سلاموطندار برای بررسی عاملهای خودکشی و راهکارهای پیشگیری از افزایش آن در میان زنان در افغانستان، این گزارش را تهیه کرده است. در این راستا با هفت خانوادهای گفتوگو شده است که تجربهی خودکشی یکی از اعضای زن خانواده را داشته اند. یافتههای این گزارش، نشان میدهد که ازدواج اجباری، بستهشدن مکتبها، ناداری و فشارهای خانوادگی، دختران را به مرز ناامیدی کشانده و سبب شده است که آنان به زندگی شان نقطهی پایان بگذارند.
به گفتهی گفتوگوشوندگان در این گزارش، همهی این دختران پس از تحولات پسین سیاسی در افغانستان، خودکشی کرده اند که سه تن با حلقآویزکردن، دو تن با خوردن تیزاب، یک تن با بهآتشکشیدن و یک تن دیگر با بریدن رگهای دستانش، خودکشی کرده است.
عبدالستار ۲۸ساله، باشندهی جوزجان، میگوید که خواهرش خالده که ۲۰ سال داشت، در حمل امسال با حلقآویزکردن به زندگی خود پایان داد. «طرفهای چاشت بود، مادرم هم خانهی خالهام رفته بود؛ خواهرم طهارت کرده در مهمانخانه داخل شده، یک ریسمان را در آهنگادر مهمانخانه بسته کرده و توشکهای مهمانخانه را زیر پایش گذاشته، کل جای را قفل و خودکشی کرده؛ یعنی ما هیچ خبر نشدیم. بعد که ساعتهای ۳:۰۰ پس از چاشت مادرم از خانهی خالهام آمد و خالده را پالید، فهمیدیم که خودش را کشته است.»
او، میگوید که خالده دانشآموز صنف یازدهم مکتب بود و با منع آموزش دختران بالاتر از صنف ششم از رفتن به مکتب باز ماند و از سوی خانوادهاش بدون داشتن رضایت نامزد شد. عبدالستار فشارهای اجتماعی، چالشهای خانوادگی و مبتلاشدن خواهرش به افسردگی را، از دلیلهای اصلی خودکشی او عنوان میکند و میگوید: «بلی، او چندین بار برایم گفت که آخر خودش را خواهد کشت. ما او را نامزد کرده بودیم، زیاد خوش نبود، پدرم کمی قیدگیر بود. در این اواخر زیاد خاموش بود، زیاد گپ نمیزد، گوشهنشین شده بود، مشکلات روحی پیدا کرده بود. مکتبها بسته شد؛ ورزش زنان را مانع شدند. از یک سو فقر خانوادگی است و کار نیست؛ همین قسم هزاران مشکل دیگر.»
نسرین محمدی، باشندهی تخار، میگوید که دیدن تن بیجان نزدیکترین دوستش آویزانشده به درخت، از غمانگیزترین لحظههای زندگی او است. به گفتهی او، دختر کاکایش که ۱۷ سال داشت، در نیمهی سال گذشته به دلیل نداشتن حق تصمیمگیری، ازدواج اجباری و زودهنگام از سوی خانوادهاش، خودکشی کرد.
نسرین، میافزاید: «نوع خودکشی او این بود که با ریسمان به درخت در حویلی خانه حلقآویز شد وقتی که ما بیرون بودیم. پیش از خودکشی، گاهی از ازدواج اجباری و ناراحتیهایش صحبت میکرد؛ اما هیچ گاه نگفته بود که قصد خودکشی دارد. به نظر من، علت خودکشی او، ازدواج اجباری و نارضایتی از تصمیم خانواده بود و فشار روحی و روانی زیادی داشت. هیچ سابقهای از تلاش یا تهدید به خودکشی نداشت و اتفاق ناگهانی رخ داد. او به خدمات روانی دسترسی نداشت و معتقدم اگر دسترسی داشت، شاید خودکشی نمیکرد.»
جمعهگل ۲۵ساله از غور که همسر برادرش سال گذشته با بریدن رگهای دستانش خودکشی کرد، در بارهی عاملهای این رویداد میگوید: «این اتفاق سال گذشته رخ داد. فرزند دوم خانواده بود و تا صنف دوازدهم درس خوانده بود. رگهای دست خود را برید، خون زیادی از دست داد و جان داد. چیزی در رفتار و گفتارش ندیدم، فقط کمی خسته و کسل به نظر میرسید. هیچ مشکلی در خانهی ما وجود نداشت. اگر چیزی در دل داشت، ما خبر نبودیم. در خانهی ما مشکلی نداشت؛ شاید از گذشته و خانهی پدرش مشکلی بوده؛ قبلاً خواستگاری داشت که خانوادهاش مخالفت کرده بودند.»
موارد خودکشی زنان در حالی در افغانستان گزارش میشود که به باور کارشناسان اقدامات و برنامههای مؤثر میتواند از افزایش موارد خودکشی زنان، پیشگیری کند. آنان، هشدار میدهند که بیتوجهی به سلامت روان زنان، نبود حمایت اجتماعی و تداوم خشونتهای خانوادگی، جامعه را به سوی بحران عمیقتر سوق میدهد.
کارشناسان، پیشنهاد میکنند که توقف ازدواجهای اجباری و زودهنگام، بازگشایی مکتبهای دخترانه و ایجاد فرصتهای آموزشی، فراهمسازی خدمات مشاوره و رواندرمانی رایگان در سراسر کشور، حمایت اقتصادی و اجتماعی از خانوادههای آسیبپذیر و تغییر نگرش جامعه نسبت به صحت روان و پایاندادن به تابوها میتواند سبب کاهش خودکشی شود.
عبدالله احمدی، کارشناس حقوق بشر، در بارهی مسائل حقوقی که دولتها برای کاهش خودکشی مکلف به انجامدادن آن هستند، چنین میگوید: «دولتها مسئولیت مستقیم برای حمایت از حق حیات و سلامت شهروندان خود را دارند؛ این اقدامات میتواند شامل ارائهی خدمات صحی و روانی باشد یا همچنین ایجاد حمایتهای اجتماعی و کاهش فقر. مادهی دوازدهم کنوانسیون اقتصادی و اجتماعی به دولتها توصیه میکند که خدمات روانی رایگان را در دسترس شهروندان خود قرار بدهند. از طرف دیگر، در رابطه با مسئلهی افغانستان، چون یک مسئلهی جنسیتی است، کنوانسیون رفع کلیه تبعیضات علیه زنان توصیههای ویژهای دارد در رابطه با منع خشونت علیه زنان. دولتها باید در برابر عواملی مثل ازدواج اجباری، خشونت خانگی و بعضی محدودیتها در تحصیل و کار اقدامات جدی و عملی انجام بدهند.»
محمد (نام مستعار)، کارشناس حقوق بشر، به گونهی متنی در بارهی راهکارهای پیشنهادی برای کاهش خودکشی در افغانستان، به اعلامیهی جهانی حقوق بشر، منع تبعیض جنسیتی در جوامع، مبارزه با خشونتهای خانوادگی و اجتماعی، تصویب قوانین حمایتی برای زنان و ایجاد مرکزهای امن برای زنان، اشاره میکند و میگوید: «در مادهی ۳ اعلامیهی جهانی حقوق بشر این مطلب به صراحت ذکر شده است (هر انسان حق آزادی، زندگی و امنیت شخصی دارد). وظیفهی دولت است که از این حقوق حمایت و حفاظت کند؛ مکلف است از جان شهروندانش حفاظت کند و در برابر خطر خودکشی باید تدابیر لازم اختیار کند مانند شرایط دسترسی شهروندان به خدمات صحی روانی، ایجاد فضای مناسب و سالم آموزشی به تمام شهروندان، امنیت اقتصادی و اجتماعی، مبارزه با خشونتهای خانوادگی و اجتماعی، محو تبعیض جنسیتی و سایر عوامل که باعث میشود یک شهروند دست به خودکشی بزند.»
روانشناسان، باور دارند که خودکشی پدیدهای تکعاملی نیست و نمیتوان آن را به یک دلیل خاص نسبت داد. مشکلات روانی، تنهایی و ناامیدی، از مهمترین زمینههایی است که افراد را در برابر خودکشی آسیبپذیر میکند و شرایط خانوادگی و اجتماعی نیز نقش کلیدی دارند.

در سطح خانواده، ایجاد محیط امن، شنیدهشدن زنان و کاهش تبعیض، اهمیت ویژه دارد. در سطح جامعه، فرصتهای برابر کاری و آموزشی و آگاهیدهی عمومی میتواند زمینهی کاهش خطر را فراهم کند و در سطح فردی، توانمندسازی روحی و روانی افراد کمک میکند تا با مشکلات به صورت سالمتر روبهرو شوند.
سویتا حبیبی، روانشناس، در بارهی عاملها و راهکارهای پیشگیری از خودکشی وضاحت میدهد: «ما میتوانیم بگوییم که بیش از چهل عامل میتوانند باعث شوند فرد هیچ راه دیگری نبیند و دست به خودکشی بزند. انباشت مشکلات روانی، تنهایی، ناامیدی و این که فرد دیگر هیچ راهحلی برای خود نبیند، از جمله عواملی هستند که منجر به خودکشی میشوند. اول، ایجاد یک محیط امن برای زنان در خانه؛ جایی که بتوانند شنیده شوند، احساسات شان را بیان کنند و به راحتی بروز دهند، بسیار مهم است. همچنین، کاهش تبعیض جنسیتی در سطح خانواده و جامعه، نقش مؤثری دارد.»
هیبتالله ابراهیمخیل، دیگر روانشناس، نیز در بارهی عاملها و راهکارهای پیشگیری از خودکشی میگوید: «مثلاً افرادی که اختلال شخصیت مرزی دارند، افسردگی شدید دارند، بیشتر سبب میشوند که خودکشی کنند. افرادی که از طرف خانواده مورد قبول قرار نمیگیرند یا سرزنش و انتقاد بیش از حد که سبب بیارزشی میشود و دختران که ازدواج میکنند و رفتارهای مخرب سبب خودکشی میشود، ازدواج اجباری.»
این در حالی است که بر بنیاد گزارش سلاموطندار که در ۳ حمل سال روان به نشر رسیده است، در بازهی زمانی ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ در افغانستان، آمار قتل و خودکشی زنان افزایش یافته است و در این مدت در مجموع ۳۲۳ مورد قتل و خودکشی زنان گزارش شده است. در نیمهی دوم ۱۴۰۰، شمار موارد ثبتشده ۱۶ مورد بود که در ۱۴۰۱ به ۸۴ مورد افزایش یافت. در ۱۴۰۲، شمار این موارد به ۱۳۱ مورد رسید؛ اما در ۱۴۰۳، ۹۲ مورد ثبت شد که نشاندهندهی کاهش نسبت به سال گذشتهی آن است.
فعالان حقوق زن، نیز میگویند که خشونتهای خانوادگی، ازدواجهای اجباری، تبعیض جنسیتی و فشارهای فرهنگی، از عاملهای اصلی خودکشی زنان است. آنها، تأکید دارند که خانوادهها باید به دختران فرصت تصمیمگیری آزادانه بدهند، رسانهها با آگاهیدهی در بارهی صحت روان نقش ایفا کنند و نهادهای مسئول با ایجاد مرکزهای مشاوره و پناهگاههای حمایتی، زمینهی کاهش خودکشی زنان را فراهم کنند.
طیبه رضایان، فعال حقوق زن، در این باره میگوید: «خانوادهها باید به دختران شان اجازه بدهند آزادانه زندگی کنند و آزادانه تصمیم بگیرند؛ این که به اجبار ازدواج نکنند، خود شان تصمیم بگیرند کجا زندگی کنند و با چه کسی زندگی مشترک داشته باشند. زندگیای که زنان تجربه میکنند، با زندگی مردان متفاوت است. همچنین، در بارهی صحت روان دختران و زنان، اگر آنها دچار مشکلات روانی شدند، باید به روانشناس مراجعه کنند و فرصت مشاوره و صحبت داشته باشند.»
وژمه یعقوبی، دیگر فعال حقوق زن، نیز در این باره میگوید: «ما زنان همیشه با تبعیضهای جنسیتی، نابرابریها، عدم دسترسی به منابع، فشارهای فرهنگی و توقعات ناعادلانه مواجه هستیم و فرهنگ سکوت در برابر مشکلات زنان که تحمل میکنند، زنان اجازهی دفاعکردن از حق و حقوق شان را ندارند و این فشارها باعث میشود که در ابعاد روانی زنان در معرض خطر یا آسیبهای شدید قرار بگیرند و گاهی هم آنها را به سمت خودکشی سوق میدهد.»
منیژه حبیبی، دانشآموختهی رشتهی شرعیات و آموزگار دین، در بارهی حکم خودکشی از منظر دین اسلام نیز میگوید: «از دیدگاه اسلام، خودکشی و قتل نفس کامل حرام است و از جملهی گناهان کبیره است و در اسلام جواز ندارد و در حقیقت خودکشی به این معنا است که فرد مجال توبه را از خود میگیرد و الله متعال در سورهی بلد آیهی چهار میفرماید که همانا که انسان را ما در سختی و مشقت آفریدیم، پس مشخص است که زندگی هیچ انسان عاری از مشقت نیست که باید انسان تحمل کند و بردباری انجام دهد.»
خواستیم دیدگاه مسئولان در وزارت صحت عامهی حکومت سرپرست را در بارهی برنامههای آگاهیدهی، خدمات مشاورههای روانی و برنامههای آموزشی کادر صحی برای شناساسی و حمایت از افزاد آسیبپذیر، داشته باشیم؛ اما با تلاشهای پیهم موفق نشدیم.
آمار خودکشی زنان در افغانستان، در حالی افزایش یافته است که روز جهانی پیشگیری از خودکشی هر ساله در ۱۰ سپتمبر برگزار میشود. این روز به ابتکار «انجمن بینالمللی پیشگیری از خودکشی» و با پشتیبانی سازمان جهانی بهداشت تعیین شده است. هدف از این روز، افزایش آگاهی عمومی در بارهی عاملهای خودکشی، شکستن تابوها، تشویق به صحبت در بارهی مشکلات روانی و فراهمکردن راهکارهای حمایتی برای افرادی است که در معرض خطر قرار دارند. شعارهای سالانهی این روز بیشتر بر همبستگی، حمایت اجتماعی و دسترسی به خدمات روانشناسی تأکید دارند.






