در دامنههای ولایت پروان، جایی که هزاران رأس مواشی همهساله با آغاز بهار راه کوچ را در پیش میگیرند، امسال مسیرها هرچند کوتاه نبود؛ اما چراگاهها به گونهی چشمگیر کاهش یافته بود. دامدارانی که سالها از یک الگوی مشخص کوچ پیروی میکردند، اکنون میگویند که زمینها خشک شده و برخی مناطق به کلی خاصیت چراگاهی خود را از دست داده اند.
علاءالدین، دامداری که نزدیک به ۲۵۰ رأس مواشی دارد، میگوید در مناطقی که در گذشته این فصل سال را سپری میکردند، اکنون برای سیرکردن شکم دامهایش سرگردان مانده است. «۲۵۰ رأس مواشی دارم. به دشتها و کوهها بالا میشویم؛ اما علفچر نیست. به تمام ولسوالیهای ولایت پروان میبریم؛ اما دوباره گرسنه میآوریم، هیچ آذوقه برای مواشی ما نیست. اگر به ما کمک نشود، مثل علف، کاه و بستههای غذایی حیوانی، صددرصد با مشکل جدی روبهرو میشویم.»
نورعلی، دامدار دیگری که با مشکلات مشابه روبهرو است، میگوید: «۳۰۰ رأس گوسفند دارم. اقلیم خراب شده و باران و برف در کوهها نباریده است. وقتی گوسفندها را به کوه میبریم، علف نیست و درست سیر نمیشوند. خواهش ما از ریاست زراعت پروان این است که از طریق سازمان خوراک و کشاورزی ملل متحد یا دیگر نهادهای همکار با زراعت، در بخش آذوقهی حیوانی با ما همکاری کند.»
در کنار تغییرات اقلیمی، گسترش باغداری و افزایش ساختوسازهای بیرویه نیز بخش بزرگی از علفچرهای عمومی را محدود کرده؛ موضوعی که ظرفیت چرا در ولسوالیها را کاهش داده و فشار مضاعفی بر دامداران وارد کرده است.
در همین حال، دامدار دیگری که همهروزه دامهایش را میان زبالههای شهر چاریکار، مرکز پروان، میچراند، میگوید: «نامم خستهگل است؛ بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ رأس مواشی داریم. از جمله کسانی بودیم که همهساله در همین کوهها مواشی خود را جابهجا میکردیم، خیمه میزدیم و مالهای ما چرا داشت. حالا کاه و علف خلاص شده، مالهای ما در کوچههای چاریکار میچرند. باران نیست، برف نیست. اگر به بغلان برویم، آن جا هم جای مناسب مثل نیکپی یا منطقهای که علف داشته باشد، برای ما نشان بدهند.»

با این حال، عبدالجبار چرخی، کارشناس منابع طبیعی در پروان، باور دارد که نبود مدیریت اصولی چراگاهها، تغییرات اقلیمی و فرسایش خاک از عاملهای اساسی کاهش علفچرها به شمار میروند. او، بر نقش نهادهای ملی و بینالمللی در پشتیبانی از دامداران تأکید میکند و میگوید: «خشکسالی یکی از عوامل اساسی کاهش چراگاهها است. گرمایش هوا، فرسایش خاک، افزایش نفوس و گسترش زراعت باعث شده چراگاهها به زمینهای زراعتی تبدیل شوند. قطع بوتهها و جنگلات و نبود مدیریت چراگاهها، نیز از مشکلات جدی است. متأسفانه چراگاهها در افغانستان به گونهی درست مدیریت نمیشوند. نهادهای ملی و بینالمللی باید دستبهدست هم بدهند. در جاهایی که بارندگی صورت نمیگیرد، میتوان زمینهی آبیاری یا حتا بارندگی مصنوعی را فراهم کرد تا چراگاهها دوباره احیا شوند. همچنان در بخش تغذیهی حیوانات، باید با مالداران همکاری صورت گیرد.»
با این همه، نیازمحمد تایب، آمر امور زراعتی ریاست زراعت، آبیاری و مالداری پروان، میگوید که به گونهی تخمینی حدود ۴۰ درصد چراگاههای این ولایت کاهش یافته است. او، ضمن تأیید این وضعیت، میافزاید که برخی از دامداران به دلیل نبود علفچرهای مناسب، ناچار به کوچ به ولسوالیها و حتا ولایتهای همجوار پروان شده اند.
آقای تایب، وعده میدهد که برای کاهش این تهدید، برنامههای مدونی روی دست گرفته شده است. «بیش از ۴۰ درصد علفچرهای پروان کاهش یافته است. بعضی از مالداران به ترک مسلک دامداری رو آورده اند. تغییرات اقلیمی بیشترین تأثیر را بر کوچهای فصلی گذاشته است. بلی، مالداران برای تأمین خوراک مواشی شان مجبور شده اند به ولسوالیهای همجوار یا ولایتهای دیگر کوچ کنند. ما تلاش داریم از طریق پروژههای انکشافی و برنامههای عادی مردمی، وضعیت چراگاهها را بهبود بخشیده و مالداران را از این بحران نجات دهیم.»
دامداران در پروان که نسلها معیشت شان بر چرخهی طبیعی بارندگی و رویش علف استوار بود، امروز با فصلهایی روبهرو شده اند که نه قابل پیشبینی است و نه نشانی از ثبات دارد. کاهش چشمگیر چراگاهها، آنان را با هزینههای فزاینده، مسیرهای کوچ طولانیتر و فشارهای معیشتی تازه روبهرو کرده است؛ وضعیتی که آیندهی دامداری سنتی را با نگرانیهای جدی همراه کرده؛ اما همچنان امید میرود با مدیریت اصولی منابع طبیعی و حمایت هدفمند از دامداران، این روند مهار و معیشت آنان دوباره به مسیر پایداری بازگردد.






