پشت پنجره‌های انتظار؛ روایت مادرانی که فرزندان ‌شان دیگر برنمی‌گردند

صبح هنوز کامل روشن نشده است. نور کم‌رنگ آفتاب از شیشه‌ی خاک‌گرفته‌ی پنجره داخل اتاق می‌افتد. نادیه، مادری ۴۰‌ساله‌ در کندز که شش سال می‌شود تنها پسرش را از دست داده، با چادری آبی‌رنگ کنار همان پنجره ایستاده است. دستانش آرام پرده را کنار می‌زند و نگاهش را به کوچه می‌دوزد؛ انگار هنوز منتظر است پسری از آخر کوچه پیدا شود.

سلب حضانت از مادران بیوه؛ «بعد از فوت شوهرم، فرزندانم را از من گرفتند»

با این که شریعت اسلامی و قوانین حاکم در افغانستان پس از درگذشت پدر حق سرپرستی فرزندان را به مادر می‌دهد؛ اما برخی از زنان بیوه در گفت‌وگو با سلام‌وطندار می‌گویند که آنان از سوی خانواده‌ی شوهر از این حق محروم شده اند. زنان گفت‌وگوشده در این گزارش، نه ‌تنها با درد ازدست‌دادن همسر روبه‌رو اند، بل برای نگه‌داری فرزندان شان نیز زیر فشار خانواده‌‌ی شوهر قرار می‌گیرند و در بیش‌تر موارد هم‌زمان با ازدست‌دادن شوهر، از فرزندان شان نیز بر بنیاد فرهنگ حاکم در خانواده‌ها جدا می‌شوند.

مردی در کندز دو فرزندش را کشته و یک فرزند و همسرش را زخمی کرده است

جمعه‌الدین خاکسار، سخن‌گوی فرماندهی امنیه‌ی کندز، امروز (سه‌شنبه، ۶ سنبله) می‌گوید که حوالی ساعت ۱:۳۰ دقیقه‌ی بامداد یک‌شنبه، ۴ سنبله، یک باشنده‌ی ولسوالی چهاردره‌ی این ولایت به نام گل‌محمد، دو فرزند خود را توسط چاقو کشته و یک فرزند و همسرش را زخمی کرده است.

پدر ۴۶ فرزند در هرات: «در همین عید ۵۰ هزار افغانی به همه‌ی شان لباس و کفش خریدم»

احمدآقای ۵۲ساله، باشنده‌ی ولسوالی رباط‌سنگی هرات است که ۴۶ فرزند دارد. او در گفت‌وگو با سلام‌وطندار می‌گوید که سه همسر دارد و با تمام فرزندانش در یک خانه زیر یک سقف زندگی می‌کند. احمدآقا، با همه‌ی فرزندانش در نانوایی که از پدرش به ارث برده، سرگرم کار است و نیازهای خانواده‌اش را با کارکردن در این نانوایی، فراهم می‌کند.

من، ایرج و دنیای خبرنگاری

این‌که تصمیم بگیریم صاحب فرزند شویم هم خودش داستانی دارد. شاید ما انسان‌ها خیلی خودخواه باشیم که به‌خاطر پرکردن خلا زنده‌گی خودمان می‌خواهیم یک انسان دیگر را در این دنیای بی‌رحم وارد کنیم. این روند زنده‌گی‌ست، هیچ‌کس دیگری طبق میل خودش به این دنیا نیامده که فرزند من یا تو بخواهد با میل خودش متولد شود.