در روزهایی که زمینههای کاری اندکی برای زنان وجود دارد، یک زن در کندز، کارگاه خیاطی و صنایع دستی راه انداخته و در آن فرصت کار و یادگیری مهارت را به دیگر دختران و زنان فراهم کرده است؛ فرصتی که آنها را برای رسیدن به استقلال مالی کمک میکند.
فاطمهی ۲۷ساله و بنیانگذار این کارگاه خیاطی، پس از بازماندن از تحصیل نخواست تسلیم شود. او با سرمایهی شخصی خود، یک ماه پیش این کارگاه را راهاندازی کرد تا نه تنها برای خودش، بل که برای زنان دیگر نیز راهی به سوی کار و استقلال باز کند. فاطمه میگوید این کارگاه را به هدف فراهمسازی زمینهی کار برای دختران بازمانده از مکتب، زنان بیبضاعت و خانوادههایی که از مهاجرت بازگشته اند، ایجاد کرده است.
به گفتهی او، این کارگاه با هزینهی بیش از ۵۰۰ هزار افغانی راهاندازی شده و اکنون برای حدود ۷۵ زن زمینهی کار را فراهم کرده تا بتوانند بخشی از مصارف زندگی شان را تأمین کنند. «در این کارگاه آموزش خیاطی، صنایع دستی، مهرهدوزی، قالینبافی، دستبافتها، دیکوریشن منزل و ایجاد اشتغال پایدار و کمک به خودکفای زنان در جامعه ایجاد شده است.»
فاطمه میافزاید که در این کارگاه، شماری زیادی از دخترانی که از ادامهی مکتب بازماندهاند، در دو نوبت کاری گردهم میآیند و زیر نظر استادان، مهارتهایی چون قالینبافی، مهرهدوزی و دوخت صنایع دستی را فرا میگیرند. او، میافزید: «۲۵ تن پرسونل خودِ کارگاه است که ما بهشمول استادها همگی شامل پرسونل میباشیم. شش صنف درسی داریم که هر کدام یکساعته است و برای زنان تدریس میشود.»

در میان صدای منظم چرخهای خیاطی، زنانی دیده میشوند که اکنون با دستان خود، بخشی از هزینههای زندگی شان را تأمین میکنند.
سهیلا، یکی از کارگران این کارگاه، میگوید که پیش از آمدن به این جا، روزهایش را در سکوت و بیکاری میگذراند؛ اما اکنون این کارگاه برایش هم سرگرمی است و هم دریچهای برای تأمین هزینههای زندگی. «بعد از بستهشدن مکتبها خیلی دچار مشکل شدم؛ هیچ دسترسی به کار نداشتم؛ اما این خیاطی توانست که من را به یک جای برساند.»
در گوشهی دیگری از کارگاه، زهرا نشسته است؛ دختری که روزی میخواست خبرنگار شود. هر چند مسیر زندگیاش تغییر کرده، اما هنوز با امید به آینده، هر روز به این کارگاه میآید تا مهارتهای تازه بیاموزد. «اکنون این جا مصروف کار استم. این جا تنها خیاطی نیست؛ ما بخشهای قالینبافی، مُهرهدوزی، گلدوزی، گرافدوزی و بسیاری از کارهای دستی دیگر هم یاد گرفتهام.»
حسیبه، زنی که اکنون در میان صدای یکنواخت چرخهای خیاطی روزگار میگذراند، میگوید برای بهبود وضعیت زندگی و ادامهی تحصیل فرزندانش زمانی به ایران مهاجرت کرده بود، اما دوباره به افغانستان بازگردانده شد. با این حال، او تسلیم نشد و اکنون در این کارگاه با تلاش روزانهاش تا ۵۰۰ افغانی درآمد به دست میآورد؛ مبلغی که هر چند اندک به نظر میرسد، اما برای گذران زندگی خانوادهاش حیاتی است. او باور دارد که چنین کارگاههایی میتواند دریچهای تازه برای تغییر سرنوشت بسیاری از زنان باز کند. «از امارت اسلامی خواهانم استیم که مارا حمایت کند تا ما در این عرصه پیشرفت کنیم یک کاروبار برای بانوان ایجاد شود.»
کارگاه فاطمه، هر چند کوچک است، اما برای زنانی که در آن کار میکنند معنایی فراتر از یک محل کار را دارد؛ این جا جایی است برای دوباره برخاستن و ادامهدادن.






