
ازدواج زودهنگام دختران؛ روایتهایی از آن سوی ناداری
شماری از خانوادهها در ولایتهای مختلف، میگویند که به دلیل ناداری و فشارهای اجتماعی ناچار شده اند دختران شان را پیشازوقت به ازدواج دهند.

شماری از خانوادهها در ولایتهای مختلف، میگویند که به دلیل ناداری و فشارهای اجتماعی ناچار شده اند دختران شان را پیشازوقت به ازدواج دهند.

نتیجهی گفتوگوی سلاموطندار از گفتوگو با ۱۵ زن بیوه در هشت ولایت افغانستان، نشان میدهد که ازدواج دوم این زنان، نه تصمیم آزادانه، بل نتیجهی فشار سنتها، چالشهای اقتصادی و ترس از قضاوت جامعه است؛ زنانی که پس از ازدستدادن همسر خود، نه تنها بار زندگی، بل فشارهای سنگین اجتماعی را برای ازدواج مجدد نیز به دوش میکشند.

رخشانهی ۲۵ساله، باشندهی ولسوالی آبکمری بادغیس که اکنون شش سال از ازدواجش میگذرد، میگوید که در سهسالگی به نام پسر کاکایش شده و سرنوشت ازدواجش بدون رضایت او رقم خورده است. او، میافزاید که در برابر تصمیم خانوادگی حق مخالفت نداشته و پس از رسیدن به سن بلوغ مطابق همان تعهد مجبور به ازدواج شده است.

عبدالمجید صمیم، رییس امربهمعروف و نهیازمنکر فراه، میگوید که از آغاز سال روان خورشیدی تا کنون، افزون بر حل ۲۲۵ مشکل حقوقی زنان در مرکز و ولسوالیهای این ولایت، از ۲۷ مورد ازدواج اجباری در فراه نیز پیشگیری کرده اند.

«بسیار گریه کردم و برای شان گفتم که قصد ازدواج دوباره را ندارم؛ ولی خانوادهی شوهرم قبول نکردند و برای این که فرزندانم را نگیرند، مجبور شدم ازدواج با پسر برادرشوهرم را پذیرفتم.» این پارهای از گفتههای یلدا است که از سر ناچاری به ازدواج با پسر برادرشوهرش تن داده است.

شماری از فعالان حقوق زن، میگویند که به دلیل توقف فعالیت نهادهای حامی حقوق زنان، از جمله وزارت امور زنان، آمار دقیقی از میزان ازدواجهای زیرسن و اجباری در دست نیست؛ اما اطلاعات و گزارشهایی که در اختیار شان قرار گرفته، نشان میدهد که ازدواجهای اجباری و کودکهمسری در کشور افزایش یافته است.

دروازهی حویلی به صدا در میآید، پدر شمسیه دروازه را باز میکند؛ او در حالی که مصروف بازی کودکانهی خودش است، چند مردوزن را میبیند که از در وارد میشوند و به پدرش میگویند که آمده اند تا شمسیه را با خود ببرند. شمسیه -نام مستعار- دختریست که تازه پا به هفتسالگی گذاشته و چیزی از خوبوبد زندگی نمیداند؛ اما خانواده برای او تصمیم دیگری گرفته است؛ پدر شمسیه، او را یک سال پیش به نامزدی مردی درآورده است که حالا میخواهد او را نکاح کرده و با خودش ببرد.

چند سالی از تسخیر هرات توسط طالبان میگذشت. آنان از همان ابتدا دستور دادند هر کسی سلاح دارد، تسلیمشان کند. ترس از این گروه باعث شد خیلیها تفنگهای خود را شخصاً به آنان تسلیم کنند و بعضیها هم لو رفتند و مجبور به تسلیمدهی اسلحههای خود شدند.