تکامل و تطوری در طرز و شیوۀ بناکردن و آراستن حرمسراها از زمان عبدالرحمان به این طرف رخ نموده بود و آن به ارتباط مذاق شهوی و اسافل اعضا بود.
چندان که مذکور شد، امیرعبدالرحمان «خروس مذهب» بود و تاز باز، و حرمسرایش پر از پسران نوجوان، ولی امیرحبیبالله رسم پدرانه را منسوخ کرد و حرمسرا را به سیمین عذاران مخصوص گردانید و عیاشی و شادخواری را بیش از پدر مقبول میشمرد.
راستی را از این امیران بدگوهر و بدپرور هرگونه انتظاری در حکم آب در هاون کوبیدن نیست؟ امیرحبیبالله در زمان ولیعهدی هشت زن نکاحی داشت و بعد از فوت پدر، بنا بر فقه حنفی، چهار زن را طلاق گفت تا رفتارش موافق و مطابق شرع باشد. ولی از سوی دیگر بر تعداد زنان حرامسرا افزود و به آن هم بسنده نکرد و قانع نشد و بیشترینه شبها را به منزل خواهر خود «هاجر خانم» ملقب به «اختالسراج» میرفت، گویی امیرحبیبالله خان همانند عدهیی از شاعران معاصر، صحنۀ تمام بازیهای زندهگی و تاریخ را در شهوتپرستی میدید، زیرا از این طریق به پرورش رجالی نیز نایل آمده بود. دریغ و درد بر ملتی که رجال و قدرتمندان آن از بطن کنیزان به عمل آیند و به اصطلاح خودیتر حلالزاده نباشند و عنان اجتماع و چرخ مملکت را نیز در دست گیرند.
حبیبالله خان
آری امیران نااهل و گوسفندمند، سوای این که چرخهای مزبور را در دست داشتند، در جوانی به آموختههای خاص خود میپرداختند!
از رجال نامدار و معروفی که ثمره کنیزبارهگی و زبانبازی امیرحبیبالله بود میتوان حیاتالله خان عضدالدوله و محمدکبیرجان و غیره را نام برد. رجالههای مزبور در دوران جوانی آموختههای خاص خود را داشتند؛ آموختههایی که با آیین کشورداری و سیاست هیچ ارتباطی نداشت. چندان که هر یک از آنها «گردونهیی در جیب داشته که دور میزی جمع میشده و روی دو پا نشسته به طرف یکدیگر رها میکردند و در موقع تصادف دو گلوله به یکدیگر، هر کدام میشکست، مبلغی پول به دیگری میباخت.»
این بود آموزشهایی که بچههای کنیزهکان میآموختند. مضاف بر مشاهداتی که در حولوحوش حرامسراهای دربار و انگلیس پیشهگی پدرانشان داشتند، و دیری نمیگذشت که نشانهای پیدرپی به لباسهای آن نصب میشد.
بریدهیی از کتاب «تاریخ و زبان در افغانستان» اثر مایل هروی
این متن با اندکی دستکاری در علامتگذاریها به هدف بهترخوانی منتشر شده است.
کنیزان شاهزادهزا
رقابتهای ششجانبهی برازیل؛ تیم فوتسال افغانستان به فاینل راه یافت
نتیجهی روند اعتباردهی شفاخانههای خصوصی اعلام شد
باشندگان چهار ولسوالی غزنی از خرابی راههای ارتباطی شکایت دارند
خریدهای غیرضروری زنان؛ از تصمیمهای لحظهای تا فشار بر اقتصاد خانواده
باشندگان بدخشان خواهان بازسازی سرکهای این ولایت اند
مجاهد: رشد اقتصاد افغانستان از اولویتهای امارت اسلامی است
پنج تن در رویداد ترافیکی در شاهراه کابل-کندهار جان باختند
تکامل و تطوری در طرز و شیوۀ بناکردن و آراستن حرمسراها از زمان عبدالرحمان به این طرف رخ نموده بود و آن به ارتباط مذاق شهوی و اسافل اعضا بود.
چندان که مذکور شد، امیرعبدالرحمان «خروس مذهب» بود و تاز باز، و حرمسرایش پر از پسران نوجوان، ولی امیرحبیبالله رسم پدرانه را منسوخ کرد و حرمسرا را به سیمین عذاران مخصوص گردانید و عیاشی و شادخواری را بیش از پدر مقبول میشمرد.
راستی را از این امیران بدگوهر و بدپرور هرگونه انتظاری در حکم آب در هاون کوبیدن نیست؟ امیرحبیبالله در زمان ولیعهدی هشت زن نکاحی داشت و بعد از فوت پدر، بنا بر فقه حنفی، چهار زن را طلاق گفت تا رفتارش موافق و مطابق شرع باشد. ولی از سوی دیگر بر تعداد زنان حرامسرا افزود و به آن هم بسنده نکرد و قانع نشد و بیشترینه شبها را به منزل خواهر خود «هاجر خانم» ملقب به «اختالسراج» میرفت، گویی امیرحبیبالله خان همانند عدهیی از شاعران معاصر، صحنۀ تمام بازیهای زندهگی و تاریخ را در شهوتپرستی میدید، زیرا از این طریق به پرورش رجالی نیز نایل آمده بود. دریغ و درد بر ملتی که رجال و قدرتمندان آن از بطن کنیزان به عمل آیند و به اصطلاح خودیتر حلالزاده نباشند و عنان اجتماع و چرخ مملکت را نیز در دست گیرند.
آری امیران نااهل و گوسفندمند، سوای این که چرخهای مزبور را در دست داشتند، در جوانی به آموختههای خاص خود میپرداختند!
از رجال نامدار و معروفی که ثمره کنیزبارهگی و زبانبازی امیرحبیبالله بود میتوان حیاتالله خان عضدالدوله و محمدکبیرجان و غیره را نام برد. رجالههای مزبور در دوران جوانی آموختههای خاص خود را داشتند؛ آموختههایی که با آیین کشورداری و سیاست هیچ ارتباطی نداشت. چندان که هر یک از آنها «گردونهیی در جیب داشته که دور میزی جمع میشده و روی دو پا نشسته به طرف یکدیگر رها میکردند و در موقع تصادف دو گلوله به یکدیگر، هر کدام میشکست، مبلغی پول به دیگری میباخت.»
این بود آموزشهایی که بچههای کنیزهکان میآموختند. مضاف بر مشاهداتی که در حولوحوش حرامسراهای دربار و انگلیس پیشهگی پدرانشان داشتند، و دیری نمیگذشت که نشانهای پیدرپی به لباسهای آن نصب میشد.
بریدهیی از کتاب «تاریخ و زبان در افغانستان» اثر مایل هروی
این متن با اندکی دستکاری در علامتگذاریها به هدف بهترخوانی منتشر شده است.
کلیدواژهها: حبیبالله خان // کنیزان // حرمسرا
تحلیل و گزارش
دشمنی ۱۰ساله میان دو قوم در غزنی پایان یافت
چرا به زبان اوزبیکی کتابهایی کمتری چاپ میشود؟
وزارت داخله: پوشیدن یونیفرم برای نیروهای امنیتی الزامی است
یونیسف یک شبکهی آبرسانی در پروان میسازد
بنیاد آقاخان یک شبکهی آبرسانی در پروان میسازد
زمینلرزهی شرق افغانستان؛ «روند آموزش ۲۰۰ هزار دانشآموز متأثر شده است»
دیدار ترامپ با آل ثانی؛ قطر: گفتوگوها مثبت بود
زلزلهی ۷.۴ریشتری در ساحل شرقی کامچاتکای روسیه رخ داد
نخستین نخستوزیر زن در تاریخ نپال؛ کارکی پس از ناآرامیهای خونین به قدرت رسید
غرقشدن دو کشتی در کنگو؛ ۱۹۳ تن جان باختند
مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامهی «راهحل دوکشوری» اسرائیل و فلسطین را تصویب کرد
حرمسرای قذافی؛ روایتی تکاندهنده از رسوایی جنسی دیکتاتور لیبی
اخبار و گزارشهای سلام وطندار را از شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
فیسبوک
توییتر
تلگرام