مهاجرت؛ یک قرص نان در یک شبانه‌روز

حبیب عظیمی، نام (مستعار) از نوجوانانی که صنف ۱۱ مکتب بود به دلیل فقر و حضور طالبان، مسیر مهاجرت نامنظم را در پیش گرفت و مقصدش کشور ایران بود. او باشندۀ ولسوالی سیدآباد ولایت میدان‌وردک است.

رویای رسیدن به اروپا و کابوس‌های ماندگار

نبود امکانات لازم برای زنده‌گی در افغانستان همواره سبب شده ‌است که جوانان و نوجوانان زیادی رخت سفر ببندند و در راه رسیدن به کشورهای اروپایی و آن‌چه که آرزویش را دارند، ‌مشکلات زیادی را متقبل شوند.

مهاجرت منظم و مزایای آن

مهاجرت پديده‌یی‌ست که با سرنوشت و گذشتۀ بشر گره خورده است، اما این پدیده براساس وضعیت و موقعيت‌های مختلف سياسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و دیگر تحولات زنده‌گی آدمیان متفاوت است.

پشیمانی حاصل ده سال مهاجرت

بی‌کاری و ناامنی در سال‌های پسین، شهروندان افغانستان را ناگزیر کرده ‌است که تن به مهاجرت‌های غیرقانونی داده تا به منزل مقصود و زنده‌گی رویایی برسند.

افغانستان و روایت دستان مهاجران و خارهای ایران

حکایت‌های دردآور و غم‌انگیز مهاجران افغانستان در مسیر مهاجرت غیرقانونی به کشور ایران، هم‌چنان پا برجاست و روزانه صدها کودک، نوجوان، جوان و حتی سال‌مندان پس ‌از ردمرز از ایران، سرگذشت غم‌انگیز و دردآوری را تجربه می‌کنند.

اقامت مبهم و زنده‌گی در چهاردیواری تاریک

پریشانی را به خوبی می‌توان در تک تک واژه‌های که ادا می‌کند دریافت، پریشانی‌یی که از تنگ‌دستی، اقامت مبهم و زنده‌گی در چهاردیواری تاریک و نم‌دار، در باکو پایتخت آذربایجان بر او تحمیل شده است.

دعوا بر سر پاک‌کاری اتاق؛ ماریا هم‌خانه‌اش را کشت

در دل یک شب تاریک، امیرحسین با جیغ و واویلایی که معلوم نبود از کجاست، از جایش می‌پرد. او نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است، اما سریع خودش را به سمت صدا برد و به محل وقوع حادثه رسید. او به صحنه‌یی بر می‌خورد که در تمام زنده‌گی‌اش ندیده بود. امیر حسین لحظه‌یی مات و مبهوت در جا می‌خشکد. دخترخانم جوان چاقوی بزرگ را در گلوی هم‌اتاقی‌اش فرو برده و خون همه‌جا را سرخ کرده است.

به دریاانداختن مهاجران افغانستان؛ ایران حاضر به همکاری نیست

عبدالستار حسینی، عضو مجلس نماینده‌گان و یکی از اعضای هیـأت بررسی‌کنندۀ قضیۀ به دریاانداختن مهاجران افغانستان، به سلام‌وطندار می‌گوید که مقامهای ایرانی حاضر به گفت‌وگو و همکاری با آنان نمی‌شوند. او می‌گوید: «ما به اسناد و شواهد لازم دست یافته‌ایم، ولی آنان – هیأت بررسی‌کنندۀ ایران– به گفت‌وگو در پیوند به این رویداد تمایلی نشان نمی‌دهند.»