگینتر کرده است.
منیژه، ۲۸ساله و کارمند یکی از نهادهای دولتی، میگوید در سالهای پسین احساس تنهایی در زندگیاش پررنگتر شده است. به گفتهی او، حتا زمانی که بخواهد با دوستانش وقت بگذراند، فاصلههای مکانی، مشغلههای زندگی و تغییر شرایط باعث شده این امکان کمتر فراهم شود. او، با اشاره به گسترش فضای مجازی میافزاید که هرچند فنآوری ارتباطات را آسانتر کرده، اما نمیتواند جای دیدارهای حضوری و روابط واقعی را بگیرد. «دنیای مجازی، دوری از دوستان، بیکاری، نبود هدف و نامعلومبودن آینده از عاملهای اصلی افزایش این احساس است.»
احمد فواد، ۲۴ساله که در یکی از جادههای تایمنی شهر کابل قروت میفروشد، میگوید دورهمیهای دوستانه و خانوادگی نسبت به گذشته به طور چشمگیری کاهش یافته است. «عامل اصلی اقتصاد است. دورهمیها خیلی تغییر کرده. فعلاً جز خانواده، کمتر کسی کنارم است.»
باصره، ۲۳ساله، دیگر باشندهی کابل نیز، بیتوجهی و نادیدهگرفتهشدن در جامعه را از دلیلهای اصلی فاصلهگرفتن افراد از روابط اجتماعی میداند و میگوید حضور در جمعها برایش دیگر خوشآیند نیست.
شماری از روانشناسان، عاملهای اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی و استفادهی بیش از حد از تلفن همراه را از مهمترین دلیلهای افزایش احساس تنهایی و کاهش تعاملات اجتماعی عنوان میکنند.
زحل امیرزاده، روانشناس، میگوید: «مهمترین عامل اضطراب اجتماعی و ترس از قضاوتشدن است. افزایش فشارهای روانی باعث میشود افراد زمان و انرژی کمتری را صرف روابط حضوری کنند. همچنان ویژگیهای شخصیتی نیز در میزان احساس تنهایی نقش مهمی دارد.»

از فاصلههای کوچک تا انزوای بزرگ
تنهایی دیگر تنها یک تجربهی فردی و خاموش نیست؛ بل به تدریج در رفتارهای اجتماعی نیز قابل مشاهده است. کاهش دیدارها، سردشدن روابط و فاصلهگرفتن افراد از یکدیگر، نشانههایی از گسترش این پدیده در زندگی شهری است.
برخی از اشتراککنندگان این گزارش میگویند که در میان شلوغی شهر و رفتوآمدهای روزمره، آرامآرام از جمع فاصله گرفته اند؛ تا جایی که حتا حضور در جمع نیز دیگر حس تعلق گذشته را برای شان زنده نمیکند.
همایون، راننده در شهر کابل، میگوید دیدوبازدید با دوستان و بستگان نسبت به گذشته بسیار محدود شده و گاهی هفتهها میگذرد بدون آن که فرصتی برای دیدار فراهم شود. «دورشدن از فامیل و دوستان باعث میشود فرد گاهی عجولانه و بدون مشوره تصمیم بگیرد و کمکم از همه فاصله بگیرد.»
به گفتهی او، در گذشته ارتباطات انسانی پررنگتر بود و حتا نامههایی که از دوستان یا بستگان دور میرسید، بهانهای برای گردهمآیی خانوادهها میشد. اما امروز، تلفنهای همراه و شبکههای اجتماعی جای بسیاری از این ارتباطات را گرفته اند.
نجمهی ۲۰ساله نیز، کمرنگشدن دورهمیها را از عاملهای مهم فاصلهگرفتن افراد از اجتماع میداند و میگوید این وضعیت میتواند به گوشهنشینی منجر شود. «وقتی از اجتماع دور میشوی، بیشتر با خودت حرف میزنی، احساس میکنی به جایی تعلق نداری و به تنهایی یا مطالعه پناه میبری.»
زهرا قیومی، روانشناس، میگوید که تنهایی فقط یک احساس نیست، بل بر رفتار، تصمیمگیری و روابط اجتماعی نیز اثر میگذارد و میتواند شیوه تعامل فرد با خانواده و جامعه را تغییر دهد. «فرد به تدریج از اجتماع فاصله میگیرد و گوشهگیر میشود. فعالیتهایی که قبلاً برایش لذتبخش بود، جذابیت خود را از دست میدهد و در برخی موارد، فرد نسبت به اطرافیان دچار بدبینی و شک میشود.»
در کنار این وضعیت، برخی افراد تلاش کرده با تغییر سبک زندگی با تنهایی کنار بیایند. شماری از آنها به مطالعه، تماشای فیلم، یادگیری زبانهای جدید و کسب مهارتهای تازه روی آورده اند.
سحر ۲۷ساله، با مقایسه زندگی امروز و گذشتهی خود میگوید دورهمیها دیگر مانند گذشته نیست و بیشتر به مناسبتها محدود شده است. او میافزاید برای رهایی از این وضعیت، بیشتر به مطالعه و گاهی قدمزدن با فرزندش روی میآورد.
حمید طراوت، آموزگار نیز، بر اهمیت روابط اجتماعی تأکید کرده و میگوید که با افزایش سن، اهمیت رابطهها بیشتر درک میشود. به گفتهی او، اختصاص زمان برای دیدار دوستان و برگزاری نشستهای ساده میتواند به حفظ روابط کمک کند. «در هفته یک یا دو بار برای بودن با دوستان وقت میگذاریم، شعر میخوانیم، قصه میکنیم و گفتوگوهای خودمانی داریم.»
زحل امیرزاده، روانشناس، برای کاهش احساس تنهایی بر ایجاد ارتباطات تدریجی، گفتوگو با افراد مورد اعتماد، تنظیم برنامهی روزانه و در صورت نیاز مراجعه به مشاور تأکید میکند. «افراد میتوانند دعوتها را کاملاً رد نکنند و در جمعهای کوچک برای مدت کوتاه حضور داشته باشند. در صورت همراهبودن تنهایی با علایم افسردگی و اضطراب، مراجعه به روانشناس ضروری است.»
در سالهای پسین، تغییر سبک زندگی، استفاده مداوم از شبکههای اجتماعی، مشغلههای روزمره، فشارهای اقتصادی، ترس از قضاوتشدن و کمرنگشدن گفتوگوهای حضوری باعث شده روابط اجتماعی محدودتر شود. با وجود دسترسی گستردهتر به ابزارهای ارتباطی، بسیاری از افراد میگویند یافتن همفکر، درکشدن و ایجاد رابطهای واقعی و صمیمی دشوارتر از گذشته شده است.
منیژه، در حالی که نگاهش برای لحظهای روی صفحه خاموش گوشی میماند، با صدای همکارانش از جا بلند میشود. آرام کیفش را برمیدارد و مانند هر روز، در میان رفتوآمد شتابزده دیگران، بیآنکه کسی را برای چند دقیقه گفتوگو داشته باشد، از اتاق بیرون میشود؛ در حالی که مسیر تکراری خانه، برایش بیش از همیشه یادآور نبود یک همفکر است.



