شهرنشینی و دسترسی روزافزون به تکنالوژی و اینترنت، بر سبک زندگی شهروندان افغانستان، به ویژه کودکان در شهرهای بزرگ، تأثیر عمیقی گذاشته است؛ تأثیری که شیوهی بازیهای کودکانه را نیز دگرگون کرده است.
شماری از شهروندان میگویند که در گذشته، بازیهای محلی و سنتی بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمرهی کودکان و نوجوانان بود؛ بازیهایی که نه تنها برای سرگرمی، بل برای تقویت روابط اجتماعی و ایجاد همدلی میان آنها نقش مهمی داشت.
با گذر زمان و فراهمشدن امکانات جدید، این بازیها رنگ عوض کرده و بسیاری از کودکان به جای بازیهای محلی، وقت خود را در شبکههای اجتماعی و بازیهای دیجیتالی سپری میکنند.
ورشمینهی ۵۰ساله از کابل، میگوید که بازیهای دوران کودکیاش ساده و ابتدایی بود و با گِل، تکههای پارچه و چوب انجام میشد؛ بازیهایی که با ساخت خانههای گِلی، تنور و عروسکهای دستساز، ساعتها آنها را سرگرم نگه میداشت. «ما سه دختر با گل خانه، تنور، دیگ، قاشق و دیگر وسایل بازی میساختیم و با همانها سرگرم میشدیم. از تکهی سفید عروسک میساختیم، چشمهایش را با نخ سیاه، لبهایش را با نخ سرخ و موهایش را با نخ طلایی میدوختیم.»
فریحهی ۲۹ساله باشندهی کابل، بازیهای کودکانهاش را این گونه روایت میکند: «وقتی خرد بودم، سنگهای ریز را جمع میکردیم و با آن پنجهچاق بازی میکردیم. دختران هم همراه ما در این بازی شرکت میکردند. گاهی هم با تباشیر روی زمین خط میکشیدیم و با یک سنگ هموار روی آن بازی میکردیم.»
خاطرهی ۳۳ساله از لوگر، میگوید که در کودکی افزون بر محرومیت از مکتب، برای نوع بازیهایش نیز محدودیتهایی وجود داشت و برخی بازیها از سوی خانواده ناپسند دانسته میشد. «در دوران کودکی سختگیری زیاد بود. نه مکتب بود و نه کورس؛ فقط برای خواندن قرآن میرفتم و در خانه کار میکردم. پدرکلانم اجازه نمیداد بازی کنم، چون به باور او عروسکبازی گناه بود. فقط برای یک ساعت از مادرم اجازه میگرفتم تا بازی کنم. مادرم برایم عروسک میساخت؛ از تکه، چشمهایش را با نخ سیاه، دهانش را با نخ سرخ و بینیاش را با نخ سفید میدوخت.»
باسط ۳۰ساله از پروان، از علاقهاش به بازیهای گروهی میگوید: «در دوران کودکی به بازیهای مختلف علاقه داشتم، اما بیشتر فوتبال بازی میکردم. صبحها مکتب بود و پسازچاشتها حدود سه یا چهار دور هم جمع میشدیم و بازی میکردیم. هفتهای یک یا دو روز هم توپدنده بازی میکردیم. صمیمیتی که میان ما بود باعث میشد همیشه با هم باشیم.»
در حالی که بزرگترها از بازیهای ساده و جمعی گذشته یاد میکنند، کودکان امروز تجربهای متفاوت دارند؛ تجربهای که بیشتر با تکنالوژی گره خورده است.
مقدس ۱۴ساله از کابل، میگوید که بیشتر وقت خود را با گوشی سپری میکند و علاقهای به بازیهای سنتی ندارد. «بیشتر از گوشی استفاده میکنم. در تیلفون ویدیو میبینم و گاهی هم تلویزیون تماشا میکنم. به بازی با عروسک علاقه ندارم.»
اسماعیل ۹ساله از فراه نیز، از سرگرمیهای دیجیتالی خود چنین میگوید: «سرگرمیام مبایل است. در یوتیوب کارتون میبینم و بازی هم میکنم. بازیهای موتر و فریفایر برایم جالب است.»
در مقابل، مطیعاللهی ۱۳ساله از ننگرهار، هنوز به بازیهای فیزیکی علاقه دارد. «روزانه کرکت و فوتبال بازی میکنم. به کارتون زیاد علاقه ندارم و بیشتر فیلمهای جنگی میبینم.»
با این حال، شعیب احمدی، جامعهشناس، در بارهی پیامدهای سبک جدید بازیهای کودکانه هشدار میدهد. به گفتهی او، استفاده بیش از حد از ابزارهای دیجیتالی میتواند از نظر فیزیکی و روانی بر کودکان تأثیر منفی بگذارد.
او میگوید: «این نوع بازیها از نظر فیزیکی باعث ضعف کودکان میشود و از نظر روانی ذهن آنها را مشوش میکند. برخی کودکان رفتارهای خشن پیدا میکنند، از والدین اطاعت نمیکنند و یا به کارهای نادرست روی میآورند. در بسیاری موارد، این وضعیت ناشی از استفاده بیش از حد از این وسایل است. با بزرگترشدن کودکان، این روند میتواند به انزوای آنها نیز منجر شود.»
با وجود این تغییرهای گسترده در سبک زندگی، هنوز هم یاد و خاطرهی بازیهای گذشته در ذهن بسیاری زنده است؛ خاطرههایی که نشان میدهد سادگی دیروز، بخشی از هویت امروز را شکل داده است.






