جدال نان و قلم؛ تلاش جوانان برای حفظ تعادل میان کار و تحصیل

نتیجه‌ی گفت‌وگوی سلام‌وطندار با ۱۳ جوان شاغل و دانش‌جو در افغانستان، نشان می‌دهد که کار هم‌زمان با تحصیل میان این جوانان بیش از این که یک انتخاب حرفه‌ای باشد، یک ضرورت اقتصادی است. تمامی جوانان گفت‌وگوشده در این گزارش، می‌گویند که بدون کار قادر به ادامه‌ی تحصیل نیستند؛ موضوعی که به باور کارشناسان، در صورت مدیریت درست، می‌تواند مهارت‌های حرفه‌ای و سرمایه‌ی انسانی جوانان را تقویت کند.

بازگشت‌کنندگان از پاکستان خواستار ایجاد فرصت‌های کاری اند

در چهارراه حاجی یعقوب شهرنو کابل، هر روز ده‌ها کارگر روزمزد گردهم می‌آیند. آنان از صبح تا شام چشم‌به‌راه می‌مانند تا کسی از راه برسد و آن‌ها را برای کار ببرد؛ اما بیش‌تر آن‌ها شام‌ با دست خالی به‌ خانه باز می‌‌گردند.

قربانیان خاموش محیط کار؛ روایت ۳۰ جوان از افسردگی شغلی

گفت‌وگوی سلام‌وطندار با ۳۰ جوانی که افسردگی شغلی دارند، نشان می‌دهد که کار خلاف رشته و نبود زمینه‌ی رشد در کار، دو عاملی اند که سبب شده است این جوانان دچار افسردگی شغلی شوند. این جوانان شامل ۱۵ دختر و ۱۵ پسر هستند و در بخش‌های مختلف از جمله «طبابت، رسانه، مکتب‌ها، نهادهای خصوصی، کارگاه‌های خیاطی، دانش‌گاه و کتاب‌خانه» سرگرم کار اند.

روز جهانی عدالت اجتماعی؛ یوناما: هر افغان حق دارد «بدون تبعیض» کار کند

امروز (جمعه، ۲۰ فبروری/۱ حوت) برابر با روز جهانی عدالت اجتماعی است. دفتر هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، در فیسبوکش نوشته است که عدالت اجتماعی در افغانستان یعنی هر افغان حق دارد وظیفه‎‌ی مناسب داشته باشد و «بدون تبعیض» و «باعزت» کار و درآمد کسب کند.

کار زنان؛ مشروعیت دینی، ممنوعیت خانوادگی

با این که آگاهان فقه و شریعت و عالمان دین، می‌گویند که بر بنیاد فقه حنفی، زن عاقل و بالغ، اهلیت کامل دارد و می‌تواند با رعایت شریعت اسلامی بیرون از خانه کار کند؛ اما شماری از زنان در گفت‌وگو با سلام‌وطندار می‌گویند که برای آنان حق کار و اشتغال از سوی خانواده‌های شان داده نمی‌شود.

کمک ۴۳میلیون‌دالری به افغانستان؛ شهروندان: کار می‌خواهیم، نه کمک موقت!

به دنبال هشدارهای پی‌هم به دلیل کم‌بود منابع مالی و افزایش نیازهای بشری در افغانستان در ۲۰۲۶، کشورها و سازمان‌های مختلف در یک ماه گذشته در مجموع بیش از ۴۳ میلیون دالر به نهادهای امدادرسان در افغانستان کمک کرده اند. 

ملل متحد: ۱۱ درصد بازگشت‌کنندگان به افغانستان به کار دست‌رسی دارند

بخش افغانستان سازمان بین‌المللی مهاجرت، اعلام کرده که از سپتمبر ۲۰۲۳ تا پایان ۲۰۲۴، دست‌کم دو میلیون و ۴۰۰ هزار شهروند افغانستان از ایران و پاکستان بازگشته اند.

این نهاد، امروز (یک‌شنبه، ۲۱ جدی) در اکس نوشته که تنها ۱۱ درصد بازگشت‌کنندگان به افغانستان به فرصت‌های کاری دست‌رسی دارند.

زندگی برای افراد دارای معلولیت؛ «بعضی‌ها ما را به چشم بد می‌بینند»

در گوشه‌ای از دفترش نشسته و بی‌وقفه سرگرم  تنظیم و فراهم‌سازی خدمات آموزشی و بهداشتی برای دختران دارای معلولیت است. مریم احمدی ۲۳ساله، باشنده‌ی شهر کابل که از معلولیت بینایی رنج می‌برد، می‌گوید که بدون دریافت هیچ دست‌مزدی تلاش دارد برای دیگر دختران دارای معلولیت بینایی شرایط زندگی بهتر را فراهم کند؛ تلاشی که از نگاه او تنها مسئولیت نیست و بخشی از هویت و باورش به توانایی‌های افراد دارای معلولیت در افغانستان است. «چند مدت به عنوان رییس در یک سازمان روشن ضمیران افغانستان بودم و برای افراد دارای معلولیت کار می‌کردم؛ فعلا هم آمر کمیته بانوان روشن‌دلان استم و در این بخش کار می‌کنم.»

کار و فشار خانوادگی؛ نبود قانون حمایتی زنان باردار را آسیب‌پذیر کرده است

این بخشی از حرف‌های زهرای ۲۸ساله، باشنده‌ی بادغیس است. زهرا که دوران سومین بارداری‌اش را می‌گذراند، می‌گوید که نه تنها نمی‌داند چه حقوقی دارد، بل حتا فرصت استراحت ندارد و با گذشت شش ماه از بارداری‌اش، تنها یک بار توانسته است با پول قرض نزد قابله برود.

کودکان کار دیروز، نوجوانان امروز؛ «بزرگ‌ترین آرزویم خواندن خط است»

احمد ۱۵ساله، کم‌تر از پنج سال داشت که روی جاده‌ها سرگرم کار شد؛ اکنون وسایل مورد نیاز کودکان را می‌فروشد و روزانه میان ۲۰۰ تا ۵۰۰ افغانی درآمد دارد. او که به دلیل کارکردن ناگزیر شد از صنف هفتم مکتب را ترک کند، می‌گوید که آرزو دارد دوباره مکتب برود و پزشک شود، در غیر آن مهاجرت خواهد کرد.

قصه‌ی زنی که روزش را با بازرسی مراجعه‌کنندگان در یکی از وزارت‌خانه‌ها سر می‌کند

عابده سلطانی ۴۵ساله‌ باشنده‌ی اصلی قلعه‌ی زمان‌خان کابل است و چهار سال پیش، پس از گذراندن یک دوره‌ی آموزشی کوتاه‌مدت، در بخش امنیتی این وزارت‌خانه استخدام شده است. از آن زمان، هر روز صبح زود تا دیروقت روز در همین اتاق، درگیر بازرسی زنانی‌ست که برای کارهای اداری به این ‌جا می‌آیند. «وقتی آمدم، تجربه نداشتم؛ اما سه ماه یک دوره‌ی آموزشی بود. آن را سپری کردم، یاد گرفتم و حالا کارم خیلی خوب شده. مشکلات اولیه حل شد؛ اما کار ما، تلاشی است، کمی سخت است.

دانش‌آموزانی که با فروختن گل، می‌کوشند اندکی از ناداری شان را بفروشند

کنار درهای فروش‌گاه‌ها و رستوران‌های شهرنو کابل، می‌ایستند و تلاش می‌کنند دیگران را برای خریدن یک دسته‌گل تشویق کنند. نگاه‌‌های شان سنگین و پر از انتظار است. این کودکان، نیم روز شان را در مکتب سر کرده و نیم‌ دیگر آن را در خیابان‌های گرم کابل سپری می‌کنند.