شماری از جوانان که بار تأمین نیازهای خانواده‌ی شان را بر دوش می‌کشند، می‌گویند که این مسئولیت آن‌ها را از دست‌رسی به فرصت‌های تحصیلی، شغل مورد علاقه و لذت‌های دوره‌ی جوانی محروم کرده است.

سلام‌وطندار در این گزارش با ۳۱ جوان شامل ۱۳ پسر و ۱۸ دختر در ولایت‌های گوناگون گفت‌وگو کرده که از این میان، ۱۰ تن از آن‌ها به دلیل قرارگرفتن در جایگاه پسر بزرگ خانواده، ۱۴ تن به دلیل تنها نان‌آوربودن و سه تن به دلیل نداشتن سرپرست، مسئولیت تأمین نیازهای خانواده را بر عهده دارند. گفت‌وگوشوندگان این گزارش که از ۱۹ تا ۳۰ سال دارند، هر یک از دو تا ۱۵ سال نیازهای خانواده‌های شان را تأمین کرده اند.

محمدادریس عالمی 21ساله، باشنده‌ی کابل، می‌گوید که از پنج سال به این سو نیازهای زندگی خانواده‌اش را تأمین می‌کند و این مسئولیت او را از دنیای جوانی جدا کرده است. «باید کرایه‌ی خانه و مصارف خرج و خوراک برای یک ماه را پوره کنم. مسئولیت‌ها را من به خاطری به عهده گرفته‌ام که دیگر کسی از طبقه‌ی ذکور در خانه نیست.»

محمدعمران ولی‌زاده‌ی 21ساله، دیگر باشنده‌ی کابل که فرزند بزرگ خانواده‌ است، می‌گوید: چند سال می‌شود که در تأمین مخارج خانواده‌ام مسئولیت دارم؛ فعلن در تأمین هزینه‌های زندگی و نیازهای ضروری خانواده‌ام سهم اصلی را دارم؛ تمام مسئولیت بعد از پدر به دوشم می‌باشد.»

از میان ۳۱ جوان گفت‌وگوشونده در این گزارش، ۲۰ تن گفته‌ که به دلیل تأمین نیازهای زندگی خانواده‌ی شان نتوانسته اند تحصیل شان را ادامه دهند و ۱۱ تن نیز گفته که به دلیل بردوش داشتن این مسئولیت از دست‌یابی به اهداف شان دست کشیده اند.

طیبه رضاییان 27ساله، می‌گوید که به دلیل فراهم‌کردن شرایط بهتر زندگی برای خانواده‌اش از رؤیاهایش دست کشیده است. او که اکنون با کار آنلاین زندگی خود و خانواده‌اش را می‌چرخاند، می‌افزاید: «می‌خواستم بیش‌تر درس بخوانم و به روان خودم برسم، ولی نتوانستم و آن چیز که دوست داشتم برای خودم خرید کنم، نمی‌توانستم چون باید به پول آب و برق فکر می‌کردم و کرایه‌ی خانه که باید پس‌انداز می‌کردم. بالاخره همان چیزی که در او سن بود، نتوانستم که وقت بگذارم برایش.»

سحر ملک‌زاده‌ی ۲۳ ساله نیز، می‌گوید که خواسته‌هایش را قربانی تأمین نیازهای خانواده‌اش کرده و بردوش‌کشیدن این مسئولیت اکنون حس ناتوانی را در او زنده کرده است. به گفته‌ی سحر، «اگر مسئولیت خانواده به دوش من نبود، شاید این ‌قدر احساس ضعیف‌بودن، ناتوان‌بودن، کم‌انرژی‌بودن و حتا بعضی وقت‌ها حس ناامیدی نمی‌داشتم؛ شاید به آینده خوشبین‌تر می‌بودم.»

مینه‌ی 22ساله، می‌گوید که به دلیل بردوش‌داشتن مسئولیت خانواده‌اش فرصت دنبال‌کردن خواسته‌هایش را از دست داده است. او که اکنون آموزگار است، می‌افزاید: «این مسئولیت اضطراب‌ برایم ایجاده کرده و حتا من از لحاظ جسمانی ضعیف شده‌ام. یعنی چند سال پیش کسی بودم، حالا نیستم، خیلی مریضم و انگیزه ندارم چون حس می‌کنم تنها هستم و سخت می‌شود که بتوانم به تنهایی پیش ببرم.»

جوانان گفت‌وگوشونده در این گزارش، می‌گویند که ترس کم‌شدن درآمد، از دست‌دادن شغل  و ناتوانی درتأمین نیازهای خانواده، از دیگر فشارهایی است که تحمل می‌‌کنند.

بکتاش مهمند 20ساله که از هفت سال به این سو نان‌آور خانواده‌اش است، می‌گوید که گاهی ترس کم‌شدن درآمد و ازدست‌رفتن کارش نگرانی او برای تأمین نیازهای خانواده‌اش را بیش‌تر می‌کند. «بزرگ‌ترین نگرانی‌ام این است که اگر یک روزی درآمد کم شود،  چطور بتوانم هزینه‌ی خانواده را تأمین کنم و این موضوع همیشه در ذهنم است.»

درمان 19ساله نیز، می‌گوید: «بزرگ‌ترین فشار یا نگرانی از طرف خانواده‌ام است که خرج خانواده را باید ببرم؛ مسئولیت‌‌هایی که بالای دوشم است، خیلی استرس و اضطراب  که در وجودم برنگیخته و آرامش ندارم. فقط  زندگی چیزی که هست پیش می‌رود.»

شماری از گفت‌وگوشوندگان، گفته که تأمین نیازهای خانواده افزون بر دیگر چالش‌ها‌ فرصت تفریح و استراحت را از آن‌ها گرفته است.

عفت احمدی که ۱۲ سال است سرگرم آموزگاری است، می‌گوید که پرداختن به نگرانی‌های زندگی فرصتی برای تفریح و دل‌خوشی برایش نگذاشته است. «بیش‌تر وقتم میان کار، تدریس و مسئولیت‌های خانواده تقسیم می‌شود. وقتی کار تمام می‌شود، باز هم فکر هزینه‌ها و نیازهای خانواده ادامه دارد. گاهی دلم می‌خواهد یک روز فقط برای خودم داشته باشم، بدون این‌که نگران هزینه فردا باشم، کمی استراحت کنم، با دوستانم وقت بگذرانم یا فقط با خیال آرام بنشینم.»

فرحناز احمدی 27ساله که در یکی از رسانه‌ها کار می‌کند، می‌گوید: «شاید زمانی کم به استراحت داشته باشم، ذهنم آزاد نیست؛ گاهی دوستانم برای تفریح دعوت می‌کنند و به دلیل مشغولیت یا محدودیت مالی نمی‌توانم بیش‌تر هم‌راه شان باشم.»

بر دوش‌کشیدن بار مسئولیت خانواده و حسرت فرصت‌های ازدست‌رفته، حس بزرگ‌شدن زودهنگام را در این جوانان ایجاد کرده است. روینای 26ساله، می‌گوید که به دلیل دشواری‌های زندگی بزرگ‌تر از سن واقعی‌اش به نظر می‌رسد. او که از طریق خیاطی به نیازهای خانواده‌اش پاسخ می‌دهد. می‌افزاید: « فکر می‌کنم 37ساله هستم. وقتی خودم را در آیینه می‌بینم، در همین شرایط زندگی از من کلا یک آدم دیگر جور کرده، می‌بینم که چقدر فشار زندگی روی چهره‌ یا جسمم تأثیر گذاشته است.»

ابوبکر صدیقی 21ساله، پذیرش مسئولیت‌های زندگی روی پوست دست و صورتش تأثیر منفی گذاشته است. او می‌افزاید: «مسئولیت خانواده باعث شده که چند تار موهایم سفید شود. پیش خود فکر می‌کنم، این قدر را که من تجربه کرده‌ام سن من ۳۵ یا ۴۰ است؛ چون حق من نبود که این‌ها را تجربه کنم.»

با این همه، شماری از روان‌شناسان، می‌گویند که بر دوش‌کشیدن مسئولیت‌ خانواده پیش از شرایط آن، می‌تواند پیامدهای ناگوار بر سلامت فرد به هم‌راه، داشته باشد.

واصل‌شاه ابراهیمی، روان‌شناس، می‌گوید که کاهش اعتمادبه‌نفس، دچارشدن به افسردگی و روبه‌روشدن با ترس، از پیامدهای نادیده‌گرفتن خواسته‌ها و پذیرش‌ مسئولیت‌ها باشد. به گفته‌ی این روان‌شناس، «جوانانی که مسئولیت خانواده را به دوش می‌کشند یک اندازه انزواطلبی را به هم‌راه می‌داشته باشد؛ چون تفریح، تحصیل و ارتباطات آن کاهش می‌یابد و این وضعیت باعث کاهش اعتماد‌به‌نفس آن‌ها می‌شود، چون احساس کمی می‌کنند و به اهداف خود رسیدگی نمی‌توانند.»

محمدخالد حیدری، دیگر روان‌شناس، می‌گوید که خانواده‌ها با پشتیبانی از جوانان شان می‌تواند آسیب‌پذیری آن‌ها در برابر فشارهای زندگی را کاهش دهد. «اگر حمایت خانوادگی وجود داشته باشد و خانواده مسئولیت‌هایی در قبال جوان خود داشته باشد، با وجودی که فشار و دشوارهای روزگار بالای شان باشد، باز هم می‌تواند که تأثیر خوب بالای روند رفتاری ، گفتاری ، عملکرد فرد داشته باشد.»

عبدالسلام هاشمی، جامعه‌شناس نیز، می‌گوید: «در جامعه‌ی ما کمک خانواده ارزش زیادی دارد و بسیاری از جوانان برای بهترشدن وضعیت زندگی خانواده‌ی خود زحمت می‌کشند؛ اما زمانی که این مسئولیت بیش از حد سنگین شود و جوان مجبور گردد از تحصیل ، آرزوها، زندگی شخصی خود بگذرد، به فشار جدی تبدیل می‌شود.»

با این همه، محمدصدیق، رییس اطلاعات و نشرات وزارت کار و امور اجتماعی امارت اسلامی، می‌گوید که این وزارت به جوانان زمینه‌ی دست‌رسی به فرصت‌های آموزشی فن و حرفه را فراهم می‌کند. «وزارت کار و امور اجتماعی وظیفه‌ی خود می‌داند که جوانانی که مسئولیت تأمین مصارف اعضای خانواداه را دارند زمینه‌ی آموزش فن و حرفه را برای شان مساعد کند و آن ها را در مورد اهمیت زمینه‌سازی آموزش فن و حرفه آگاهی داده شود.»

شماری از جوانان در افغانستان به دلیل ناداری، ازدست‌دادن سرپرست خانواده و وابستگی اقتصادی ناچار می‌شوند از تحصیل و دست‌یابی به خواسته‌های شان دست کشیده و برای تأمین نیازهای زندگی خانواده‌های شان وارد بازار کار شوند.

مرتبط با این خبر:

کلیدواژه‌ها: // // //

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: