یافته‌های سلام‌وطندار از گفت‌وگو با ۲۲ مادر که پسران ‌شان ازدواج کرده ‌اند، نشان می‌دهد که ۱۵ تن آن‌ها پس از ازدواج پسران ‌شان، از کاهش توجه، محبت و رسیدگی آن‌ها شکایت دارند. این مادران از کم‌شدن دیدارها و احوال‌پرسی‌ها تا کاهش حمایت مالی و تغییر روابط خانوادگی سخن می‌گویند. در مقابل، هفت مادر دیگر می‌گویند که ازدواج پسران ‌شان تأثیری بر رابطه‌ی آن‌ها نداشته و فرزندان‌ شان هم‌چنان به آن‌ها محبت می‌کنند و در حد توان از آن‌ها حمایت می‌کنند.

از میان ۱۵ مادری که از رفتار پسران ‌شان ناراضی ‌اند، هشت تن از کاهش توجه و محبت، کم‌شدن دیدارها و احوال‌پرسی‌ها شکایت دارند؛ چهار تن، افزون بر کاهش توجه و محبت، از ناکافی‌بودن کمک‌های مالی و حمایتی ناراضی ‌اند و سه تن دیگر از تغییر روابط خانوادگی و جایگاه خود در خانواده، به ‌ویژه احساس کنار گذاشته‌شدن و بروز تنش در روابط با پسر و عروس ‌شان، سخن می‌گویند.

عزیزه، باشنده‌ی کابل که سه پسرش ازدواج کرده‌ اند، می‌گوید که پس از ازدواج، رفتار و میزان توجه پسرانش تغییر کرده است. به گفته‌ی او، پسرانش هنگام دیدار نیز، مانند گذشته با او صحبت نمی‌کنند و وقت کم‌تری برایش اختصاص می‌دهند. «پس از عروسی پسرم، او از من جدا شد و رفتارش نیز تغییر کرد. رفتار فرزندانش هم با من متفاوت است. با آن‌ که جدا از پسرم زندگی می‌کنم، هنگام دیدن نواسه‌هایم با آن‌ها مهر و محبت می‌کنم و خودم را مادرکلان مهربانی می‌دانم؛ اما آن‌ها رابطه‌ی خوبی با من ندارند.»

نیک‌بخت، ۴۷ساله از ننگرهار نیز، تجربه‌ی مشابهی دارد. به گفته‌ی او، رفتار پسرش پس از ازدواج تغییر کرده و او مانند گذشته با احترام و مهربانی با مادرش برخورد نمی‌کند. «پس از ازدواج، رفتار پسرم تغییر کرده و برخوردش با من خوب نیست. من ازدواج او را یکی از دلیل‌های این تغییر می‌دانم. برخی عروسان باسوادند و از حقوق مادر و پدر آگاهی دارند، اما برخی دیگر از این حقوق آگاه نیستند. شاید هم مسئولیت‌های زندگی بر دوش او بیش‌تر شده باشد. با این حال، من از رفتار او راضی نیستم.»

این مادران می‌گویند که بیش از کمک مالی، خواهان توجه، محبت، احترام و احوال‌پرسی پسران‌شان ‌اند. آن‌ها انتظار دارند که فرزندان ‌شان پس از ازدواج نیز به آن‌ها توجه کنند و پیوند عاطفی خود را با پدر و مادرشان حفظ کنند.

مریم، باشنده‌ی فراه که از تغییر رفتار پسرش پس از ازدواج او شکایت دارد، می‌گوید که بیش از هر چیز به محبت، احترام و توجه نیاز دارد. به گفته‌ی او، تماس‌های تلفنی و دیدارهای منظم، حتا بدون کمک مالی، می‌توانند برای مادران ارزش زیادی داشته باشند. «بیش از هر چیز، محبت، احترام و توجه می‌خواهم. کمک مالی نیز اهمیت دارد، اما احوال‌پرسی، تماس تلفنی و دیدارهای منظم برایم ارزش زیادی دارد. گاهی یک تماس ساده از سوی فرزند می‌تواند دل مادر را شاد کند. به باور من، ازدواج به معنای فراموش‌کردن والدین نیست؛ بل پسر باید در کنار ساختن زندگی مستقل خود، احترام، محبت و رسیدگی به مادر و پدرش را نیز حفظ کند.»

فاطمه بشردوست از دایکندی نیز، می‌گوید که بیش از کمک مالی، خواهان محبت، احترام و توجه پسرش است. او تأکید می‌کند که فرزندان باید در کنار پذیرفتن مسئولیت‌های زندگی مشترک خود، از والدین سال‌خورده‌ شان نیز غافل نشوند. «خواستم این است که فرزندان به پدر و مادر سال‌خورده‌ی خود احترام بگذارند و کاری کنند که آن‌ها رنج کم‌تری بکشند. مسئولیت زندگی و خانواده‌ی خود را بپذیرند و در کنار آن، به ما نیز توجه داشته باشند و از احوال ما بی‌خبر نمانند. ما از فرزندان خود همین احترام و توجه را می‌خواهیم. اگر توان مالی داشته باشند، کمک مالی نیز بخشی از این مسئولیت است.»

کاهش حمایت مالی و نگرانی مادران سال‌خورده

در کنار نیازهای عاطفی، شماری از مادران از کاهش کمک‌های مالی پسران‌ شان نیز، شکایت دارند. به گفته‌ی آن‌ها، مشکلات اقتصادی و ناتوانی در تأمین هزینه‌های زندگی، به ‌ویژه برای مادران سال‌خورده‌ای که همسر خود را از دست داده‌ا ند، دشواری‌های بیش‌تری ایجاد کرده است.

بی‌بی خال، ۵۹ساله از جوزجان، می‌گوید که هفت سال از درگذشت همسرش می‌گذرد و پسرانش حاضر نیستند او را نزد خود نگه دارند یا هزینه‌های زندگی‌اش را تأمین کنند. او که بیمار است، می‌گوید برای تأمین نیازهای زندگی ناچار است کار کند؛ اما به دلیل بالا رفتن سن، دیگر توان گذشته را ندارد.

بی‌بی خال می‌افزاید: «مریض هستم و به‌ عنوان یک زن بیوه، با مشکلات زیادی روبه‌رویم. هفت سال می‌شود که شوهرم فوت کرده است. فرزندانم زندگی جداگانه‌ای دارند و از من حمایت نمی‌کنند. وقتی مریض می‌شوم، کسی نیست که مرا نزد داکتر ببرد. خودم در جایی کار می‌کنم و گاهی نیز پشم‌ریسی می‌کنم؛ اما حالا پیر شده‌ام و دیگر توان گذشته را ندارم. خواسته‌ام از فرزندم این است که از من مراقبت کند و در این دوران پیری تنهایم نگذارد.»

خدیجه از کابل نیز، می‌گوید که پسرش به‌ گونه‌ی منظم از او حمایت مالی نمی‌کند و تنها در صورت درخواست او، گاهی کمک می‌کند. با این حال، به گفته‌ی خدیجه، نیاز اصلی‌اش پول نیست؛ بل می‌خواهد فرزندانش برای دیدار و گفت‌وگو با او وقت بگذارند. «فرزندانم به‌ طور منظم کمک مالی نمی‌کنند. اگر به چیزی ضرورت داشته باشم و برای ‌شان بگویم، گاهی کمک می‌کنند؛ اما خود شان به ‌ندرت پیش‌قدم می‌شوند. بعضی وقت‌ها احوال‌پرسی می‌کنند و می‌پرسند که آیا به چیزی ضرورت دارم یا نه. با این حال، مشکل اصلی من پول نیست؛ می‌خواهم کنارم بنشینند، با من گپ بزنند، احوالم را بپرسند و به من توجه کنند. همین محبت و توجه فرزندان برایم خوش‌حالی می‌آورد.»

در مقابل، هفت مادر دیگر که با سلام‌وطندار گفت‌وگو کرده ‌اند، می‌گویند ازدواج پسران ‌شان نه‌ تنها از محبت و احترام میان آن‌ها کم نکرده، بل پسران ‌شان هم‌چنان با احوال‌پرسی، رسیدگی هنگام بیماری و کمک در تأمین هزینه‌های زندگی از آن‌ها حمایت می‌کنند.

فاطمه از هرات می‌گوید که با گذشت نزدیک به دو سال از ازدواج پسرش، رابطه‌ی آن‌ها هم‌چنان صمیمی است و او از رفتار پسرش رضایت دارد. «رابطه‌ی من و پسرم پیش از ازدواجش نیز خوب بود و پس از ازدواج هم هیچ تغییری نکرده است. احترام متقابل، صمیمیت و محبت میان ما مانند گذشته برقرار است.»

رابعه، ۴۵ساله می‌گوید که با وجود چالش‌های مالی پسرش، او هم‌چنان از مادرش حمایت می‌کند و هنگام بیماری و برای تأمین هزینه‌های زندگی به او کمک می‌کند. «رفتار پسرم پس از ازدواج تغییر نکرده است. هنوز هم به من توجه دارد، کمکم می‌کند، مرا نزد داکتر می‌برد و برمی‌گرداند و برایم پول می‌دهد. پسرم با من زندگی می‌کند و از این بابت خوش‌حال هستم.»

مسئولیت فرزندان در برابر والدین

شماری از عالمان دین، می‌گویند که بر اساس آموزه‌های اسلامی، نیکی و رسیدگی به والدین از مسئولیت‌های فرزندان است و ازدواج، این مسئولیت را از بین نمی‌برد.

محمدیونس قاری‌زاده، عالم دین، می‌گوید که ازدواج فرزندان، مسئولیت آن‌ها در برابر والدین را از بین نمی‌برد و هر یک باید در حد توان از پدر و مادر خود مراقبت کنند.

او می‌افزاید: «فرزندان در برابر والدین خود مسئولیت دارند. خداوند در قرآن‌کریم می‌فرماید: «وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا»؛ یعنی به پدر و مادر نیکی کنید. ازدواج فرزندان باعث ازبین‌رفتن حقوق والدین نمی‌شود. فرزندان باید پیوند خویشاوندی خود را حفظ کنند و در حد توان، از نظر اقتصادی و در سایر نیازها از پدر و مادرشان حمایت کنند. بی‌توجهی به والدین و نادیده‌گرفتن حقوق آن‌ها، از نظر شرعی گناه است.»

حقوق‌دانان نیز، بر اهمیت حمایت از والدین نیازمند تأکید می‌کنند. به گفته‌ی آن‌ها، ازدواج فرزندان به‌خودی‌خود به معنای پایان مسئولیت اخلاقی و خانوادگی آن‌ها در برابر والدین نیست؛ با این حال، تعیین مسئولیت قانونی باید با توجه به قوانین قابل اعمال و شرایط هر خانواده صورت گیرد.

شگوفه علی‌بیک، حقوق‌دان، می‌گوید که در صورت ناتوانی مادر سال‌خورده از تأمین نیازهای اساسی زندگی، فرزندان باید مطابق توان مالی خود در تأمین هزینه‌های زندگی و درمان او سهم بگیرند. «اگر مادر سال‌خورده، نیازمند و بیمار باشد و نتواند نیازهای خود را تأمین کند، فرزندان در حد توان مکلف به حمایت از او هستند. ازدواج فرزندان نمی‌تواند مانع مسئولیت آن‌ها در برابر والدین شود. اگر فرزند توانایی مالی داشته باشد، باید در حد توان هزینه‌های ضروری مانند غذا، مسکن و دارو را برای مادر فراهم کند. این مسئولیت تنها بر دوش یک فرزند نیست و هر فرزند توان‌مند، چه دختر باشد و چه پسر، باید در این مسئولیت سهم بگیرد.»

عبدالمجید ایلبلگی، آگاه مسائل حقوقی نیز، می‌گوید که بر اساس فقه حنفی، اگر مادر توانایی تأمین هزینه‌های زندگی خود را نداشته باشد، فرزندان برخوردار از توانایی مالی، بدون تفاوت میان دختر و پسر، مسئول تأمین نفقه‌ی او هستند. «در فقه حنفی، اگر مادر فقیر و نیازمند باشد و مال یا درآمد کافی برای تأمین زندگی خود نداشته باشد، نفقه‌ی او بر فرزندان توان‌گر واجب است. این مسئولیت تنها بر دوش پسر نیست؛ اگر دختر توانایی مالی داشته باشد نیز در نفقه‌ی مادر مسئولیت دارد. نفقه شامل نیازهای متعارف زندگی مانند خوراک، لباس، مسکن، هزینه‌های زندگی و درمان می‌شود.»

پیامدهای عاطفی کاهش توجه به مادران

شعیب احمدی، جامعه‌شناس، می‌گوید که ناتوانی برخی پسران در ایجاد تعادل میان مسئولیت‌های خانواده‌ی جدید و مسئولیت‌های‌ شان در برابر والدین، می‌تواند سبب کاهش توجه و احترام آن‌ها به پدر و مادر پس از ازدواج شود.

احمدی می‌افزاید: «هرگاه جوانان نتوانند میان زندگی مشترک و مسئولیت‌های‌ شان در برابر والدین تعادل برقرار کنند، بدون شک توجه و احترام آن‌ها نسبت به پدر و مادر کاهش می‌یابد؛ زیرا بیش‌تر وقت خود را با خانواده‌ی جدید شان سپری می‌کنند. عوامل دیگری نیز می‌تواند در این زمینه نقش داشته باشد؛ از جمله آگاهی نداشتن از مسئولیت‌ها و جایگاه والدین در خانواده. برخی جوانان زحمت‌ها و تلاش‌های پدر و مادر خود را نادیده می‌گیرند و آن‌گونه که باید، قدر فداکاری‌های آن‌ها را نمی‌دانند. چنین نگرشی می‌تواند زمینه‌ساز مشکلات و فاصله میان والدین و فرزندان شود.»

روان‌شناسان نیز، می‌گویند که کاهش توجه و محبت پس از ازدواج پسران می‌تواند در برخی مادران احساس تنهایی، نادیده‌گرفته‌شدن و ناامنی عاطفی ایجاد کند. آن‌ها تأکید می‌کنند که تقویت روابط عاطفی، گفت‌وگو و درک متقابل میان اعضای خانواده می‌تواند از افزایش تنش‌های خانوادگی جلوگیری کند.

زحل امیرزاده، روان‌شناس، می‌گوید که مادران پس از ازدواج پسران ‌شان ممکن است به ‌دلیل کاهش وقت و توجه آن‌ها، احساس تنهایی و نادیده‌گرفته‌شدن کنند. به گفته‌ی او، پسران نیز ممکن است در ایجاد تعادل میان مسئولیت‌های‌ شان در برابر مادر و خانواده‌ی جدید با دشواری روبه‌رو شوند. «مادر ممکن است احساس تنهایی، نادیده‌گرفته‌شدن و اندوه شدید را تجربه کند. در سوی دیگر، پسر نیز ممکن است زیر فشار قرار بگیرد و نداند چه‌گونه میان مسئولیت‌های خود در برابر مادر و خانواده‌ی جدیدش تعادل برقرار کند. در چنین شرایطی، اگر مدیریت درست و گفت‌وگوی مؤثر وجود نداشته باشد، ممکن است روابط میان مادر، پسر و عروس با تنش، حسادت و اختلاف روبه‌رو شود.»

سید روح‌الله رضوانی، روان‌شناس دیگر نیز، می‌گوید که دل‌تنگی مادر پس از ازدواج پسرش طبیعی است؛ اما توجه متقابل و تقویت روابط عاطفی خانواده می‌تواند از احساس رهاشدگی و بروز تنش جلوگیری کند.

او افزاید که وابستگی بیش از حد احساس ارزش‌مندی مادر به نقش مادری و رابطه با پسرش، در کنار کم‌بود حمایت عاطفی از سوی همسر، می‌تواند سازگاری او را با تغییرات خانوادگی دشوارتر کند. «اگر زنی تمام احساس ارزش‌مندی، دوست‌داشتنی‌بودن و تعلق خاطر خود را در نقش مادری جست‌وجو کند و نسبت به خودش شفقت و مهربانی نداشته باشد، ممکن است با چالش‌های عاطفی روبه‌رو شود. این وضعیت زمانی پیچیده‌تر می‌شود که او در رابطه با همسرش نیز صمیمیت، محبت و حمایت عاطفی کافی دریافت نکند. در چنین شرایطی، مادری که بخش بزرگی از احساس ارزش‌مندی خود را از نقش مادری و رابطه با پسرش می‌گیرد، ممکن است پس از ازدواج و دورشدن پسرش، احساس کند که ارزش‌مندی و امنیت عاطفی‌اش به خطر افتاده است.»

مسئولان وزارت امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر می‌گویند که بخش عمده‌ای از شکایت‌های رسیده به این وزارت، مربوط به نافرمانی فرزندان از والدین و رعایت‌نکردن حقوق آن‌ها است. به گفته‌ی این مسئولان، در پنج سال گذشته هزاران قضیه‌ی مربوط به نافرمانی فرزندان و رعایت‌نکردن حقوق والدین در سراسر کشور ثبت شده است.

سیف‌الاسلام خیبر، سخن‌گوی این وزارت، می‌گوید که این نهاد از طریق محتسبان و برنامه‌های تبلیغاتی خود در باره‌ی حقوق والدین و مسئولیت فرزندان در برابر آن‌ها آگاهی‌دهی می‌کند.

او می‌افزاید: «محتسبان در جریان فعالیت‌های عمومی و روزمره، در باره‌ی حقوق والدین، شیوه‌ی رفتار و برخورد با آن‌ها و حقوق شرعی پدر و مادر که ادای آن بر فرزندان فرض است، به جوانان و دیگر افراد جامعه آگاهی‌دهی می‌کنند. هم‌چنان، وزارت از طریق بخش‌های نشراتی و تبلیغاتی خود در این زمینه فعالیت می‌کند. در نصاب و برنامه‌های تبلیغاتی مبلغانی که مربوط به ریاست تبلیغات و امور این وزارت هستند نیز توصیه‌هایی در باره‌ی ادای حقوق والدین گنجانیده شده است.»

یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که تجربه‌ی مادران پس از ازدواج پسران‌ شان یکسان نیست. در حالی که شماری از آن‌ها از کاهش توجه، محبت و حمایت مالی شکایت دارند، گروهی دیگر می‌گویند که رابطه‌ی صمیمی‌شان با فرزندان پس از ازدواج نیز حفظ شده است.

مرتبط با این خبر:

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: