روانشناسان، میگویند که خودکشی معمولاً نتیجهی یک عامل واحد نیست؛ بل ترکیبی از مشکلهای روانی، ناامیدی شدید، احساس درماندگی، تجربههای تروماتیک و فشارهای سنگین زندگی میتواند خطر افکار و رفتارهای خودکشی را افزایش دهد.
آنان، تأکید میکنند که تغییرات رفتاری، انزوا، ناامیدی و صحبتکردن در بارهی مرگ یا بیهدفی، از نشانههایی اند که نباید نادیده گرفته شود و حمایت خانواده و دریافت به موقع کمک تخصصی میتواند در پیشگیری از خودکشی مؤثر باشد.
با این حال، مشکلها و فشارهای روانی در زندگی هر فرد به شکل متفاوتی بروز میکند. سلاموطندار با خانوادههای دو زنی که به زندگی شان پایان داده اند و همچنین با زنی که پس از اقدام به خودکشی نجات یافته، صحبت کرده است.
زینب ۲۴ساله از نیلی دایکندی، میگوید که خواهر ۲۰سالهاش یک سال پیش خودکشی کرد و به زندگیاش پایان داد. به گفتهی او، خواهرش در ماههای پیش از مرگ به تدریج دچار تغییرات روحی و رفتاری شده بود؛ از دختری شاد و پرانرژی به فردی گوشهگیر تبدیل شده بود، خوابش تغییر کرده و بیشتر اوقات نگرانی داشت.
او، میافزاید: «بیشتر خاموش و گوشهگیر میشد، خوابش درست نبود و از آینده ناامیدی زیادی داشت. بعضی از گپهای دلش را با من در میان میگذاشت و از خستگی، بیهدفی و نداشتن امید به آینده صحبت میکرد؛ ما فکر میکردیم ناراحت است و با گذشت زمان بهتر میشود. حالا که به گذشته فکر میکنم، میبینم نشانههایی وجود داشت که ما آنها را جدی نگرفتیم.»
سمیه (نام مستعار) از سمنگان، نیز میگوید که خواهر ۱۶سالهاش حدود هشت ماه پیش خودکشی کرده است. به گفتهی او، خواهرش پیش از نامزدی هیچ مشکل روانی نداشت؛ اما پس از نامزدی با ازدواج مخالفت کرد و گوشهگیر و پرخاشگر شد. «مشکلش زمانی شروع شد که نامزدش کردند. در همان روزها چند بار به مادرم گفت که این نامزدی را قبول ندارد، اما ما فکر کردیم این حرفها از روی عصبانیت است و بعداً نظرش تغییر میکند. متأسفانه گپهایش را جدی نگرفتیم.»
اما در مورد دیگر، نازی ۳۵ساله از بدخشان، میگوید که پس از مرگ فرزندش منزوی شد، بیشتر وقتها گریه میکرد، از خانه بیرون نمیرفت و با دیدن وسایل پسرش دوباره دچار فشار شدید روحی میشد. این وضعیت برای چند ماه ادامه یافت و سرانجام او در پی شدتگرفتن درماندگی، اقدام به خودکشی کرد؛ اما به موقع به شفاخانه منتقل شد و نجات یافت.
او، میافزاید: «وقتی یگانه پسرم که دوساله بود فوت کرد، آهستهآهسته خود را از دست دادم. در دو ماه نخست، وضعیتم خیلی بد شد. سر دیگران دادوفریاد میکردم و کاملاً افسردگی گرفتم. یک روز از بس که دیگر تحمل درد دوری اولادم را نداشتم، دست به خودکشی زدم و هر نوع دوایی را که در خانه بود خوردم؛ اما خوشبختانه به موقع به شفاخانه بردندم و معدهام را شستوشو دادند. بعد از آن، شوهرم مرا پیش روانشناس برد و پس از مشورهی داکتر، روزبهروز حالم بهتر شد و در حدود پنج ماه، کاملاً به زندگی برگشتم.»
زحل امیرزاده، روانشناس، میگوید که مشکلهای روانی به تنهایی سبب خودکشی نمیشود؛ اما زمانی که با ناامیدی شدید و احساس ناتوانی همراه شود، خطر خودکشی افزایش مییابد. «مشکل روانی به تنهایی سبب خودکشی در افراد نمیشود؛ ولی اختلالهایی است که با افکار خودکشی ارتباط نزدیک دارد. از آن جمله میتوان از افسردگی شدید و تروماهایی که یک فرد تجربه میکند، نام برد. همچنین در اختلال شخصیتی مرزی و برخی اختلالهای روانپریشی، بدشکلی و دیگر اختلالها، نشانههای خودکشی وجود دارد؛ ولی به این معنا نیست که اگر یک فرد مشکل روانی داشت، دست به خودکشی بزند. خودکشی معمولاً نتیجهی چند عامل است. وقتی فرد در کنار این اختلالها خیلی ناامید باشد، خطر خودکشی در او افزایش پیدا میکند.»
از سوی دیگر، شرفالدین عظیمی، دیگر روانشناس، تأکید میکند که حمایت بدون قضاوت خانواده، تنهانگذاشتن فرد در شرایط پرخطر، ارجاع فوری به پزشک یا روانشناس، ارزیابی و درمان مشکلهای روانی و محدودکردن دسترسی به وسایل خطرناک، از اقدامهای مهم برای پیشگیری از خودکشی است. «خانواده باید بدون قضاوت به فرد گوش بدهد و زمانی که او در وضعیت خطر قرار میگیرد، تنهایش نگذارد و از او حمایت کند. در صورت وجود افکار یا اقدام به خودکشی، باید فرد هرچه عاجلتر نزد داکتر یا روانشناس برده شود و در صورت نیاز، در کلینیک تحت مراقبت قرار گیرد. همچنین ارزیابی منظم توسط کادر متخصص، درمان مشکل روانی، محدودکردن دسترسی به وسایل خطرناک و تنها نگذاشتن فرد در شرایط بحرانی میتواند در پیشگیری از اقدام به خودکشی مؤثر باشد.»
این در حالی است که ۱۰ سپتمبر روز جهانی پیشگیری از خودکشی است؛ روزی که با هدف افزایش آگاهی در بارهی خودکشی، توجه به سلامت روان و تأکید بر اهمیت پیشگیری از آن گرامی داشته میشود.






