مقدمه
یکشنبهشب در ۹ سنبلهی ۱۴۰۴ برابر با ۳۱ آگست ۲۰۲۵، زمینلرزهی قدرتمندی، شرق افغانستان به ویژه کنر را تکان داد. تکانههای این زمینلرزه، ولایتهای نزدیک به کنر را نیز لرزاند. مرکزهای معتبر لرزهنگاری جهانی، قدرت زمینلرزهی شرق افغانستان را ۶ درجهی ریشتر اعلام کردند که در پیشینهی رویدادهای طبیعی در افغانستان، کمتر اتفاق افتاده است. این زمینلرزه که بیشتر ولسوالیهای کنر را در بر میگرفت، اما بیشترین شدت آن، در ولسوالیهای نورگل، سوکی، خاصکنر و دیگر ولسوالیها حس شده است. لرزش زمین در کنر، به عنوان یکی از مرگبارترین لرزشهای زمین در سالهای پسین در افغانستان ثبت شده است. در نتیجهی این رویداد، ۲۲۰۰ تن از باشندگان کنر جان باختند و بیشتر از ۴۰۰۰ تن آنها زخمی شدند. بیش از ۸۰۰۰ خانه هم در این رویداد ویران شده است.
برخلاف گزارشهای رسانهای که معمولاً پس از چند روز از حافظهی جمعی محو میشود، این نظرسنجی تلاش میکند تصویری جامع و ماندگار از ابعاد مختلف این فاجعه ارائه دهد – از تلفات انسانی گرفته تا آسیبهای زیستمحیطی، از بحران سلامت روان تا چالشهای امنیت غذایی، همه و همه را در بر میگیرد.
زمینهی زمینشناسی و لرزهخیزی افغانستان
افغانستان در منطقهای گسترده از تغییر شکل قارهای در درون صفحهی اوراسیا قرار دارد. یک کمربند گسلی فشاری-کششی گسترده از هندوکش در شمالشرقی افغانستان تا مرز افغانستان و پاکستان امتداد یافته است (USGS). این موقعیت جغرافیایی، افغانستان را به یکی از مستعدترین کشورها برای وقوع زلزله در جهان تبدیل کرده است.
از ۱۹۵۰ میلادی تا کنون، حدود ۱۷۴۰۰ تن در زلزلههای افغانستان جان باخته اند (Worlddata). نخستین رکورد زلزله در افغانستان به ۷۳۴ میلادی بازمیگردد (GeoScienceWorld) که نشاندهندهی تاریخ طولانی این کشور با زلزله است.
زمینلرزهی کنر ۲۰۲۵؛ ویژگیهای زمینشناسی
زمینلرزهی کنر دارای ویژگیهای خاصی بود که آن را به ویژه مرگبار کرد.
- عمق کم: زلزله در عمق تنها هشتکیلومتری رخ داد که سبب شد لرزش شدید سطحی ایجاد شود و زیانها به شدت افزایش یابد. United Nations University
- زمان وقوع: نیمهشب، هنگامی که مردم در خانههای گلی خود در خواب بودند.
- بارانهای موسمی: هفتهها باران موسمی، شیبها را شل کرده بود و زلزله سبب رانش زمین شد که جادهها و روستاها را زیر آوار دفن کرد. United Nations University
- تغییرشکل زمین: تغییرشکل سطح زمین به ۲۳ سانتیمتر در زمان زلزلهی اصلی ۳۱ آگست رسید. United Nations University
طرح مسئله
رویدادهای طبیعی در کشورهایی مانند افغانستان به دلیل پایینبودن سطح توسعه و نبود زیرساختهای کافی، پیامدهای انسانی و محیطزیستی گستردهتری در مقایسه با دیگر کشورها دارد؛ زیرا در این دست جوامع، هر رویداد طبیعی، آسیبپذیری شهروندان را تشدید میکند.
زمینلرزه در کنر در شرایطی رخ داد که باشندگان آن، از بحرانهای پیدرپی محیطزیستی و محدودیت دسترسی به خدمات درمانی رنج میبردند. خشکسالیهای پسین، کاهش بارندگیها و در نتیجه کاهش برداشت فرآوردههای کشاورزی در کنر، باشندگان آن را بیش از هر زمانی، آسیبپذیرتر کرده است. در سوی دیگر، زنان در کنر پیش از زمینلرزه نیز در دسترسی به خدمات درمانی با محدودیت روبهرو بودند.
با این که شمار تلفات پس از زمینلرزه از سوی نهادهای ملی و بینالمللی همگانی شد، اما هنوز روشن نیست که بازماندگان رویداد کدام حالت روانی را تجربه میکنند و کمکهای ارائهشده چه اندازه توانسته نیازهای اساسی مانند خوراک و مسکن را پوشش بدهد. همین گونه، روشن نیست که زنان پس از زمینلرزه چه اندازه به خدمات درمانی مورد نیاز دسترسی دارند.
ارائهی این پژوهش میدانی، نتیجهی تلاش جمعی خبرنگاران رادیو سلاموطندار است که در آن تلاش شده است تا صدای آسیبدیدگان زمینلرزهی کنر در ولسوالی «سوکی» به عنوان مطالعهی موردی، بازتاب پیدا کند. در این نظرسنجی، کسانی شرکت کردند که خانههای شان ویران شده و عزیزان خود را از دست داده اند. در این پژوهش آماری، تلاش شده تا تصویر شفافی از عمق فاجعه در ولسوالی سوکی همگانی شود. شمار جانباختگان و زخمیان رویداد، خانههای ویرانشده و آسیبهای محیطزیستی و بررسی وضعیت زنان پس از آغاز کمکهای بشری و بهداشتی، مهمترین بخشهای این نظرسنجی را شکل میدهند. همچنان، تلاش شده تا وضعیت کمکرسانی و نیازهای اساسی آسیبدیدگان بررسی شود که در ادامه در قالب گراف و آمار نشان داده خواهد شد.
اهمیت پژوهش
تا کنون، هیچ نظرسنجی جامع از خود آسیبدیدگان زمینلرزه در کنر پخش نشده است. بیشتر گزارشها بر بنیاد آمار دولتی یا سازمانهای بینالمللی، بوده و صدای مستقیم قربانیان در آنها کمرنگ است. این نظرسنجی برای نخستین بار:
- صدای مستقیم ۱۰۶۱ خانوادهی آسیبدیده را ثبت میکند.
- ابعاد چندگانهی فاجعه را بررسی میکند: تلفات، بیجایی، محیط زیست، آموزش، سلامت، امنیت غذایی و سلامت روان.
- چالشهای خاص زنان و کودکان را مستند میکند.
- شکافهای کمکرسانی را نشان میدهد.
این گزارش میتواند به سیاستگذاران، سازمانهای امدادرسان و پژوهشگران کمک کند تا برنامههای بازسازی و آمادگی برای بلایای آینده را بهتر طراحی کنند.
پرسشهای اصلی پژوهش
- چه شمار از باشندگان ولسوالی سوکی کنر در پی لرزش زمین کشته و زخمی شدند؟
- زمینلرزه چه تأثیرهایی بر سلامت روانی زنان و کودکان داشته است؟
- چه اندازه زمینهای کشاورزی ویران و چه اندازه دام تلف شده است؟
- چه مقدار کمک به آسیبدیدگان رسیده است؟
- وضعیت مکتبها و آموزش کودکان چه گونه است؟
- زنان باردار و شیرده در چه وضعیتی هستند؟
روششناسی
روش پژوهش در این نظرسنجی، کمی و مبتنی بر جامعهی آماری در ولسوالی سوکی کنر است.
روش گردآوری دادهها
دادهها در این نظرسنجی، با حضور میدانی و توزیع پرسشنامه به آسیبدیدگان به دست آمده است.
مطالعهی موردی
ولسوالی سوکی کنر به عنوان مطالعهی موردی آسیبدیدگان گزینش شده و 1061 تن از باشندگان این ولسوالی، در این نظرسنجی شرکت کردند.
چالشهای مهم نظرسنجی
سطح پایین سواد اشتراککنندگان سبب شد که:
- درک برخی پرسشهای پیچیده دشوار باشد.
- تمایز میان گزینههای مشابه مشکل شود.
- پاسخهای «بدون پاسخ» در پرسشهای فنیتر افزایش یابد.
- فشار روانی رویداد.
با توجه به این که ۸۳.۳ درصد پاسخدهندگان دچار تغییرهای روانی شدید شده بودند:
- یادآوری جزئیات دردناک (علت مرگ، شمار دقیق کشتهها) برای بسیاری دشوار بود.
- برخی ترجیح دادند در بارهی موضوعهای حساس صحبت نکنند.
- پاسخ «سایر» (مثلاً ۱۸.۲ درصد در علتهای مرگ) احتمالاً به معنای «نمیخواهم توضیح دهم» است.
حساسیتهای فرهنگی
- در بارهی جانباختگان: ۲۰ درصد بدون پاسخ + ۰.۸ درصد «نمیخواهم پاسخ دهم»
- در بارهی زنان باردار: ۱۳.۷ درصد بدون پاسخ + ۳.۷ درصد «نمیخواهم پاسخ دهم»
- صحبت در بارهی مرگ و مسائل زنان در فرهنگ محلی دشوار است.
- شرایط نامناسب گفتوگو
- ۹۶.۶ درصد مردم در چادر یا فضای باز زندگی میکردند.
- محیط آرام برای گفتوگوی دقیق وجود نداشت.
- حواسپرتی به دلیل مشکلات روزمره.
فشردهی گزارش
این نظرسنجی توسط مؤسسهی رسانهای سلام افغانستان (رادیو سلاموطندار) روی ۱۰۶۱ خانوادهی آسیبدیده در ولسوالی سوکی کنر انجام شد. پاسخدهندگان، بیشتر مردان (۹۹.۵ درصد) با سطح سواد پایین (۶۱.۳ درصد بیسواد) و مشاغل کشاورزی-دامداری (۳۲.۶ درصد) بودند. یافتههای نظرسنجی، نشان میدهد که ۱۳.۲ درصد خانوادهها دستکم یک کشته داشتند؛ در حالی که ۴۲.۹ درصد خانوادهها زخمی داشتند که از این میان، ۲۵.۵ درصد زخمی شدید بودند. عمدهترین علت مرگ، قرارگرفتن زیر آوار و سقوط از ارتفاع بوده است. بحران جابهجایی نیز وسیع است؛ به طوری که ۹۲.۴ درصد از خانوادهها مجبور به ترک خانه شدند که از این شمار ۶۷.۱ درصد به صورت موقت و ۲۵.۳ درصد به صورت دائم آواره شدند. ۶۱.۷ درصد در فضای باز و بدون سرپناه زندگی میکنند و ۳۴.۹ درصد زیر چادرهای موقت اسکان یافته اند. ۷۷.۶ درصد از آسیبدیدگان تمام خانه و دارایی شان را از دست داده اند.
زلزله، پیامدهای زیستمحیطی گستردهای نیز به همراه داشت. ۸۱.۵ درصد منابع آب از بین رفته یا آلوده شد، ۹۳.۲ درصد زمینهای کشاورزی به شکل کلی یا قسمی ویران شد و ۵۹.۵ درصد دامها تلف شد. ۹۷.۹ درصد جادهها بسته یا خراب شد و ۸۳.۸ درصد جنگلات آسیب دید. در بخش آموزش، ۹۵.۳ درصد مکتبها کامل یا بخشی از آن ویران شد و در نتیجه ۸۷.۱ درصد کودکان در چادرهای سیار آموزش میبینند. وضعیت امنیت غذایی و بهداشت نیز نگرانکننده است. ۷۶.۴ درصد از خانوادهها کامل وابسته به کمکهای غذایی استند، ۴۲ درصد دچار اسهال و استفراغ شده اند و ۳۲.۴ درصد دسترسی بسیار کم به خدمات بهداشتی دارند. سلامت مادر و کودک نیز در معرض خطر جدی قرار دارد؛ چون ۲۹.۸ درصد خانوادهها زن باردار با دسترسی محدود به خدمات بهداشتی دارند و ۷۲.۳ درصد خانوادهها زن شیرده دارند. ۴.۶ درصد از زایمانها در خانه و بدون امکانات انجام شده و ۷۸.۷ درصد کودکان زیر پنج سال بیمار، دچار سوءتغذیه یا هر دو استند.
بحران سلامت روان، از دیگر پیامدهای جدی این زمینلرزه است. ۸۳.۳ درصد زنان و کودکان دچار تغییرهای روانی شدید شدند، ۹۰.۳ درصد نشانههای ترس، اضطراب و افسردگی دارند و ۵۰ درصد افزایش تنشهای خانوادگی گزارش شد. در بارهی کمکهای دریافتی، ۴۱.۳ درصد از خانوادهها کمکهای جامع دریافت کردند؛ در حالی که ۴.۲ درصد هیچ کمکی دریافت نکرده اند. ۷۵.۳ درصد میگویند که کمکها تا اندازهای مفید بوده، اما ناکافی است و تنها ۲.۲ درصد گزارش میدهند که مشکلات شان کامل حل شده است.
چندین عامل شدت زیانهای این زمینلرزه را افزایش داد از جمله عمق کم زلزله (هشت کیلومتر)، کوهستانیبودن منطقه (۹۴.۳ درصد) و رانش زمین، خانههای گلی و خشتی و زمان وقوع که نیمهشب رخ داد. در نتیجه، زلزلهی کنر یک بحران چندگانه ایجاد کرد که پیامدهای آن فراتر از تلفات اولیه است. بیشتر آسیبدیدگان همچنان در شرایط بحرانی به سر میبرند، بدون سرپناه مناسب، امنیت غذایی، دسترسی ناکافی به خدمات بهداشتی و با مشکلات روانی شدید. زنان و کودکان به طور نامتناسبی آسیب دیده اند و نیاز فوری به کمکهای جامع و بازسازی بلندمدت وجود دارد.
جمعیتشناختی پاسخدهندگان
محل سکونت
بیشترین شرکتکنندگان در این نظرسنجی، باشندگان ولسوالی سوکی کنر اند.

نوع زمین
اکثریت قریب به اتفاق منطقه (1000 تن، 94.3 درصد) کوهستانی و سنگی بود. تنها 37 تن (3.5 درصد) در دره و 13 تن (1.2 درصد) در جنگل زندگی میکردند.

ردهی سنی
بیشترین گروه سنی، 18 تا 25 سال با 353 تن (33.3 درصد) بود. گروه 26 تا 35 سال با 303 تن (34.6 درصد) و 36 تا 45 سال با 187 تن (23.5 درصد) در رتبههای بعدی قرار داشتند. سالمندان بالای 65 سال تنها 28 تن (2.6 درصد) بودند.

جنسیت
بیشتر پاسخدهندگان مرد بودند (1057 تن، 99.5 درصد). تنها چهار زن (0.4 درصد) پاسخ دادند.

سطح تحصیل
بیشتر پاسخدهندگان بیسواد بودند (650 تن، 61.3 درصد). 229 تن (21.6 درصد) تحصیلات ابتدایی، 86 تن (8.1 درصد) لیسه، 44 تن (4.1 درصد) مدرسهی دینی و تنها 35 تن (3.3 درصد) تحصیلات دانشگاهی داشتند.

شغل
پاسخدهندگان در گروههای شغلی کارگران، فروشندگان چوب و رانندگان (346 تن، 32.6 درصد)، دامداران و کشاورزان (346 تن، 32.6 درصد) بودند. 257 تن (24.2 درصد) بیکار بودند و 50 تن (4.7 درصد) آموزگار یا کارمند دولت بودند.

بخش نخست: جانباختگان و زخمیان
جانباختگان
از خانوادههایی که کشته داشتند، 65 خانواده (56.4 درصد از کل) یک تن، 34 خانواده (24.2 درصد) دو تا سه تن، 18 خانواده (12.8 درصد) چهار تا پنج تن و 13 خانواده (9.2 درصد) بیش از هشت تن کشته داشتند.

زخمیان
بیش از نیمی از خانوادهها (626 تن، 59.0 درصد) زخمی نداشتند. 28.2 درصد، یک تا دو تن زخمی؛ 11.2 درصد، سه تا شش تن و 1.6 درصد بیش از شش تن زخمی در خانواده داشتند.

بخش دوم: بیجایی و مسکن
جابهجایی
اکثریت قریب به اتفاق مردم مجبور به ترک منطقه شدند. 712 تن (67.1 درصد) به صورت موقت و 268 تن (25.3 درصد) به صورت دائم مهاجرت کردند. تنها 39 تن (3.7 درصد) همچنان در محل خود مانده بودند.

محل سکونت فعلی
بیشتر آسیبدیدگان در شرایط بسیار سخت زندگی میکردند. 655 تن (61.7 درصد) در فضای باز یا بدون خانه و 370 تن (34.9 درصد) زیر چادر با کمک بینالمللی. تنها 5 تن (0.5 درصد) در خانهی سالم خود بودند.

زیانهای بهجامانده از زمینلرزه
بیشتر مردم (823 تن، 77.6 درصد) گزارش دادند که خانه و تمام دارایی شان از بین رفته است. 100 تن (9.4 درصد) بخش عمدهای از خانه و دارایی شان را از دست دادند و 118 تن (11.1 درصد) بخش کوچکی آسیب دیدند. فقط 14 تن (1.3 درصد) آسیب نداشتند.

بخش سوم: محیط زیست و منابع طبیعی
منابع آب
وضعیت آبی در منطقه بسیار بحرانی بود. 560 تن (52.8 درصد) گفتند بیشتر منابع آب از بین رفته، 304 تن (28.7 درصد) گفتند تمام منابع آب خشک شده و 114 تن (10.7 درصد) گفتند آب آلوده و غیرقابل نوشیدن شده است. تنها 79 تن (7.4 درصد) تغییری در منابع آب نداشتند.

زمینهای کشاورزی
وضعیت کشاورزی فاجعهبار بود. 779 تن (73.4 درصد) گفتند زمینها قسمی تخریب شده و 210 تن (19.8 درصد) زمینهای ازبینرفته داشتند. تنها 41 تن (3.9 درصد) زمین سالم داشتند.

دامداری
بیشتر دامها تلف شدند (631 تن، 59.5 درصد). 329 تن (31.0 درصد) دامهای سالم، 44 تن (4.1 درصد) دام گمشده و 47 تن (4.4 درصد) دام نداشتند.

بخش چهارم: آموزش
وضعیت مکتبها
بیشتر مکتبها کامل ویران شده بودند (628 تن، 59.2 درصد). 383 تن (36.1 درصد) گفتند بخشهایی آسیب دیده و تنها 23 تن (2.2 درصد) گفتند مکتب سالم داشتند.

محل آموزش کودکان
اکثریت کودکان (924 تن، 87.1 درصد) در چادرهای سیار آموزش میدیدند. 84 تن (7.9 درصد) به مکتبهای روستاهای دیگر میرفتند.

بخش پنجم: کمکهای دریافتی
438 تن (41.3 درصد) کمکهای جامع شامل آب، غذا، پوشاک، دارو و پول نقد دریافت کردند. 249 تن (23.5 درصد) عمدتاً غذا، 135 تن (12.7 درصد) پول نقد و 132 تن (12.4 درصد) کمکهای محدود دریافت کردند. 45 تن (4.2 درصد) هیچ کمکی دریافت نکرده بودند.

منبع کمکها
بیشترین کمکها از ترکیب دولت افغانستان، سازمانهای بینالمللی و مردم بود (616 تن، 58.1 درصد). 314 تن (29.6 درصد) از سازمانهای بینالمللی و مردم و 94 تن (8.9 درصد) فقط از دولت کمک گرفتند.

کیفیت کمکها
اکثریت (799 تن، 75.3 درصد) گفتند کمکها تا اندازهای مشکلات را حل کرده است. 176 تن (16.6 درصد) با وجود دریافت کمک ناکافی همچنان در مشکلات بودند و 47 تن (4.5 درصد) هیچ کمکی دریافت نکرده و به شدت در مشکل بودند. تنها 23 تن (2.2 درصد) مشکلاتشان کاملاً حل شده بود.

بخش ششم: امنیت غذایی و بهداشت
دسترسی به غذا
وابستگی به کمک بسیار بالا بود: 811 تن (76.4 درصد) کامل وابسته به کمک بودند و اگر کمک برسد غذا داشتند و اگر نرسد، نه. 165 تن (15.6 درصد) وابستگی زیاد داشتند اما تا حدی خود نیز تأمین میکردند. تنها 65 تن (6.1 درصد) کامل خودکفا بودند.

بیماریها
بیشترین بیماری اسهال و استفراغ بود (446 تن، 42.0 درصد). 155 تن (14.6 درصد) ترکیبی از بیماریها، 95 تن (9.0 درصد) مشکلات تنفسی از گرد و غبار و 89 تن (8.4 درصد) تب و لرز داشتند. 229 تن (21.6 درصد) بیماری خاصی نداشتند.

دسترسی به خدمات بهداشتی
دسترسی متفاوت بود: 344 تن (32.4 درصد) بسیار کم و فقط خدمات اولیه، 294 تن (27.7 درصد) متوسط، 304 تن (28.7 درصد) خوب و 104 تن (9.8 درصد) هیچ دسترسی نداشتند.

زمان رسیدن به مرکز بهداشتی
بیشتر مردم (575 تن، 54.2 درصد) در کمتر از 30 دقیقه، 270 تن (25.4 درصد) از 30 دقیقه تا 2 ساعت و 187 تن (17.6 درصد) از 2 تا 5 ساعت به مرکز بهداشتی میرسیدند.

کیفیت خدمات
کیفیت خدمات بیشتر متوسط بود (439 تن، 41.4 درصد). 347 تن (32.7 درصد) خوب، 159 تن (15.0 درصد) بسیار خوب و 91 تن (8.6 درصد) ضعیف ارزیابی کردند.

بخش هفتم: سلامت روان و خانواده
وضعیت روانی زنان و کودکان
تغییرات روانی بسیار شدید بود. 600 تن (56.6 درصد) بسیار تغییر کرده و 283 تن (26.7 درصد) کامل زیر فشار روانی بوده اند. 105 تن (9.9 درصد) اندکی تغییر و 63 تن (5.9 درصد) هیچ تغییری نداشتند.

بخش هشتم: سلامت مادر و کودک
زنان باردار
نزدیک به یکسوم خانوادهها (316 تن، 29.8 درصد) زن باردار داشتند. 561 تن (52.9 درصد) نداشتند. از خانوادههایی که زن باردار داشتند، بیشتر یک تن (183 خانواده، 13.7 درصد از کل) یا دو تن (39 خانواده، 3.7 درصد) داشتند.

زنان شیرده
از خانوادههایی که زنان شیرده داشتند،407 خانواده (53 درصد از کل) یک تن، 251 خانواده (32.7 درصد) دو تن و 72 خانواده (9.3 درصد) سه تن زن شیرده داشتند.

دسترسی زنان شیرده به غذا
وضعیت غذایی متفاوت بود. 354 تن (33.4 درصد) تا اندازهی کافی، 175 تن (16.5 درصد) کافی، 156 تن (14.7 درصد) به هیچ وجه کافی نبود و 87 تن (8.2 درصد) کافی نبود.

دسترسی زنان به خدمات بهداشتی
نزدیک به نیمی از پاسخدهندگان (494 تن، 46.6 درصد) گفتند زنان فقط در موارد اضطراری به خدمات بهداشتی دسترسی دارند. 397 تن (37.4 درصد) کامل، 93 تن (8.8 درصد) با محدودیت و 33 تن (3.1 درصد) هیچ دسترسی نداشتند.

سقط جنین
24 خانواده (2.3 درصد) سقط جنین داشتند.

وضعیت کودکان زیر پنج سال
بیشتر کودکان بیمار بودند (722 تن، 68.0 درصد) با اسهال، تب و لرز. 65 تن (6.1 درصد) سوءتغذیه به همراه بیماری و 49 تن (4.6 درصد) فقط سوءتغذیه داشتند. تنها 111 تن (10.5 درصد) سالم بودند.

پیامدهای چندگانه
۱– بحران انسانی:
۱۳.۲ درصد خانوادهها کشته دارند.
۴۲.۹ درصد خانوادهها زخمی دارند.
۹۲.۴ درصد مجبور به ترک خانه شدند.
۲- بحران اقتصادی:
۸۷ درصد تمام دارایی خود را از دست دادند.
۹۳ درصد زمینهای کشاورزی تخریب شد.
۶۰ درصد دامها تلف شدند.
۳- بحران زیستمحیطی:
۹۲ درصد منابع آب آسیب دید.
۸۵ درصد جنگلات زیان دید.
۹۸ درصد جادهها بسته یا خراب شد.
۴- بحران آموزشی:
۹۵ درصد مکتبها تخریب شد.
۸۷ درصد کودکان در چادرهای سیار درس میخوانند.
۵- بحران بهداشتی:
۹۲ درصد ناامنی غذایی شدید.
۶۰ درصد بیماریهای مرتبط با آب.
۷۹ درصد کودکان زیر پنج سال بیمار یا دچار سوءتغذیه.
۶- بحران روانی:
۸۳ درصد تغییرات روانی شدید در زنان و کودکان.
۵۰ درصد افزایش تنشهای خانوادگی.
۵.۴ درصد آسیبپذیری خاص زنان و کودکان.
زنان نتوانستند به موقع به پزشک دسترسی پیدا کنند.
۴۲.۶ درصد زایمانها در خانه بدون امکانات انجام شد.
دسترسی زنان به کمکهای امدادی محدود بود.
مشارکت زنان در نظرسنجی بسیار کم بود (۰.۴ درصد).
۵.۵ درصد شکافهای کمکرسانی
کمبودهای اصلی:
۶۱.۷ درصد هیچ سرپناه ندارند.
۷۶.۴ درصد کامل وابسته به کمک غذایی هستند.
تنها ۲.۲ درصد مشکلات شان کامل حل شده است.
۴.۲ درصد هیچ کمکی دریافت نکرده اند.
مانعها:
محدودیتهای بینالمللی.
بستهبودن جادهها.
دخالت در توزیع کمکها.
دسترسینداشتن به زنان.
نتیجهگیری
زمینلرزهی کنر ۲۰۲۵، یکی از مخربترین رویدادهای طبیعی در تاریخ معاصر افغانستان بود. این نظرسنجی نشان داد که پیامدهای آن فراتر از آمارهای رسمی است.
تلفات انسانی: هزاران کشته و زخمی
بیجایی گسترده: ۹۲ درصد مردم از خانههای خود آواره شدند.
نابودی معیشت: ۹۳ درصد زمینها و ۶۰ درصد دامها از بین رفتند.
بحران زیستمحیطی: ۹۲ درصد منابع آب و ۸۵ درصد جنگلات آسیب دیدند.
فروپاشی آموزش: ۹۵ درصد مکتبها تخریب شدند.
ناامنی غذایی شدید: ۷۶ درصد کامل وابسته به کمک اند.
بحران روانی: ۸۳ درصد دچار مشکلات روانی شدند.
پس از زلزله، بیشتر مردم هنوز در فضای باز یا چادرهای موقت زندگی میکنند، بدون امنیت غذایی، بدون دسترسی کافی به خدمات بهداشتی و بدون امید روشن برای بازسازی.
صدای ۱۰۶۱ خانوادهای که در این نظرسنجی شنیده شد، روایتگر فاجعهای است که فراتر از آمار است. پشت هر درصد، انسانهایی هستند که خانهی شان را از دست دادند، عزیزان شان را از دست دادند و اکنون در شرایط بحرانی به سر میبرند
زمینلرزهی کنر یک بار دیگر نشان داد که افغانستان در برابر بلایای طبیعی بسیار آسیبپذیر است – نه فقط به دلیل موقعیت جغرافیایی، بل به دلیل فقر، ساختوسازهای نامناسب، محدودیتهای اجتماعی و انزوای بینالمللی.
این گزارش، یک فریاد برای کمک فوری است و یک هشدار برای آینده. زلزلههای دیگر خواهند آمد، افغانستان باید آماده باشد.
پیشنهادها
۱- نظرسنجی پیگیری: نظرسنجی مجدد پس از شش ماه و یک سال.
۲- تمرکز بر زنان: مصاحبههای عمیق با زنان توسط زنان.
۳- مطالعات کیفی: داستانهای زندگی و تجربههای شخصی.
۴- ارزیابی اثربخشی کمکها: بررسی این که کدام کمکها مؤثرتر بودند.
۵- مطالعات زلزلهشناسی: پژوهشهای علمی در بارهی گسلهای منطقه.
۶- مطالعات مقایسهای: مقایسه با زلزلههای خوست و هرات.





