گفت‌وگوی سلام‌وطندار با ۳۰ جوانی که افسردگی شغلی دارند، نشان می‌دهد که کار خلاف رشته و نبود زمینه‌ی رشد در کار، دو عاملی اند که سبب شده است این جوانان دچار افسردگی شغلی شوند. گفت‌وشوندگان در این گزارش شامل ۱۵ دختر و ۱۵ پسر هستند و در بخش‌های مختلف از جمله «طبابت، رسانه، مکتب‌ها، نهادهای خصوصی، کارگاه‌های خیاطی، دانش‌گاه و کتاب‌خانه» سرگرم کار اند.

از میان این جوانان، ۱۷ تن می‌گویند که چندین سال است در شغل شان ارتقا نکرده اند و ۱۳ تن دیگر می‌گویند که خلاف رشته‌ی آموزشی شان کار می‌کنند؛ دو عاملی که سبب بی‌انگیزگی در کار، افت عمل‌کرد حرفه‌ای و در نتیجه سبب افسردگی شغلی میان این جوانان شده است.

افسردگی شغلی (Occupational Depression)، نوعی اختلال خلقی ناشی از عامل‌های مرتبط با محیط کار است و با نشانه‌هایی مانند بی‌انگیزگی مداوم، احساس بی‌ارزشی، کاهش تمرکز، خستگی مزمن و افت عمل‌کرد حرفه‌ای، هم‌راه است.

با این حال، این گزارش، نشان می‌دهد که نبود برنامه‌های ارتقای ظرفیت، برنامه‌های آموزشی و فرصت‌های یادگیری مسلکی در کنار دو عامل اصلی، از دیگر عامل‌های بروز افسردگی شغلی میان این جوانان است.

جوانان در این گزارش، از بدخشان، بغلان، پنجشیر، پروان و کابل، با سلام‌وطندار گفت‌وگو کرده اند. احمد حفیظی که در یکی از مکتب‌ها سرگرم کار است، می‌گوید که در محیط کار با افسردگی شغلی روبه‌رو شده است. به گفته‌ی او، نبود برنامه‌های ارتقای ظرفیت و فرصت‌های یادگیری، سبب شده است که انگیزه‌ی کاری‌اش به‌ تدریج کاهش یابد. او، می‌افزاید: «بعد از این که شش ماه از کارم گذشت، احساس خستگی زیاد شد و از جمله عواملی که باعث افسردگی من شده، نبود فرصت‌های رشد و ارتقا برای کارمندان و تبعیض میان کارمندان است که سبب افسردگی شغلی‌ام شده است.»

در همین حال، سوریا یوسفی، یکی دیگر از گفت‌وگوشوندگان که در یکی از نهادهای کمک‌رسان سرگرم کار است، دلیل‌های افسرده‌گی شغلی‌اش را نبود برنامه‌های ارتقای ظرفیت، فشار کاری و روبه‌روبودن با تبعیض در محیط کار می‌داند. «فشار زیاد کار، ساعت‌های طولانی کار و تبعیض میان کارمندان سبب افسرده‌گی‌ام شده است؛ برای کاهش افسرد‌گی شغلی میان کارمندان ایجاد برنامه‌های ارتقای ظرفیت و آموزشی، فرصت رشد و ارتقا را برای کارمندان بدهند.»

این جوانان، افزون بر نبود برنامه‌های ارتقای ظرفیت، کارکردن برای مدت طولانی در یک محیط ثابت و انجام وظیفه‌ی تکراری در یک بخش مشخص را از دیگر عوامل مهم افسرد‌گی شغلی می‌دانند.

مریم محمدی که در یکی نهادها در بخش  چاپ کتاب برای کودکان فعالیت می‌کند، می‌گوید که کارکردن پی‌هم و طولانی‌مدت در یک محیط و نبود زمینه‌ی رشد مسلکی به ‌تدریج باعث شکل‌گیری افسرد‌گی شغلی در او شده است: «شش سال است که کار می‌کنم؛ وقتی به طور مداوم یک کار را انجام بدهیم و کار با یک قشر باشد، فرد احساس خستگی و افسرد‌گی می‌کند.»

عبدالله محمدی مدیر یکی از مکتب‌ها نیز دلیل افسردگی شغلی‌اش را تکرار وظیفه و کارکردن طولانی‌مدت در یک محیط می‌داند. «بعد از این که چند سال از کار بگذرد و کار تکرار شود، انسان احساس خستگی می‌کند؛ عوامل دیگری که باعث افسرد‌گی شغلی می‌شود فشار کاری زیاد است.»

در سوی دیگر، شماری از گفت‌وگوشوندگان، کارکردن خلاف رشته را دلیل افسردگی شغلی شان می‌دانند. کوثر امیری که در رشته‌ی اقتصاد تحصیل کرده، می‌گوید که به دلیل نبود کار مطابق رشته‌اش، ناچار شده در یکی ز مکتب‌ها آموزگار شود؛ چیزی که به افسردگی شغلی در او انجامیده است. «سه سال است که معلمی می‌کنم؛ عاملی که سبب شده افسرده شوم این است که در رشته‌ی خودم کار نمی‌کنم و این وضعیت روانم را خسته کرده است.»

احمد، دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی حقوق که بر خلاف رشته‌ی تحصیلی‌اش کار می‌کند، می‌گوید مشکلات اقتصادی و کم‌بود فرصت‌های شغلی، او را به کار خلاف رشته واداشته است. «در تلویزیون کار می‌کنم؛ ساعت کاری زیاد و حمایت‌نشدن در محیط کار، فشار شغلی می‌آورد و افسردگی شغلی ایجاد می‌کند.»

شماری از کارشناسان مسائل اقتصادی و اداره و مدیریت، می‌گویند که نادیده‌گرفتن افسردگی شغلی، پیامدهای جدی بر سلامت روان و بهره‌وری کاری دارد. به باور آن‌ها، برنامه‌های ارتقای ظرفیت، دریافت مشورت‌های شغلی و حمایت روانی می‌تواند در کاهش این مشکل مؤثر باشد.

عبدالنصیر رشتیا، آگاه مسائل اقتصادی، می‌گوید تشویق‌های مالی، بلند‌بردن ظرفیت‌ها و آموزش‌های حرفه‌ای و مسلکی از راه‌کارهای مهم کاهش افسرده‌گی شغلی است. او می‌افزاید: «تشویق‌های مالی و معنوی و بلندبردن ظرفیت‌ها و برنامه‌های آموزشی می‌تواند در کاهش افسردگی شغلی کمک کند؛ چون هر وقت که با تکنوژی جدید آشنا می‌شویم و یاد می‌گیریم، افسردگی ما کاهش می‌یابد.»

سردارمحمد ساعی، استاد دانش‌گاه و کارشناس بخش اداره و مدیریت، می‌گوید که اگر افسردگی شغلی در میان جوانان مهار نشود، می‌تواند به یک بحران اجتماعی تبدیل شود. «برای حل این موضوع مدیریت زمان، یادگیری مهارت‌های جدید و صحبت‌های متعدد است؛ در بخش محیط کاری کاهش فشار کار، معاش به‌وقت و احترام به کارمندان فرسود‌گی شغلی را کاهش می‌دهد.»

با این همه، وزارت کار و امور اجتماعی امارت اسلامی، می‌گوید برای کاهش افسرد‌گی شغلی و ایجاد فرصت‌های کاری، برنامه‌های مختلف ارتقای ظرفیت را روی دست دارد. سمیع‌الله ابراهیمی، سخن‌گوی این وزارت می‌گوید: «برای ایجاد فرصت‌های کاری و کاهش بی‌کاری و برای افرایش ارتقای ظرفیت برنامه مختلف دارد؛ این برنامه‌ها برای تمام ادارات امارتی و غیرامارتی در تمام ولایات راه‌اندازی می‌شود.»

خواستیم در این باره دیدگاه وزارت اطلاعات‌وفرهنگ را هم داشته باشیم؛ اما با تلاش‌های پی‌هم موفق نشدیم. گزارش‌های گوناگون از وضعیت شغلی جوانان در افغانستان نشان می‌دهد که افسرد‌گی شغلی میان جوانان به یکی از چالش‌های جدی اجتماعی تبدیل شده است؛ پدیده‌ای که ریشه در بی‌کاری، ناامنی شغلی، نبود فرصت‌های رشد، فشارهای اقتصادی و ناهم‌آهنگی میان تحصیل و بازار کار دارد.

مرتبط با این خبر:

کلیدواژه‌ها: // //

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: