همهروزه شش صبح خودش را به پلهارتن شهر کابل میرساند و میکوشد با تطبیق قوانین ترافیکی و مدیریت تردد موترها، نظمی در خیابان ایجاد کرده و رفتوآمد شهروندان را آسان کند.
محمدنواب صافی، باشندهی خیرخانهی شهر کابل که اکنون به عنوان مدیر کنترل و مراقبت ریاست ترافیک کار میکند، میگوید که ۳۰ سال از عمرش را در بخش ایجاد نظم شهری و مدیریت ترافیک جادهها سپری کرده است. «از شش صبح به وظیفه میآیم تا ۱۰ شب؛ ما تطبیقکنندهی قانون استیم و وقتی به وظیفه میآیم، تمام نقاط آسیبپذیر را بررسی و تقویت میکنیم برای جریان درست ترافیک، تا نظم برقرار شود.»
صافی در سرما و گرما، دشواری ایستادن در خیابان را تحمل میکند تا شهروندان بتوانند سالم و آسانتر به مقصدهای تعیینشدهی شان برسند. میگوید وقتی درخواست کودکان را برای همکاری در ردشدن از خیابان میپذیرد، لبخند آن لحظهی آنها، انرژیاش برای کار را بیشتر میکند. «ایستادنشدن در سرک از صبح تا شام خیلی دشواری است؛ اما وقتی کودکان میگویند کاکا ترافیک مرا از سرک تیر کن؛ این خودش لذت دیگری دارد؛ انجامدادن وظیفه در قالب قانون و خدمت به مردم خودش عبادت است.»
صافی، با این که تنخواه زیادی ندارد، اما میگوید که با آن میتواند به نیازهای خوراکی، پوشاکی، بهداشتی و دیگر نیازهای زندگیاش رسیدگی کند. «همین حقوق ۱۵ یا ۲۰ هزار که ماهانه میگیرم، میتواند نیازها را تا حدی زیاد تأمین کند؛ ما در روزهای عید و جمعه رخصتی نداریم؛ تنها در سال رخصتی قانونی داریم که میتوانیم بگیریم؛ بهترین رخصتی برای ما همین است که مردم در امن باشند.»

صافی، میگوید که مدیریت ترافیک جاده در شهری که بسیاری از باشندگان آن توجهی به قوانین ترافیکی ندارند، دشوار است؛ وضعیتی که گاه حس ناامیدی را در او ایجاد میکند. میافزاید: «اگر فرزندان در برابر پدر و مادر بیاحترامی کنند؛ آنها ناامید میشوند و فکر میکنند که نتوانستیم فرزند درست تربیه کنیم؛ کار ما هم همین گونه است؛ وقتی رانندگان قوانین را رعایت نمیکنند، جگرخون میشویم که نتوانستیم رانندگان را بفهمانیم که چه طور رانندگی کنند و دیگران را به خطر نیدازند.»
صافی، میگوید که وسعتیافتن جادهها، ایجاد ترانسپورت شهری منظم، آگاهی شهروندان از قوانین ترافیکی و ساخت پیادهروهای کلان و معیاری، میتواند به کاهش ازدحام ترافیکی و مشکلات در رفتوآمد شهرواندان بینجامد. «سر و کار ما با متخلفان است؛ با کسانی است که قوانین را رعایت نمیکنند؛ مثلاً رانندگان محترم در جایی که ما برای شان تعیین میکنیم، توقف نمیکنند، یا پیادهروان از پیادهروها استفاده نمیکنند و جادهها را بند میاندازند؛ پیادهروان به عنوان مشکل در جریان ترافیک است.»
با این که کمتوجهی شهروندان به مقررههای ترافیکی، گاهی باعث دلزدگی صافی از کار میشود، اما او این حس را نادیده گرفته و همچنان برای برپایی نظم در خیابان تلاش میکند.






