میان لب‌خند و اندوه؛ فشار اجتماعی چه گونه افراد را به شادنمایی وادار می‌کند؟

لب‌خندزدن در جمع، خوش‌حال نشان‌دادن در خانواده و عادی رفتارکردن میان دوستان، برای شماری از شهروندان به یک «نقاب روزمره» بدل شده است؛ نقابی که پشت آن اضطراب، خستگی روانی و احساس درک‌نشدن پنهان می‌شود. بسیاری از جوانان می‌گویند که پنهان‌کردن احساسات بیش‌تر نتیجه‌ی فشار اجتماعی، ترس از قضاوت و تجربه‌های مکرر بی‌توجهی است تا یک انتخاب فردی.
زمانی که افراد احساس می‌کنند درد و رنج شان شنیده نمی‌شود یا ممکن است مورد قضاوت قرار گیرند، ترجیح می‌دهند سکوت کنند و ظاهر آرام خود را حفظ کنند، حتا اگر در درون با فشار روانی شدیدی روبه‌رو باشند.

گرانی بی‌کاری برای زنان؛ «گاهی ناامیدی به حدی فشار می‌آورد که می‌خواهم خودکشی کنم»

«از کاپیسا به کابل آمدیم، به امید این که کاری برای ما پیدا شود؛ اما فعلاً شوهرم کراچی‌رانی می‌کند و مه هم خانم خانه استم. خانه خسورانم که مصرفش سر معاش ما بود، حالی دَ امان خدا مانده.» این را شیبا می‌گوید؛ زنی که پیش از روی‌کارآمدن امارت اسلامی، در یکی از مؤسسه‌های خارجی به عنوان آموزگار کار می‌کرد؛ اما پس از وضع محدودیت کاری بر زنان، خانه‌نشین شده و هم‌زمان با او، شوهرش نیز بی‌کار شده است.