
قسمت شانزدهم
قسمت شانزدهم درامۀ دری مهاجرت

قسمت شانزدهم درامۀ دری مهاجرت

در دل یک شب تاریک، امیرحسین با جیغ و واویلایی که معلوم نبود از کجاست، از جایش میپرد. او نمیدانست چه اتفاقی افتاده است، اما سریع خودش را به سمت صدا برد و به محل وقوع حادثه رسید. او به صحنهیی بر میخورد که در تمام زندهگیاش ندیده بود. امیر حسین لحظهیی مات و مبهوت در جا میخشکد. دخترخانم جوان چاقوی بزرگ را در گلوی هماتاقیاش فرو برده و خون همهجا را سرخ کرده است.

قسمت پانزدهم درامۀ دری مهاجرت

عبدالستار حسینی، عضو مجلس نمایندهگان و یکی از اعضای هیـأت بررسیکنندۀ قضیۀ به دریاانداختن مهاجران افغانستان، به سلاموطندار میگوید که مقامهای ایرانی حاضر به گفتوگو و همکاری با آنان نمیشوند. او میگوید: «ما به اسناد و شواهد لازم دست یافتهایم، ولی آنان – هیأت بررسیکنندۀ ایران– به گفتوگو در پیوند به این رویداد تمایلی نشان نمیدهند.»

قسمت چهاردهم درامۀ دری مهاجرت

قسمت سیزدهم درامۀ دری مهاجرت

قسمت دوازدهم درامۀ دری مهاجرت

قسمت یازدهم درامۀ دری مهاجرت

قسمت دهم درامۀ دری مهاجرت

قسمت نهم درامۀ دری مهاجرت

قسمت هشتم درامۀ دری مهاجرت

قسمت هفتم درامۀ دری مهاجرت

قسمت ششم درامۀ دری مهاجرت

قسمت پنجم درامۀ دری مهاجرت

قسمت چهارم درامۀ دری مهاجرت

قسمت سوم درامۀ دری مهاجرت