
داستان زنی که با دامداری نان خانوادهاش را تأمین میکند
سردی بر گونههایش گل انداخته، موهای ژولیدهاش که سپیدی آن دشواری سالهای زندگی را بیپرده روایت میکند، بر قامت خمیده و لاغرش سایه افکنده است. با دستانی لرزان، برای بزها و مرغهایی که نان سفرهاش به آنها گره خورده، علف خشک میریزد.






