در دل ازدحام یک زایشگاه؛ روایت زنی میان کار، فشار و امید

عقربه‌ها به هشت صبح نزدیک می‌شود. شفیقه، مانند هر روز، با گام‌هایی آشنا وارد دهلیزهای زایشگاه ملالی می‌شود؛ جایی که ۲۷ سال از عمرش را در میان بوی دارو، مواد ضدعفونی، صدای گریه نوزادان و نگرانی بیمارداران سپری کرده است.