صدای کشیدهشدن بشکههای پلاستیکی بر زمین، سکوت صبحگاهان پسکوچههای خیرخانهی کابل را میشکند. هنوز نخستین پرتوهای آفتاب بر زمین ننشسته که فاطمه در انتظار دریافت یک بشکه آب است؛ آبی که برای خانوادهاش به کالایی کمیاب و حیاتی بدل شده است.
فاطمه، باشندهی خیرخانه، در خانهای گِلی و ساده زندگی میکند؛ جایی که نل آب یا خشک است یا هفتهها قطرهای از آن نمیچکد. او با گلایه از کمآبی میگوید که تهیهی آب برای خانوادهاش آسان نیست و ناچارند با پرداخت پول، چند بشکه آب از تانکر بخرند؛ آبی که باید با دقت و برنامهریزی مصرف شود.
او میگوید: «ما بسیار مشکلات کمآبی داریم. چاهها و نلهای آب خشک شده و از تانکر آب میگیریم. آن را در چند مرحله استفاده میکنیم. مشکلات اقتصادی ما هم زیاد است و آب پاک را به سختی تهیه میکنیم.»
در خانهی فاطمه، آب تنها یکبار مصرف نمیشود. آب شستن سبزیها در ظرفی جدا نگهداری میشود و بعدتر برای شستن ظرفها به کار میرود. آبی که از شستن ظرفها باقی میماند، اگر چرب نباشد، پای درختهای کوچک حویلی ریخته میشود؛ درختهایی که تنها نشانه سبزی در میان خاک و گرما استند. «با آب کم وضو میگیریم. وقتی ترکاری را میشوییم، از آب باقیماندهاش ظرفها را میشوییم و آبی که چرب نباشد به درختهای ما میاندازیم؛ چون توان خرید آب پاک برای درختان را نداریم.»
کمآبی بر بهداشت و زندگی روزمرهی این خانواده نیز سایه افکنده است. فاطمه میگوید که کودکانش نمیتوانند به طور منظم حمام کنند و لباسشستن به یکی از دشوارترین کارهای خانه بدل شده است. «قبلاً یک یا دو روز بعد حمام میکردیم و لباس میشستیم؛ اما حالا فقط هفتهای یکبار حمام میکنیم. از خاطر کمآبی، گاهی فرزندانم حتا مریض میشوند.»
باران برای این خانواده نعمت است. فاطمه میگوید که هرگاه باران ببارد، ظرفها را زیر ناودان میچیند تا آب باران را جمعآوری کند؛ آبی که بعدتر برای شستن لباسها و قالینها، پاککاری خانه و آبیاری درختان استفاده میشود. «وقتی باران میبارد، آب باران را جمع میکنیم و برای لباسشویی، قالینشویی و پاککاری استفاده میکنیم؛ چون مجبور استیم و آب پاک زیاد تهیه کرده نمیتوانیم.»
داستان فاطمه، روایت یک خانه نیست؛ حکایت خانوادههای بسیاری در کابل است که با کمآبی دستوپنجه نرم میکنند. خانوادههایی که برای هر سطل آب برنامه دارند و از هر قطره، چندین بار استفاده میکنند.
در اینجا آب تنها یک نیاز روزمره نیست؛ معیاری است برای آرامش یا اضطراب یک خانواده. برای فاطمه، هر قطره آب امیدی است برای دوامآوردن در میان دشواریهای زندگی.






