با این که آگاهان فقه و شریعت و عالمان دین، میگویند که بر بنیاد فقه حنفی، زن عاقل و بالغ، اهلیت کامل دارد و میتواند با رعایت شریعت اسلامی بیرون از خانه کار کند؛ اما شماری از زنان در گفتوگو با سلاموطندار میگویند که برای آنان حق کار و اشتغال از سوی خانوادههای شان داده نمیشود.
عالمان دین، تأکید میکنند که «وَلی» یا سرپرست زن میتواند به زن رهنمایی و مشاوره بدهد؛ اما در مواردی که شریعت مانع آن نشده (مانند اشتغال)، نمیتواند بر فعالیت زن ممنوعیت ایجاد کند.
موسا عیار، آگاه فقه و شریعت، در این باره میگوید: «اصل اهلیت استقلال مالی زن در فقه حنفی این است که زن عاقل و بالغ ذِمه و اهلیت کامل دارد و میتواند کار کند. شریعت اسلامی به همه یکسان اجازهی کارکردن را داده است، چه خارج از منزل باشد یا هم داخل منزل. دین مبین اسلام با رعایت (حلال و حرام، جایز و ناجایز) جواز داده است. بدون ضرورت، اختلاط آقایان و خانمها را ممنوع قرار داده و در دفترهای جداگانه تأکید به کار کرده است.»
قطبالدین مجتهد، عالم دین، در این باره میگوید: «از نظر فقهای اسلامی، علامه ابن عابدین، میگوید زن برای نیاز خود میتواند خارج شود. اگر فتنهای در کار نباشد، فقه حنفی به جای منع کلی، ضوابط شرعی وضع کرده، رعایت حجاب شرعی، پوشش بدن، عدم تبرج یا جلب توجه، امنبودن از فتنه، عدم خلوت، مشروعبودن نوع کار. اگر زن متأهل است، کار نباید موجب ترک حقوق شوهر، تربیت کودکان و امور منزل شود.»
حقوقدانان، با اشاره بر قوانین گذشته از جمله قانون اساسی و نیز فقه حنفی، میگویند که اصل مساوات و برابری شهروندان برای داشتن کار و اشتغال به صورت واضح بیان شده است. به گفتهی آنان، با توجه به قاعدهی فقهی «لا ضرر و لا ضرار» که در فقه حنفی است، به سرپرستان یا ولیها اجازه داده نمیشود که به ناحق مانع اشتغال و درآمد مشروع زنان شوند.
پرویز خلیلی، حقوقدان، در این باره میگوید: «در قوانین گذشته، در قوانین نافذ حکومتهای پیشین از جمله قانون اساسی است، اصل برابری شهروندان تصریح شده بود و زنان و مردان در حق آموزش، کار، مشارکت اجتماعی، حقوق مساوی داشتند. هیچ نوع تبعیض نه از نظر جنسیت، سن، زبان و هیچ نوع تبعیض را به رسمیت نشناخته بود.»
خواجه محمد عمر غوربندی، دیگر حقوقدان، نیز در این باره میگوید: «قاعدهی لا ضَرر و لا ضِرار که در فقه حنفی است، حرمت ظلم و همچنان حرامبودن ظلم در اسلام، اجازه نمیدهد کسی به ناحق، راه معاش مشروع یک انسان دیگر را ببندد و تنها جایی که محدودیت میتواند مطرح شود، این است که کار یا رفتوآمد زن مستلزم مفسده واقعی و محقق باشد، نه سوءظن و بدگمانی و نه عرفهای تبعیضآمیز.»
با این حال، برخی از زنان، در گفتوگو با سلاموطندار میگویند که سرپرست شان مانع کار آنان در بیرون از خانه شده است. این زنان، تأکید میکنند که میخواستند در بخشهای فعال برای زنان و از راه مشروع کار کنند و درآمد داشته باشند؛ اما خانوادههای شان مانع کار آنان شده است.
نفیسه احمدی ۲۷ساله از پنجشیر، میگوید که شوهرش مانع کار او شده است. «سالها زحمت کشیدهام تا بتوانم کار کنم و از دانشی که آموختهام، استفاده کنم؛ اما با وجود این همه تلاش، فامیل و شوهرم اجازه نمیدهند کار کنم. آنها، میگویند که کار برای زن مناسب نیست، محیط آن مختلط است و بهتر است اصلاً کار نکنم.»
صدیقه سروری ۲۶ساله از پروان، میگوید که محرومشدن زنان از کار، ریشه در سنتها و برداشتهای نادرست فرهنگی دارد. «به دلیل سنتها و برداشتهای نادرست فرهنگی، بسیاری از زنان از این حق محروم میشوند. بیشتر به این دلیل مخالفت میکنند که میگویند کار در رسانهها و دفترهای دولتی برای دختر مناسب نیست، محیطها مختلط است، امنیت و آبروی دختر به خطر میافتد و ممکن است مردم حرف بزنند.»
مهسا افضلی از کاپیسا که دو سال از ازدواجش میگذرد و مادر یک کودک است، در بارهی تأثیرهای منفی محرومیت زنان از کار میگوید: «طبعاً بر روان یک شخص تأثیر میکند؛ به اقتصاد یک شخص تأثیر میگذارد و به آیندهی یک شخص تأثیر میگذارد از لحاظ روانی انسان همیشه نمیتواند که در خانه تمام ساعتهای خود را سپری کند؛ حداقل یک انسان ضرورت دارد که روز چند ساعت برود و ایفای وظیفه کند، فعالیت داشته باشد، هم روانش آرام میشود، هم آیندهاش بهتر میشود.»
در همین حال، تهمینه منگل، فعال حقوق زن، میگوید که باید به خانوادهها آگاهیدهی صورت گیرد که مانع کار زنان نشوند و دولت نیز برای زنان محیطهای کاری امن ایجاد کند. «راهحل این است که باید با خانوادهها آگاهیدهی شود، ایجاد محیطهای کاری امن و قابل اعتماد به خانمها باشد و همچنان حمایت قانونی و اجتماعی از زنان صورت بگیرد. دولت همچنان حمایت بکند از کارهای زنان و این نشود که کار برای زنان تهدید شود، بل که کار برای زنان یک فرصت باشد.»
افغانستان کشوری است که در طول دههها با بحرانهای عمیق اقتصادی دستوپنجه نرم کرده است؛ با این حال، در بخشهایی از جامعه هنوز این باور ریشهدار وجود دارد که کار و فعالیت اقتصادی زنان و دختران ننگ پنداشته میشود؛ حتا زمانی که مشارکت آنان میتواند نقش تعیینکنندهای در بهبود وضعیت معیشتی خانوادهها ایفا کند.






