این نظرسنجی با مشارکت مستقیم ۱۸۰۰ تن و پوشش غیرمستقیم نزدیک به ۱۵ هزار تن از باشندگان ۲۰ ناحیهی شهر کابل، بازتاب وضعیت آبهای زیرزمینی و دسترسی مردم به آب در این شهر است. یافتههای این نظرسنجی وضعیت نگرانکنندهای از بحران آب را در پایتخت افغانستان نشان میدهد.
یافتههای کلیدی
- ۹۲.۳ درصد اشتراککنندگان کاهش قابل توجه سطح آب را در پنج سال پسین تأیید میکنند.
- ۶۲.۲ درصد اشتراککنندگان گزارش میدهند که سطح آب زیرزمینی بیش از ۴۰ متر کاهش یافته است.
- ۶۲.۴ درصد اشتراککنندگان توان پرداخت هزینهی بیشتر برای آب را ندارند.
- ۷۱.۸ درصد اشتراککنندگان باورمند اند که حکومت هیچ نظارتی بر توزیع آب ندارد.
توصیههای کلیدی
این گزارش خواستار اقدام فوری حکومت برای گسترش شبکههای آبرسانی دولتی، ایجاد سیستم کمکی برای خانوارهای کمدرآمد، تقویت نظارت بر بخش خصوصی و سرمایهگذاری بلندمدت در حفاظت از منابع آب زیرزمینی است.
مقدمه
دسترسی به آب آشامیدنی صحی، یکی از حقوق بنیادی بشری و پیششرط توسعهی پایدار است. با این حال، بر بنیاد گزارش برنامهی مشترک سازمان جهانی بهداشت و یونیسف (۲۰۲۳)، بیش از ۲.۲ میلیارد تن در جهان هنوز به آب آشامیدنی صحی دسترسی ندارند. این بحران در کشورهای کمدرآمد و درگیر بحران شدیدتر است؛ جایی که ترکیبی از بیثباتی سیاسی، فقر اقتصادی، تغییرهای آبوهوایی و رشد بیرویهی جمعیت شهری، بحران آب را به یکی از تهدیدهای اصلی امنیت انسانی تبدیل کرده است.
در همین حال، در منطقهی جنوب آسیا ۱۸ درصد از جمعیت به آب سالم دسترسی ندارند. افغانستان با ۲۷ درصد جمعیت بدون دسترسی به آب سالم، وضعیتی بدتر از میانگین منطقه دارد. این آمار در مناطق شهری که با فشار جمعیتی شدید روبهرو اند، نگرانکنندهتر است.
از سویی هم، شهر کابل به عنوان یکی از پرجمعیتترین و سریعرشدترین پایتختهای منطقه، نمونهی بارزی از این بحران چندوجهی است. با جمعیتی بالغ بر شش میلیون تن و رشد سالانهی نزدیک به ۳.۵ درصد، این شهر با چالشهای بیپیشینهای در تأمین آب آشامیدنی روبهرو است.
از جانبی دیگر، شهر کابل به عنوان یکی از پرجمعیتترین پایتختهای منطقه، بیشترین آسیبپذیری از تغییرهای آبوهوایی منطقه را دارا است. باشندگان این شهر، در سالهای پسین با چالشهای گستردهای برای تأمین آب آشامیدنی روبهرو شدند؛ از کاهش چشمگیر منابع آب زیرزمینی گرفته تا افزایش هزینههای تهیهی آن. افغانستان به ویژه شهر کابل، اکنون با بحرانی چندلایه در حوزهی آب روبهرو است؛ بحرانی که دسترسی مردم به آب آشامیدنی صحی را محدود کرده و پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و گاهی جمعیتی را نیز به همراه داشته است.
بیان مسئله
بحران آب دیگر به یک دگرگونی محیطزیستی محدود نمیشود؛ بل به بحرانی انسانی تبدیل شده که زندگی میلیونها شهروند را تهدید میکند. آب، منبع حیاتی برای ادامهی حیات است و کاهش یا آلودگی منابع آن، تأثیرهای مستقیم بر سلامت، اقتصاد و امنیت اجتماعی دارد.
از جانبی هم، شهر کابل در سالهای پسین با کاهش چشمگیر منابع آب زیرزمینی روبهرو بوده است. گزارشهای غیررسمی از کاهش ۳۰ تا ۵۰متری سطح آب در برخی مناطق خبر میدهند. این کاهش، با رشد سریع جمعیت شهری، ضعف زیرساختهای آبرسانی دولتی و نبود مدیریت یکپارچه، شرایط بحرانی را رقم زده است.
با این حال، دادههای دقیق و جامع در بارهی ابعاد واقعی این بحران محدود است. بنابراین، این پژوهش به دنبال دریافت پاسخ به پرسشهای اساسی است که بیپاسخ مانده اند:
- چند درصد از اشتراککنندگان در این نظرسنجی به آب آشامیدنی پایدار دسترسی دارند؟
- منابع اصلی تأمین آب چیست و چه گونه توزیع شده است؟
- هزینههای اقتصادی تأمین آب چه قدر است و چه نسبتی از درآمد خانوارها را تشکیل میدهد؟
- پیامدهای اجتماعی این بحران (مانند مهاجرت) چه میزان است؟
پیشینهی پژوهش
پس از بازتاب بحران آب در کابل، رسانهها و مرکزهای پژوهشی محدودی به بررسی این موضوع پرداختند. به تناسب اهمیت مسئله و نیازهای جامعه، ادبیات کمتری برای تحلیل و بررسی بحران آب آشامیدنی در شهر کابل تولید شده است. به بخشی از این بررسیها و نکتههای ضعف آنها، در زیر اشاره شده است:
الف- «بحران آب کابل»، عنوان بررسیای است که از سوی مؤسسهی Mercy Corps در جون ۲۰۲۵ در خصوص وضعیت منابع آب در کابل انجام شده است. این بررسی نشان میدهد که نیمی از چاههای آب خشک شده و ۸۰ درصد منابع آب زیرزمینی به دلیل آلودگی با فاضلاب و شوری، ناسالم اند.
ب- «بحران آب کابل؛ در آستانهی نقطهی بحران»، دیگر گزارشی است که از سوی شبکهی تحلیلگران افغانستان صورت گرفته است. این اندیشکده به بازتاب تحلیلهای موجود در بارهی بحران آب کابل پرداخته است که بر بنیاد یافتههای آن، کابل به دلیل برداشت بیرویهی آب، تغییرهای آبوهوایی و نبود سرمایهگذاری، تا ۲۰۳۰ ممکن است کامل منابع آب زیرزمینی خود را از دست بدهد.
ج- «کاهش سطح آب و خصوصیسازی آب: ساکنان کابل نسبت به تشدید بحران آب هشدار میدهند»، عنوان گزارش دیگری است که «روزنامهی هشت صبح» به آن پرداخته است. این گزارش که بر روایت باشندگان کابل استوار است، چشمدید گفتوگوشوندگان در خصوص کاهش منابع آب کابل بیشتر در آن بازتاب پیدا کرده است.
با این که این ادبیات به نوعی بخشی از بحران آب در شهر کابل را بازتاب داده و قابل ستایش است؛ اما تصویر شفاف و روشنی از آخرین جزئیات میدانی در بارهی کاهش منابع آب در کابل به دست نمیدهد. این تصویر از ارتباط مستقیم با باشندگان کابل ممکن است و باید نظرسنجی بر دادههای آماری استوار باشد. بنابراین، در نظرسنجیای که از سوی مؤسسهی رسانهای سلام افغانستان (رادیو سلاموطندار) انجام شده است، به این مهم میپردازد تا بتواند تصویر روشنی از میزان دسترسی باشندگان کابل به آب آشامیدنی پایدار ارائه کند. به تناسب گستردگی بحران، این نظرسنجی نیز کافی نیست و باید در این راستا کارهای بیشتر صورت بگیرد.
هدفهای پژوهش
انجام این پژوهش، بر هدفهای عمدهای استوار است که میتوان به هدفهای اصلی و هدفهای فرعی دستهبندی کرد؛ دستیافتن به آماری از میزان دسترسی باشندگان کابل به آب آشامیدنی پایدار و میزان هزینهای که در این راستا میکنند و همچنان میزان درآمد اقتصادی این شهروندان به عنوان هدفهای اصلی و عمده در این پژوهش در نظر گرفته شده است. در حالی که روشهای تأمین آب آشامیدنی، میزان تغییرهایی که در منابع زیرزمینی آب در شهر کابل به وجود آمده، پیشنهادها برای بهترشدن کارکرد شرکتهای آبرسانی و این که چه قدر به دلیل بحران آب ناگزیر به تغییر مکان زندگی شدند، هدفهای فرعی این پژوهش را شکل میدهند.
اهمیت پژوهش
اهمیت راهاندازی هر پژوهش میدانی، به ماهیت و موضوع آن برمیگردد. زمانی که مسئلهی زندگی جمعی و چالش فراگیر مورد نظر است، اهمیت آن نیز برجسته میشود. بحران آب به گونهای همهی انسانها را متأثر کرده است. اهمیت نظرسنجی دسترسی باشندگان کابل به آب آشامیدنی را چند مسئلهی مهم بیشتر میکند:
- این نظرسنجی همزمان با نگرانی گستردهی جامعهی جهانی از بحران آب در افغانستان به ویژه شهر کابل صورت میگیرد.
- بررسی دادهمحور و میدانی کمتری برای تحلیل و بررسی دسترسی باشندگان کابل به آشامیدنی صورت گرفته که اکنون این خالیگاه به گونهی نسبی پر خواهد شد.
- در این نظرسنجی، ۱۸۰۰ تن به گونهی مستقیم و نزدیک به ۱۵ هزار تن به گونهی غیرمستقیم شرکت داشتند که میتواند تصویر شفافی از میزان دسترسی شهروندان به آب آشامیدنی در کابل ارائه کند.
- در این نظرسنجی، همزمان با میزان دسترسی به آب آشامیدنی پایدار، میزان درآمد شهروندان نیز بررسی شده که تأثیر مستقیم بر چهگونگی تأمین نیاز به آب صحی دارد.
روششناسی
نوع پژوهش: کاربردی، توصیفی-تحلیلی
رویکرد: کمی (Quantitative)
روش: نظرسنجی مقطعی (Cross-sectional Survey)
ابزار: پرسشنامهی ساختاریافته
جامعهی هدف: کلیهی شهروندان ۱۸ سال به بالای ساکن شهر کابل (از هر خانواده فقط یک تن)
حجم جامعه: بر بنیاد آخرین برآورد ادارهی ملی احصائیه و معلومات، جمعیت شهر کابل ۶.۱ میلیون تن است که از این میان ۳.۱ میلیون آن مردان و سه میلیون دیگر زنان اند.
پوشش جغرافیایی: ۲۰ ناحیهی شهرداری کابل
روش نمونهگیری
نوع نمونهگیری: خوشهای چندمرحلهای (Multi-stage Cluster Sampling)
مرحلههای نمونهگیری
مرحلهی نخست: انتخاب ناحیهها
به هدف پوشش جغرافیایی کامل، ۲۰ ناحیهی کابل در نظرسنجی شامل شد.
مرحلهی دوم: انتخاب محلها
در هر ناحیه، محلها به صورت تصادفی انتخاب شد.
مرحلهی سوم: انتخاب خانوارها
در هر محله، خانوارها به صورت تصادفی سیستماتیک و از هر خانوار، یک تن ۱۸ سال به بالا به عنوان پاسخدهنده انتخاب شده است.
یافتههای نظرسنجی
یافتههای نظرسنجی دسترسی باشندگان کابل به آب آشامیدنی، نشان میدهد که با گذشت هر روز منابع آب کاهش پیدا میکند و روشهای تأمین آب نیز به تناسب کاهش منابع آب، هزینهآور میشود. بیشتر پاسخدهندگان در ۲۰ ناحیهی کابل، کاهش منابع آب را تأیید و تأکید میکنند که دولت و نهادهای بینالمللی باید برای رسیدگی به این چالش محیطزیستی، برنامههای جدی را روی دست بگیرند.
مردمشناسی نظرسنجی
نظرسنجی میزان دسترسی باشندگان کابل به آب آشامیدنی، از سوی مؤسسهی رسانهای سلام افغانستان با اشتراک مستقیم ۱۸۰۰ تن و پوشش غیرمستقیم نزدیک به ۱۵ هزار تن از باشندگان کابل صورت گرفته است.
ردهی سنی
ردهی سنی در این نظرسنجی نیز قابل توجه است. از میان پاسخدهندگان، ۳۵.۱ درصد که شامل ۶۳۱ تن میشود، سن خود را از ۱۸ تا ۲۵ و ۳۴.۴ درصد که شامل ۶۱۹ تن میشود، گفتند سن آنها از ۴۰ بالا است. در حالی که سن ۱۲.۴ درصد پاسخدهندگان که شامل ۲۲۳ تن میشود، میان ۲۵ و ۳۰ در نوسان بود و ۱۰ درصد که ۱۸۲ تن میشود، سن خود را ۳۰ تا ۳۵ گفتند.

جنسیت
مردان با بیشترین شرکتکننده (۹۵.۱ درصد یا ۱۷۱۲ تن) و زنان با کمترین شرکتکننده (۴.۹ درصد یا ۸۸ تن)، در این نظرسنجی شرکت کردند.

شمار اعضای خانواده
دادههای بهدستآمده از این نظرسنجی نشان میدهد که تراکم جمعیت در خانوادهها نسبت به معیارهای شهری بیشتر است. تا آن جا که بخش بزرگی از پاسخدهندگان که ۵۵.۸ درصد یا ۱۰۰۵ تن میشوند، شمار اعضای خانوادهی خود را ۵ تا ۱۰ تن گفتند و ۱۸.۲ درصد از پاسخدهندگان که شامل ۳۲۷ تن میشود، میگویند که شمار اعضای خانوادهی آنها ۱۰ تا ۱۵ تن است. این در حالی است که ۸.۴ درصد که شامل ۱۵۱ تن میشود، اعضای خانوادهی خود را بیشتر از ۱۵ تن گفتند و تنها ۱۷.۶ درصد که شامل ۳۱۷ تن میشود، شمار اعضای خانوادهی خود را ۱ تا ۵ تن گفتند.

سطح تحصیل
یافتهها نشان میدهد که ۳۹.۶ درصد از پاسخدهندگان که شامل ۷۱۳ تن میشود، گفتند بیسواد اند و ۱۵.۴ درصد که ۲۷۸ تن میشوند، میگویند که دانش ابتدایی دارند. ۲۹.۹ درصد شامل ۵۳۹ تن، از صنف دوازدهم فارغ شده اند و تنها ۱۳ درصد که شامل ۲۳۴ تن میشود، لیسانس هستند و در این میان، دو درصد که شمار آنها ۳۶ تن اند، گفتند که تا مقطع ماستری تحصیل کرده اند.

ناحیهی شهری
این نظرسنجی در ۲۰ ناحیهی شهر کابل انجام شده است که در این میان، بیشترین اشتراککننده از ناحیهی نوزدهم با ۸.۹ درصد شامل ۱۶۰ تن است و ناحیهی شانزدهم با کمترین شرکتکننده ۱.۷ درصد که شامل ۳۰ تن میشود، شرکت کردند.

نوعیت محل زندگی
بیشتر پاسخدهندگان که ۹۶.۴ درصد یا ۱۷۳۶ تن میشود، گفتند که در حویلی زندگی میکنند و تنها ۳.۶ درصد که شامل ۶۴ تن میشود، میگویند که در آپارتمان زندگی میکنند.

وضعیت اقتصادی
توان اقتصادی شهروندان برای تأمین نیازهای نخستین زندگی نقش مهمی دارد که در این میان، تأمین آب آشامیدنی صحی پایدار ریشه در توان اقتصادی آنها دارد. یافتهها از بررسی اقتصادی شهروندان نشان میدهد که ۶۲.۷ درصد یا ۱۱۲۹ تن از پاسخدهندگان با اقتصاد متوسط، ۳۵.۴ درصد یا ۶۳۷ تن با اقتصاد ضعیف، ۱.۷ درصد یا ۳۰ تن با شاخص زیر خط فقر و تنها ۰.۲ درصد یا ۴ تن، ثروتمند ارزیابی شدند.

میزان درآمد ماهانه
از پاسخدهندگان در بارهی درآمد ماهانهی آنها نیز پرسیده شد که نقش برجستهای بر تأمین هزینههای زندگی دارد. در این میان، ۶۳.۱ درصد که شامل ۱۱۳۶ تن میشوند، گفتند که ماهانه ۱۵ هزار افغانی درآمد دارند و ۱۵.۸ درصد که شامل ۲۸۶ تن میشوند، میگویند که ۲۱۰۰ تا ۵۰۰۰ افغانی در ماه درآمد دارند. در حالی که ۹.۹ درصد از پاسخدهندگان که شامل ۱۷۹ تن میشوند، با درآمد ماهانه کمتر از ۲۱۰۰ افغانی زندگی میکنند که در عمل زیر خطر فقر قرار دارند. ۵.۱ درصد که شامل ۹۳ تن میشوند، گفتند که از ۱۵ تا ۴۰ هزار افغانی درآمد دارند و تنها ۳.۷ درصد که شامل ۶۸ تن میشوند، گفتند که بیشتر از ۴۰ هزار افغانی درآمد دارند.

وضعیت دسترسی به آب
مسئلهی اصلی در این نظرسنجی، دسترسی باشندگان کابل به آب آشامیدنی پایدار است. در این بخش، موضوعهای مهم بررسی شده است؛ منبع آب، دسترسی روزانه، تغییرها در منابع آب و روشهای تأمین آب و ….
منبع آب
بخش بزرگی از پاسخدهندگان (۵۶.۷ درصد یا ۱۰۲۱ تن)، گفتند که منبع آب آشامیدنی آنها شرکتهای خصوصی است. در حالی که ۳۱.۳ درصد یا ۵۴۶ تن، میگویند که از چاه شخصی یا مشترک استفاده میکنند. با این که انتظار میرود حکومت نقش برجستهای در تأمین آب شهروندان داشته باشد، تنها ۱۰.۵ درصد یا ۱۸۹ تن، گفتند که شرکتهای دولتی برای آنها آبرسانی میکند.

دسترسی روزانه به آب
در بارهی دسترسی روزانه به آب آشامیدنی از باشندگان کابل پرسیده شده که در یک روز چند ساعت به آب آشامیدنی دسترسی دارند که در این میان ۴۰.۲ درصد یا ۷۲۳ تن، گفتند که بیش از ۶ ساعت به آب دسترسی دارند و (%۱۲.۳) درصد که شامل ۲۲۲ تن میشود، میگویند ۱ تا ۳ ساعت دسترسی دارند. در حالیکه (%۱۰.۷) درصد که شامل ۱۹۲ تن میشود، میگویند کمتر از ۱ ساعت دسترسی دارند، (%۳۲.۶) درصد که شامل ۵۸۵ تن میشود، گفتند همیشه دسترسی دارند و تنها (% ۴.۳) درصد که شامل ۷۷ تن میشود، ۳ تا ۶ ساعت دسترسی دارند.
میزان کاهش سطح آب
از باشندگان کابل در بارهی کاهش سطح آب در سالهای پسین پرسیده شد که در این میان، (%۶۲.۱) درصد که شامل ۱۱۱۹ تن میشود، گفتند که بیش از ۴۰ متر سطح آب پایین رفته و (%۱۶.۱) درصد که شامل ۲۸۹ تن میشود، گفتند از ۲۰ تا ۴۰ متر سطح آب پایین رفته است. در حالیکه، (%۱۳.۲) درصد شامل ۲۳۷ تن از پاسخدهندگان گفتند که ۱۰ تا ۲۰ متر سطح آب پایین رفته و تنها (%۷.۷) درصد که شامل ۱۳۹ تن میشود، گفتند کمتر از ۱۰ متر سطح آب کاهش پیدا کرده است.

هزینهی زمانی تأمین آب
از شهروندان در باره میزان زمانی که برای تأمین آب صرف میکنند پرسیده شد و (%۲۵.۷) درصد که شامل ۴۶۲ تن از پاسخدهندگان گفتند هزینه زمانی ندارند و از سیستم برقی استفاده میکنند. در حالیکه، (%۱۸.۷) درصد که شامل ۳۳۷ تن میشود، میگویند ۲ تا ۳ ساعت روزانه برای تأمین آب هزینه میکنند. با اینحال، (%۵۲) درصد از پاسخدهندگان که شامل ۹۳۶ تن میشود، کمتر از یک ساعت برای تأمین آب هزینه میکنند و (%۳.۶) درصد شهروندان که شامل ۶۵ تن میشود، بیش از ۵ ساعت آنها برای تأمین آب صرف میشود.

هزینهی اقتصادی تأمین آب
برای تصویرسازی بهتر وضعیت دسترسی به آب آشامیدنی، از باشندگان کابل در بارهی میزان هزینهی مالی برای تأمین آب پرسیده شد که در این میان، (%۵۳.۳) درصد آنها که شامل ۹۶۱ تن میشود، گفتند که ماهانه ۵۰۰ تا ۸۰۰ افغانی هزینه میکنند. در حالیکه (۲۷.۱%) درصد که شامل ۴۸۸ تن میشود، میگویند ماهانه ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ افغانی برای تأمین آب پرداخت میکنند. (%۵.۸) درصد از پاسخدهندگان شامل ۱۰۶ تن گفتند که هزینه ماهانهی تأمین آب برای آنها ۱۶۰۰ تا ۲۰۰۰ افغانی میشود. با اینحال، (%۳.۵) درصد که شامل ۶۳ تن میشود، گفتند ماهانه ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ افغانی هزینه میکنند و تنها (%۲.۱) درصد شامل ۳۸ تن میشود، گفتند که بیش از ۳۰۰۰ هزار افغانی برای تأمین آب پرداخت میکنند. در این میان، (%۶.۳) درصد شامل۱۱۴ تن میشود، گفتند هیچ هزینهی برای تأمین آب پرداخت نمیکنند.

اقدام آنها پس از افزایش هزینهی آب
با توجه به اینکه با گذشت هرسال، سطح آب در کابل پایینتر میرود، از پاسخدهندگان در بارهی افزایش بهای تأمین آب آشامیدنی پرسیده شد که چه اقدام خواهند کرد. در این میان، (۶۲.۴%) درصد شامل ۱۱۲۴ تن میشود، گفتند که توان پرداخت بیشتر آن را ندارند و (۲۹.۳%) درصد شامل ۵۲۸ تن میشود، میگویند ناگزیر پرداخت کنند. در حالیکه، از میان پاسخدهندگان (%۴) درصد شامل ۷۲ تن میشود، گفتند توان پرداخت دارند و (%۰.۸) درصد شامل ۱۶ تن میشود، گفتند که ممکن است مهاجرت کنند.

در صورت قطع کوتاهمدت آب
گاهی روند دسترسی به آب آشامیدنی روزانه کوتاهمدت قطع میشود. در بارهی گزینههای بدیل برای شهروندان از پاسخدهندگان پرسیده شد که در این میان، (%۲۰.۵) درصد شامل ۳۶۹ تن میشود، گفتند که به همسایه مراجعه میکنند و (%۱۰.۸) درصد شامل ۱۹۶ تن میشود، میگویند که ممکن است برای تأمین آب به منابع آب مساجد مراجعه کنند. در حالیکه، (%۶۳.۴) درصد شامل ۱۱۴۲ تن میشود، گفتند خریداری میکنند و تنها (%۴.۷) درصد شامل ۸۶ تن میشود، گفتند که به نهادهای خیریه مراجعه میکنند.

تغییر محل زندگی
در این بخش، از پاسخدهندگان پرسیده شده که در پنج سال پسین، آیا دسترسی به آب سبب تغییر مکان زندگی آنها شده است که در این میان ۸۷.۷ درصد یا ۱۵۸۰ تن، گفتند که نه و ۷.۲ درصد یا ۱۳۱ تن، گفتند که یک تا دو بار ناگزیر به تغییر محل زندگی شدند. در حالی که ۳.۶ درصد یا ۶۵ تن، گفتند که چند مرتبه به تغییر مکان زندگی ناچار شدند.

رضایت از خدمات آبرسانی
با توجه به این که منبع اصلی دسترسی به آب شهروندان، از سوی شرکتهای خصوصی و دولتی است، در بارهی رضایت آنها از شیوهی خدمات این شرکتها پرسیده شد. در این میان، ۳۳.۵ درصد یا ۶۰۴ تن، گفتند که عملکرد این شرکتها متوسط است. در حالی که ۱۶.۳ درصد یا ۲۹۵ تن، عملکرد شرکتهای آبرسانی را بسیار ضعیف ارزیابی کردند. ۴۳.۸ درصد یا ۷۸۹ تن، گفتند که عملکرد این شرکتها ضعیف است و تنها ۳.۴ درصد پاسخدهندگان خوب توصیف کردند.

کیفیت آب
از پاسخدهندگان در بارهی میزان کیفیت آب نیز پرسیده شد که ۲۶.۷ درصد یا ۴۸۱ تن، گفتند که کیفیت آب بسیار پایین است و بدون جوشاندن و تصفیه قابل استفاده نیست و ۱۵ درصد یا ۲۷۰ تن گفتند که کیفیت آب بد است و ۶.۲ درصد یا ۱۱۳ تن، کیفیت آب را بسیار بد ارزیابی میکنند. در حالی که ۵۱.۴ درصد یا ۹۲۶ تن، کیفیت آب را خوب توصیف کردند.

نظارت حکومت
برای بررسی نظارت حکومت بر کارکرد شرکتهای آبرسانی از پاسخدهندگان پرسیده شد که در این میان، ۷۱.۸ درصد یا ۱۲۹۴ تن، گفتند که حکومت هیچ گونه نظارتی ندارد و ۲۰.۱ درصد یا ۳۶۲ تن، گفتند که گاهی حکومت نظارت دارد. در حالی که ۴ درصد یا ۷۳ تن گفتند اطلاع نداریم و تنها ۱.۶ درصد که شامل ۲۹ تن میشوند، گفتند که حکومت نظارت همیشگی دارد.

پیشنهاد شهروندان
از پاسخدهندگان در پایان با پرسش باز خواستار نظرها و پیشنهادهای آنها شدیم که در این میان، ۵.۹ درصد یا ۱۰۷ تن، خواستار ایجاد شرکتهای دولتی بیشتر شدند و ۳.۲ درصد یا ۵۸ تن، به دلیل بحرانیبودن وضعیت، خواستار اقدام فوری دولت شدند. ۱۸.۶ درصد یا ۳۳۶ تن از پاسخدهندگان پیشنهادی نداشتند.

چالشها
انجام پژوهشهای میدانی در افغانستان با چالشها و محدودیتهایی نیز همراه است که انجام یک پژوهش میدانی و معیاری را دشوار میکند. نظرسنجی دسترسی باشندگان کابل نیز برای این که بتواند تصویر شفاف از وضعیت آب در کابل ارائه کند، چالشها و محدودیتها را پشت سر گذاشت و این چالش بر روند تحقیق و کم و کیف آن بدون تأثیر نبود. به چالشهای این نظرسنجی در زیر پرداخته شده است.
۱- همآهنگی با نهادهای امنیتی
بر بنیاد دستورنامهی نانوشتهی نهادهای امنیتی امارت اسلامی، انجام هر گونه اقدامهای میدانی و مرتبط به جامعه، باید با نهادهای استخباراتی و امنیتی همآهنگ شود. این تصمیم در نفس خود قابل تأمل است؛ اما روند کار را گاهی با اختلال روبهرو میکند. هرازگاهی این همآهنگی زمانگیر میشود و روند پژوهش را با تأخیر روبهرو میکند.
۲- سطح پایین سواد شهروندان
همان گونه که یافتههای نظرسنجی نشان میدهد، سطح سواد و دانش شهروندان پایین است که این امر، بر همکاری در پژوهشهای میدانی تأثیر منفی میگذارد. پایینبودن سطح دانش شهروندان، سبب میشود که فهم پرسشها برای شان دشوار شود و مهمتر از آن، اهمیت پژوهشهای میدانی را ندانند که در نهایت، همکاری دوامدار آنها با روندهای پژوهشی کاهش پیدا میکند.
۳- بیاعتمادی ساختاری
چالش دیگری که در روند این پژوهش بیش از همه وجود داشت، افکار عمومی و جامعهی آماری، به پژوهشهای میدانی و تأثیر آن بر رویههای سیاستگذاری اعتماد ندارند. این امر، همکاری روشمند شهروندان با نهادهای پژوهشگر را دشوار میکند. بیشتر شهروندان به دلیل بیاعتمادی ساختاری در این راستا همکاری نمیکنند.
پیشنهادها
۱- ادامهی پژوهشهای میدانی: برای بازتاب چالشهای اجتماعی نیاز است نهادهای پژوهشی و رسانهای کشور، برنامههایی را روی دست بگیرند تا توجه حکومت و نهادهای بینالمللی برای رسیدگی به این چالش جلب شود.
۲- آگاهیدهی در بارهی اهمیت پژوهشهای میدانی: برای این که شهروندان همکاری ساختارمند با نهادهای پژوهشی و رسانهای داشته باشند، نیاز است آگاهیدهی و فرهنگسازی شود که این امر، با راهاندازی همایشهای مردمی در مکانهای عمومی ممکن است.
۳- پشتیبانی حکومت: امارت اسلامی باید برای انجام پژوهشهای میدانی همکاری همهجانبه داشته باشد. از تأمین امنیت تیمهای پژوهشگر تا ایجاد سهولتها برای انجام پژوهش و اشتراک اطلاعات تا همکاری میدانی. نقش حکومت در راستای این گونه پژوهشها حیاتی است.






