در سال‌های پسین در شماری از خانواده‌ها که مردان بی‌کار اند یا هم درآمد ثابت ندارند، بیشتر زنان مسئولیت دخل و خرج خانه را برعهده دارند. شماری از این زنان، می‌گویند که فشار اقتصادی، فقر روزافزون، بی‌کاری، افزایش بهای مواد اولیه، کرایه‌ی خانه و هزینه‌های بهداشتی، سبب شده است تا آنان در تأمین نیازهای اساسی شان با مشکل روبه‌رو شوند. این زنان، تأکید می‌کنند که به دلیل محدودبودن منابع مالی، ناچار اند نیازهای نخستین خانواده را اولویت‌بندی کنند؛ انتخاب‌های دشوار که گاه آینده‌ی فرزندان شان به ‌ویژه در بخش آموزش را، زیر تأثیر قرار می‌دهد.

میترا، یکی از این زنان که مدیریت مالی خانواده‌اش را برعهده دارد و مادر شش فرزند است، می‌گوید که به دلیل درآمد اندک شوهرش و امکانات محدود، نیازهای فرزندانش را در زمینه خوراک، بهداشت و درمان، اولویت‌بندی کرده است. «شوهرم درآمد خوبی ندارد و من خودم مدیریت خانه را برعهده دارم. به خاطر این که بودجه‌ی مالی من کم است، در قدم اول خوراک فرزندانم را در نظر می‌گیرم، بعدش بهداشت را یعنی داکتررفتن را و بعد آموزش را. به خاطر این که درآمد خانه کم است و امکانات زیادی نداریم، صحت فرزندانم برایم مهم است، باید آن را در نظر داشته باشم. بعدش این که شکم شان سیر شود و بعد تحصیل شان، کورس یا جایی برای درس‌خواندن بروند.»

نرگس، یکی دیگر از این زنان، می‌گوید که بیش‌تر درآمد شان صرف غذا و کرایه‌ی خانه می‌شود و با وجود تلاش برای پس‌انداز هزینه‌ی درمان، هنگام بیماری فرزندانش با مشکلات جدی مالی روبه‌رو می‌شود. «درآمد خانه را بیش‌تر در غذا و کرایه‌ی خانه مصرف می‌کنیم؛ ولی کوشش می‌کنیم برای بهداشت و دیگر چیزها صرفه‌جویی داشته باشیم؛ اما معمولاً کافی نیست. هنگامی که فرزندانم مریض می‌شوند، برای هزینه‌ی دوا کوشش می‌کنیم و در طول ماه یک مقدار پول را صرفه‌جویی کنیم تا به مشکل روبه‌رو نشویم؛ اما بیش‌تر اوقات به مشکلات دچار می‌شویم، پیش می‌آید که پول رفتن پیش داکتر را نداشته باشیم.»

مریم، مادر پنج فرزند، نیز یکی از زنانی است که مدیریت مالی خانواده را بر دوش دارد. او، می‌گوید که در خانه‌ی کرایه با درآمدی اندک زندگی می‌کند. مریم، آرزو دارد که با بهبود وضعیت مالی‌ شان، بتواند توجه ویژه‌ای به درس و آموزش فرزندانش داشته باشد. «اگر عاید پدرجان‌ شان بیش‌تر شود، بتواند یک وظیفه‌ی بهتر با معاش بیش‌تر به دست بیاورد، می‌خواهم اولادهایم بهترین تحصیل را داشته باشند. در بهترین جاها، در بهترین مکان‌های تعلیمی و تربیوی آن‌ها را راجستر/ثبت‌ کنم تا درس شان را بخوانند. باید کاری برای آینده‌ی ‌شان بکنم. مشکلاتی که ما امروز داریم، نمی‌خواهم در آینده فرزندانم هم داشته باشند.»

جامعه‌شناسان، هشدار می‌دهند که این وضعیت می‌تواند پیامدهای بلندمدتی بر رشد و آینده‌ی کودکان در کشور داشته باشد. آن‌ها، تأکید می‌کنند که دولت با راه‌اندازی زمینه‌ی کار، آگاهی‌دهی و حمایت، می‌تواند نقش مهمی در متعادل‌سازی سطح زندگی شهروندان ایفا کند. محمدالله بلوچ، جامعه‌شناس، در این باره می‌گوید: «در صورتی که انسان‌ها نتوانند نیازهای اولیه‌ی خود را به گونه‌ی بهتر تأمین کنند و جامعه و حکومت نیز برای آن‌ها کمک نکند، مشکلاتی ایجاد می‌شود. انسان‌ها معنای زندگی را تنها خوراک و نوشیدن می‌دانند. وقت برای مطالعه و فهم از این‌ گونه خانواده‌ها گرفته می‌شود. تشویق و ترغیب خانواده برای فرزندان بسیار کم می‌باشد و اطفال در سنین کم دست به کارهای شاق می‌زنند.»

بیش‌تر زنان مدیریت‌کننده‌ی مالی خانواده‌ها در کشور، می‌گویند که اولویت‌بندی نیازها انتخابی نیست که از روی میل انجام دهند، بل نتیجه‌ی مستقیم تنگنای اقتصادی است. آنان، امیدوار اند که با بهبود وضعیت اقتصادی و ایجاد فرصت‌های کاری، بتوانند بار دیگر آموزش و رشد آینده‌ی فرزندان شان را در صدر فهرست نیازهای شان قرار دهند.

مرتبط با این خبر:

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: