روی چوکی چوبی کوتاهی نشسته و با دستانش رفتن پارچه‌ زیر سوزن چرخ خیاطی را هم‌راهی می‌کند؛ حرکتی که با تکرار آن از یک پارچه‌ی ساده، پوشاکی شکل می‌گیرد و با دست‌مزد آن بخشی از نیازهای خانواده را می‌پوشاند. در حالی که هنوز پشت چرخ خیاطی نشسته، بریده بریده خودش را در کوچه روی دوچرخه‌اش تصور می‌کند و پرش‌ها و چرخیدن‌هایی که او را به یک «فری‌استایلر» بدل می‌کند.

مهدی نوری ۲۵ساله در میدان‌وردک زاده شده و حالا با خانواده‌اش در شهر کابل زندگی می‌کند. روزگار از کودکی کمر کارگری او را بسته و تا این جای زندگی، به اندازه‌ای که از دستش برآمده، در تأمین نیازهای خانواده سهم گرفته است. با این که مجبور است بار تأمین نیازهای خانواده را به دوش بکشد، رؤیاهای کوچکش را نیز فراموش نکرده و همین که لحظه‌‌ای از چرخ خیاطی فارغ می‌شود، پشت دوچرخه‌ی کوچکش می‌نشیند و برای فری‌استایلرشدن رکاب می‌زند. «از ۱۳سالگی خیاطی را شروع کردم و شاگرد کارخانه‌های تولیدی زنانه بودم. یک‌ونیم سال طول کشید که خیاطی را یاد گرفتم و در اوقاتی که بی‌کار بودم، بایسکل‌رانی می‌کردم.»

مهدی اما همیشه نمی‌تواند به عطش قرارگرفتن پشت دوچرخه پاسخ مثبت بدهد و نیاز به نان، سبب می‌شود بیش‌تر وقتش را با چرخ خیاطی باشد. «از آن جا که کار خیاطی شخصی یا تولیدی وقت مشخصی ندارد، وقت‌های آزاد مثلاً روزهای جمعه به بایسکل‌سواری می‌پردازم.»

با این که نیاز به قرارگرفتن پشت چرخ خیاطی، بخش زیادی از زندگی مهدی را پر می‌کند، اما او دوچرخه‌ی خودش را نیز نمی‌تواند فراموش کند و میان این دو چرخ همیشه در نوسان است. برای مهدی، هر رکاب روی دوچرخه بیش‌تر از ورزش است، نشانه‌ای از پشت‌کار و امید در برابر سختی‌های روزمره. او میان کار خیاطی و مسئولیت‌های خانوادگی، تلاش می‌کند هم به خانواده خدمت کند و هم به علاقه‌اش به دوچرخه وفادار بماند.

مهدی با حس مبهمی می‌گوید که خانواده به دلیل ناآشنایی از ورزشی که او انجام می‌دهد، خیلی پشتش نیاستاده است. «به خاطر شرایط فعلی، نبود امکانات و وقت به چالش برای رسیدن به هدفم روبه‌رو هستم. به خاطر این که خانواده با این نوع سبک آشنایی نداشتند، حمایتم نکردند؛ ولی تا آن جا که امکان داشت، حمایتم کردند.»

با وجود این همه، مهدی تجربه‌های تازه‌ای کسب کرده و توانایی‌هایش را در میدان رقابت دست‌کم نگرفته است. «در مسابقات یکی_دو بار، در مسابقات فدراسیون بایسکل‌رانی شرکت کردم. موفقیت خاصی به دست نیاوردم. از آن جا که همین حرکت‌ها را که یاد گرفتم، برایم موفقیت بزرگی است.»

چرخ خیاطی و دوچرخه که به نحوی هویت مهدی را شکل داده، آرزوهای کوچک و سرنوشت‌ساز او را نیز با خود گره زده اند. «در بخش کار خیاطی دوست دارم کار شخصی خودم را راه بندازم و در بخش بایسکل سواری دوست دارم یک یوتیوبر بزرگ شوم و از طریق بایسکل سواری حرفه ای ویدیوهای بسازم که مردم دوست داشته باشند.»

مهدی دوست دارد روزی توانایی‌هایش در بخش فری‌‎استایل آن قدر چشم‌گیر و جذاب باشد که بتواند با گذاشتن ویدیوهای خود در یوتیوب، به یک یوتیوبر موفق بدل شود. «وقتی بایسکل‌سواری می‌کنم، احساس خیلی عالی دارم، انرژی بیش‌تری پیدا می‌کنم و شاد هستم. حتا کودک درونم هم فعال می‌شود و این باعث می‌شود در کارهای روزمره بهتر عمل کنم.»

مهدی امیدوار است در آینده در بایسکل‌سواری پیش‌رفت بیش‌تری داشته باشد و در سطح بزرگ‌تری شناخته شود. او، به جوانان می‌گوید که حتا اگر زمان کمی در اختیار دارند، آن را برای رسیدن به هدف‌های شان هزینه کنند.

مرتبط با این خبر:

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: