«حاکمه، کجاستی؟ من سرطان دارم»؛ روایتی از صوفیا، از زبان یک هم‌کار و دوست

در مورد شخصیت صوفیا جان هر قدر بگوییم و بنویسیم، باز هم کم است. صوفیا قلبی بزرگ، پاک و نازنین داشت؛ آن‌ قدر دوست‌داشتنی و بی‌آلایش بود که توصیفش در چند جمله ممکن نیست. من از سال ۲۰۱۳، زمانی که تازه کارم را با سلام‌وطندار آغاز کرده بودم، با این دختر نازنین آشنا شدم. از همان نخستین دیدار، او را یکی از بی‌آلایش‌ترین انسان‌هایی یافتم که در میان هم‌کارانم دیده بودم؛ دختری پاک، معصوم، پرانرژی و پرتلاش. هیچ وقت به یاد ندارم کاری را به او سپرده باشم و گفته باشد «نمی‌توانم» یا «انجام نمی‌دهم». حتا در بدترین و دشوارترین شرایط، مسافت‌های دور را برای پوشش برنامه‌های خبری می‌پیمود.

صوفیا محمدزی؛ صدای آشنایی که برای همیشه خاموش شد

صدایی که سال‌ها از پشت میکروفون با مردم سخن می‌گفت، حالا خاموش شده است؛ صوفیا محمدزی، خبرنگار، تهیه‌کننده و گوینده‌ی پیشین رادیو سلام‌وطندار، که پس از نزدیک به شش سال مبارزه با بیماری سرطان، درگذشت.

صوفیا محمدزی؛ صدایی که پس از سال‌ها مبارزه با سرطان خاموش شد

صوفیا محمدزی، خبرنگار، گوینده و تهیه‌کننده‌ی رسانه‌ای، پس از سال‌ها مبارزه با بیماری سرطان، امروز (چهارشنبه، ۲۱ اسد/۱۲ آگست) در یکی از شفاخانه‌ها درگذشت. دوستان نزدیک او به سلام‌وطندار می‌گویند که صوفیا پس از سال‌ها رنج و تحمل درد ناشی از بیماری، جان باخته است.