با این که شریعت اسلامی و قوانین حاکم در افغانستان پس از درگذشت پدر حق سرپرستی فرزندان را به مادر میدهد؛ اما برخی از زنان بیوه در گفتوگو با سلاموطندار میگویند که آنان از سوی خانوادهی شوهر از این حق محروم شده اند. زنان گفتوگوشده در این گزارش، نه تنها با درد ازدستدادن همسر روبهرو اند، بل برای نگهداری فرزندان شان نیز زیر فشار خانوادهی شوهر قرار میگیرند و در بیشتر موارد همزمان با ازدستدادن شوهر، از فرزندان شان نیز بر بنیاد فرهنگ حاکم در خانوادهها جدا میشوند.
فرخندهی ۲۸ساله که به دلیل رد ازدواج با برادر شوهر، سرپرستی کودک سهسالهاش را از دست داده است، میگوید: «پس از وفات شوهرم، خانوادهی شوهرم از من خواستند که با برادر شوهرم ازدواج کنم؛ در حالی که او خودش زن و فرزند داشت. من این پیشنهاد را قبول نکردم. به دلیل همین فشارها و مشکلات، مجبور شدم با پسر سهسالهام به خانهی پدرم برگردم؛ اما خانوادهی شوهرم فرزندم را از من جدا کردند. من بسیار تلاش کردم تا حضانت فرزندم را دوباره به دست بیاورم؛ اما موفق نشدم.»
ظریفهی ۲۲ساله از دایکندی، نیز میگوید که پس از مرگ شوهرش، خانوادهی شوهر فرزندان او را گرفته است. «بعد از فوت شوهرم، فرزندانم را از من گرفتند. آنها گفتند که بچهها باید در خانهی پدر شان بزرگ شوند و گفتند که من جوان هستم و شاید دوباره ازدواج کنم، به همین خاطر بهتر است که فرزندانم نزد آنها بمانند. فرزندانم را گرفتند و من هیچ کاری نمیتوانم؛ چون یک زن تنها هستم.»
سویتای ۳۵ساله، مادر چهار فرزند، پس از درگذشت شوهرش، با مراجعه به دادگاه تنها توانست یکی از فرزندانش را نگه دارد؛ در حالی که حضانت سه فرزند دیگرش تا رسیدن به سن بلوغ به خانوادهی شوهرش سپرده شده است. «بلی، مراجعه کردم با برادرم و تنها توانستم سرپرستی یک طفل زیر هفت سال خود را به دست بیاورم؛ سه طفل دیگرم تا به سن بلوغ برسند و خود شان تصمیم بگیرند که با من میباشند یا پدرکلان و مادرکلان، باید تا آن وقت منتظر بمانم.»
حقوقدانان، میگویند که مطابق شریعت و قانون، مادر از حق قانونی برخوردار است تا حضانت فرزند خود را برعهده داشته باشد و در صورت سلب این حق، میتواند به مراجع قضایی مراجعه کند.
مدثر ممتاز، حقوقدان، میگوید: «در مادهی ۲۳۹ قانون مدنی گفته شده است که اشخاص زیر دارای صلاحیت میباشند. در قدم نخست، مادر است، بعد از آن مادربزرگ مادری و در قدم سوم مادربزرگ پدری است. در قدم چهارم خواهران و اقارب نزدیک زن است. اگر مادر شرایط لازم را نداشت، طبق قانون، حق حضانت طفل به اقارب نزدیک شان منتقل میشود.»
پرویز خلیلی، دیگر حقوقدان، میگوید که بر بنیاد شریعت اسلامی و قانون، سرپرستی کودک برعهدهی مادر است و در صورت سلب حضانت، میتواند به دادگاه مراجعه کند. «شریعت و قانون به مادر اجازه داده است که رسماً طفل را سرپرستی بکند. در صورتی که یک پدر وفات میکند و طفل را از پیش مادر میبرند، جای حقوقی و شرعی مادر را نادیده میگیرند. مادر حق دارد به محکمه/دادگاه مراجعه کند.»
عالمان دین، میگویند که در شریعت اسلامی مادر در اولویت حضانت قرار دارد و در صورت نبود او، این مسئولیت به نزدیکان دیگر سپرده میشود. عبدالاحد عتید، عالم دین، میگوید: «پس از وفات پدر، حضانت یا سرپرستی طفل مربوط مادر میشود. اولویت مادر است؛ اگر مادر نبود، به مادربزرگ مادری است. اگر مادربزرگ مادری نبود، در درجهی سوم مادربزرگ پدری است. مادرش در دو صورت اول که ازدواج کند و یا عدم صلاحیتش ثابت شود که صلاحیت ظرفیت و استعداد ندارد که طفل را از نگاه اخلاقی و شرعی تربیت کند، حق حضانت مادر ساقط میشود.»
خواستیم دیدگاه مسئولان در وزارت امربهمعروف و نهیازمنکر امارت اسلامی را در بارهی برنامههای آگاهیدهی این وزارت برای خانوادهها در خصوص حق حضانت زنان بیوه داشته باشیم؛ اما با تلاشهای مکرر، موفق به دریافت پاسخ نشدیم.
حضانت فرزندان بر بنیاد شریعت اسلامی و قانون، در سالهای نخست زندگی به مادر داده میشود؛ اما فشار خانوادهی شوهر، باورهای سنتی و محدودیتهای اجتماعی، این حق قانونی را برای بسیاری از زنان بیوه دشوار کرده است.






