هبه یا بخشیدن مال بدون دریافت عوض، با تحقق و قبض آن، در اصل مالکیت را به دریافتکننده منتقل میکند. با این حال، گفتوگوی سلاموطندار با شماری از زنان نشان میدهد که آگاهی محدود از احکام شرعی و قانونی هبه، در برخی خانوادهها زمینهساز اختلاف بر سر مالکیت هدیهها شده است.
فاطمه از دایکندی، میگوید که از ازدواجش ۱۰ سال میگذرد. او در این مدت از سوی همسرش به مناسبت عید و محفلهای خوشی معادل ۲۵۰ هزار افغانی طلا هدیه دریافت کرده بود؛ اما هدیهی دریافتی به دلیل مشکلهای اقتصادی برای تأمین بخشی از نیازهای مالی خانواده به فروش رسیده است. «گوشواره و دستبند طلا که در مناسبتهای مختلف از طرف شوهرم هدیه گرفته بودم، بعد به دلیل مشکلهای اقتصادی خانواده، این طلاها برای تأمین برخی نیازهای مالی به فروش رسید. آن زمان تصورم این بود که هر تصمیمی که برای خانواده گرفته میشود، به نفع همه است. از طرفی دیگر، در بارهی احکام شرعی و مسائل حقوقی مربوط به هبه هم آگاهی چندانی نداشتم. فقط فکر میکردم هدیهای که به من داده شده، مربوط به خودم است. بعدها که در این مورد پرسوجو کردم، متوجه شدم احکام مشخصی در بارهی هبه وجود دارد؛ اما پیش از آن اطلاع کافی نداشتم.»
نجیبه از بغلان، نیز میگوید که به عنوان هدیهی ازدواج، از سوی پدرشوهرش دو جریب زمین را ۱۴ سال پیش دریافت کرده بود؛ اما اکنون پس از فوت پدرشوهرش، خسرانش خواهان برگشت هدیه اند. «چند سال پیش، پدرشوهرم دو جریب زمین را به عنوان هدیه به من واگذار کرد و سندی هم به نامم تنظیم شد. پس از درگذشت او، در بارهی این زمین دیدگاههای متفاوتی در خانواده مطرح شد و از من خواسته شد سند را در اختیار آنان قرار دهم؛ زیرا آگاهی شرعی کافی نداشتم.»
همین گونه، انیلا از سرپل، میگوید که به مناسبت روز تولدش یک انگشتر طلا هدیه گرفته بود؛ اما پس از هفت ماه به دلیل مشکل اقتصادی خانواده، شوهرش انگشتر را دوباره بدون درنظرگرفتن رضایت او مسترد کرد. او، میگوید که تصور میکرد هدیهای که دریافت کرده، مربوط خودش است؛ اما از حق مالکیت خود بر تحفهی دادهشده آگاهی کامل نداشت. «شوهرم به مناسبت روز تولدم یک انگشتر طلا برایم هدیه داد که ارزش آن حدود ۱۵ هزار افغانی بود؛ چون در سالهای گذشته هدیهای دریافت نکرده بودم، از این هدیه خوشحال شدم. چند ماه بعد، به دلیل مشکل اقتصادی خانواده، تصمیم گرفته شد انگشتر فروخته شود تا بخشی از هزینهها تأمین شود. آن زمان تصور میکردم هدیهای که دریافت کردهام، متعلق به من است، اما در بارهی احکام شرعی و حقوقی مربوط به هبه آگاهی کامل نداشتم و بعد متوجه شدم که در این زمینه احکام مشخصی وجود دارد.»
ثناءالله ایوبی، حقوقدان، میگوید که در رجوع از تحفه باید رضایت اخذکننده (موهوب له) در نظر گرفته شود؛ اما اگر او رضایت نداشته باشد، در این صورت شخصی که تحفه را داده (موهوب)، تنها در صورتی به قبض مال خود میپردازد که محکمهی با صلاحیت در این مورد بعد از بررسی این که عذر معقول موجود باشد و برای رجوع مانعی نباشد، به رد موهوب (مال هدیهشده) میپردازد. «واهب (هبهدهنده) میتواند به موافقهی موهوب له (گیرندهی هبه) از هبه رجوع کند. در صورت عدم موافقهی موهوب له، از محکمه اجازهی رجوع را حاصل میدارد، مشروط بر این که مستند به عذر معقول بوده و مانع رجوع موجود نباشد. از قانون مدنی افغانستان چنین معلوم میشود که در رجوع از تحفه باید رضایت اخذکنندهی (موهوب له) آن در نظر گرفته شود.»
قطبالدین مجتهد، عالم دین، میگوید که هرچند فقه حنفی در برخی شرایط رجوع از هبه را مجاز میداند، اما این کار از نگاه دینی و اخلاقی ناپسند شمرده شده است. «در مذهب حنفی، رجوع از هبه با رعایت شرایط جایز است؛ اما از نگاه دینی و اخلاقی، عملی مکروه و ناپسند به شمار میرود. پیامبر اکرم – صلی الله علیه و سلم – نیز در حدیثی، کسی را که هدیهی خود را پس میگیرد، به فردی تشبیه کرده که به استفراغ خود بازمیگردد.»
کارشناسان، تأکید میکنند که افزایش آگاهی شهروندان به ویژه زنان، از احکام شرعی و مقررات حقوقی مربوط به هبه، میتواند از بسیاری اختلافهای خانوادگی بر سر مالکیت هدیهها پیشگیری کند.





