بررسیهای سلاموطندار از گفتوگو با ۲۸ جوان (۱۷ پسر و ۱۱ دختر) با تحصیلات عالی، نشان میدهد که ۱۸ تن توانایی نگارش رزومهی حرفهای و آشنایی با معیارهای کاریابی را ندارند. ۱۰ تن، میگویند که در هنگام درخواست کار متوجه شده اند که موقعیتهای کاری اعلامشده نیازمند مجموعهای از مهارتهایی است که این جوانان برخی از آن را فرا نگرفته اند.
با وجود تحصیلات عالی، همهی گفتوگوشوندگان بیکار اند و بسیاری از آنان مشاهده کرده اند که افراد بدون مهارت و رزومهی حرفهای با واسطهگری و شناخت شخصی در سمتهای کلیدی و حرفهای سرگرم به کار شده اند؛ وضعیتی که انگیزهی جوانان را برای افزایش مهارت و جستوجوی حرفهای کار، کاهش داده است.
فاطمهی ۲۹ساله از بدخشان و احمد ۲۷ساله از پروان، دو جوانی که تحصیلات عالی شان را تا مقطع کارشناسی در رشتهی ادبیات به پایان رسانیده اند و از مدت بسیاری به این سو بیکار اند، میگویند. فاطمه، میگوید: «آشنایی من در این زمینهها در حد ابتدایی است. در نوشتن CV و درخواست کار معلومات کمی دارم و با سایتهای معتبر کاریابی و اصول مصاحبهی شغلی آشنایی کامل ندارم.»
احمد، نیز میگوید: «در مورد این که من خودم بتوانم CV بنویسم یا حداقل من بتوانم نوشتنش را به شیوهای که بتواند کارایی داشته باشد در یک اداره روان بکنم، هنوز چنین چیزی را تجربه نکردهام متأسفانه یا هم هنوز که من سیوی دادهام، یا سیوی مشکل داشته یا شرایطش برابر نبوده است.»
۱۰ تن از این جوانان، میگویند که در هنگام درخواست کاری، متوجه شده اند که بستهای کاری همزمان چندین مهارت حتا بیرون از بست را نیاز دارد و این مورد با توجه به آموزشهایی که آنان در دورهی تحصیلات عالی داشته اند، همخوانی چندانی ندارد.
حبیبالله ۳۴ساله از کابل، دانشآموختهی رشتهی کمپیوترساینس، در این باره میگوید: «سیوینوشتن و درخواستدادن را یاد دارم. کمیپوترساینس خواندهام و در بخش آیتی میتوانم کار کنم؛ اما در این اواخر چند جایی که درخواست دادهام و به امتحان رفتهام، جدا از آیتی از من در مورد بخش برق و برقکاری هم پرسان کردند، گفتم که آیتی را چه به برق. سر همین مسئله بود که درخواستم چندین جا رد شده است.»
حقیقالله ۲۹ساله از کنر، دانشآموختهی رشتهی اقتصاد، نیز در این باره میگوید: «اقتصاد خواندهام؛ من میتوانم یک CV بسازم و درخواست کار بنویسم. تحصیلاتم به من دانش بنیادین داده است؛ اما بازار کار مهارتهای عملی بیشتری میطلبد. اگر در کنار آموزش، تجربهی عملی نیز داشتم، احتمالاً پیداکردن کار آسانتر میشد. کمبود فرصتهای کاری و مهارتهای اضافی که خارج از بست از ما میخواهند، بزرگترین مشکلات هستند.»

جوانان مورد بررسی، میگویند که اولویت به واسطه و شناخت در ادارهها سبب شده است که آنان توجه چندانی به افزاش مهارت شان در بخش کاریابی حرفهای نداشته باشند. به باور آنان، حرف اول در ادارهها از شناخت و واسطه است.
رحمتالله ۲۷ساله از کابل، میگوید: «من افراد زیادی را دیدهام که درس خوانده اند و لیاقت هم دارند؛ ولی در کارهای شاقه مصروف هستند و کار مناسبی پیدا نکرده اند. به نظر من، تبعیضات بسیار است و کسی که نالایق است، در کاری است که لیاقت ندارد. بدین منظور، پارتیبازی/خویشاوندسالاری زیاد است،؛ خودم تجربهاش را داشتهام.»
هیلهی ۲۷ساله از بلخ، نیز میگوید: «چندین بار امتحان دادهام در بستهای مختلف، به مصاحبهی کاری هم خواسته شدهام؛ اما با وجود این که نمرهام بالا بوده و تجربه داشتهام، موفق نشدهام. بعد از دوستانی که کار کرده اند، همان جا خبر شدهام که یک کسی که تنها مکتب را تمام کرده، در بست گرفته اند یا این که خویشوقومهای خود شان را گرفته اند. بارها با این گونه موارد روبهرو شدهام.»
از سویی هم، برخی از جوانان گفتوگوشده، میگویند که در نصاب آموزشی شان در دانشگاه شیوههای حرفهای نوشتن رزومه و کاریابی جا ندارد و در مواردی حتا نصاب آموزشی همخوانی چندانی به بازار کار نیز ندارد.
امین ۲۳ساله، باشندهی کابل، در این باره میگوید: «در دوران تحصیل هیچ درسی مرتبط با کاریابی، نوشتن سیوی یا مسائل مشابه نیاموختیم. برای نوشتن سیوی مجبور میشویم به عکاسیها برویم؛ اما متأسفانه حتا آنها هم روش درست نوشتن سیوی را نمیدانند. اگر در پوهنتون/دانشگاه درسی در این زمینه میداشتیم، حداقل یک مضمون مرتبط میخواندیم، حالا شاید میتوانستم طریقهی درست درخواستدادن برای شغل را یاد بگیرم و حتا شغلی هم پیدا میکردم.»
با این حال، شماری از استادان دانشگاهها، باور دارند که ضعف آموزش عملی و نصاب درسی سبب میشود که دانشآموختگان در کاریابی و کارآفرینی با چالشهای جدی روبهرو شوند.
شهزاد آرین، استاد دانشگاه، در این باره میگوید: «بدون شک کیفیت تدریس محتوای درسی روی جامعه تأثیر دارد. در افغانستان متأسفانه ما شاهد هستیم جنبههای عملی تدریس کمتر مورد توجه قرار میگیرد و سبب میشود که جوانان بعد از فراغت با چالشهای فراوان روبهرو شوند. کاریابی و کارآفرینی باید یک نتیجه باشد که دانشجو و دانشآموز در پایان ختم دورهی تحصیلی از رشتهی خود بگیرد.»
شماری از کارشناسان مسائل اقتصادی، باورمند اند که ادغام مهارتهای فنی و کارآگاهی در کنار درسهای نظری در نظام آموزشی میتواند دانشآموختگان را بهتر برای ورود سریع به بازار کار آماده کند.
ایرج فقیری، کارشناس مسائل اقتصادی، در این باره میگوید: «ما اگر بتوانیم در سیستم آموزشی افغانستان در کنار دروس نظری، دروس تخنیکی و کارآگاهی را اضافه کنیم، این عامل سبب میشود که به مرور زمان اشخاصی که از پوهنتون/دانشگاه فارغ میشوند، دارای ظرفیت تخنیکی هم نظری و هم عملی باشند و زودتر در امورات دریافت وظیفه موفقتر باشند.»
عبدالنصیر رشتیا، دیگر کارشناس مسائل اقتصادی، نیز در این باره میگوید: «این برمیگردد به این که اکثریت کشورها در نصاب تحصیلی خود این موارد را شامل کرده است خصوصاً در کشورهای غربی و اروپایی که زمانی یک محصل فارغ میشود، دارای یک مهارت میباشد و نیاز است که حکومت افغانستان در این حصه توجه بیشتر کند.»
تلاش کردیم پاسخ مسئولان در وزارت تحصیلات عالی را در پیوند به همخوانی نصاب آموزشی با بازار کار و موجودیت برنامههای کاریابی در نصاب آموزشی تحصیلات عالی داشته باشیم؛ اما با تماسهای پیهم موفق نشدیم.
بر بنیاد گزارشهای بانک جهانی، میزان بیکاری در سال ۲۰۲۵ در افغانستان طی سالهای پسین دوبرابر شده است و جمعیت جوان کشور، بیشترین آسیب را متحمل شده اند؛ در حالی که تا ۲۰۲۳، تقریباً یکچهارم این گروه سنی بیکار بوده اند.






