در میانهی بازار پرهیاهوی شهر کندز؛ جایی که صدای فروشندگان با رفتوآمد رهگذران درهم میآمیزد، هنوز دکانهایی دیده میشود که از پشت درهای نیمهباز شان صدای منظم چکش و بوی چرم تازه به بیرون میپیچد. یکی از این دکانها متعلق به دادخدا وزیری است؛ مردی که سالهاست زندگیاش با چرم، سوزن و چکش میچرخد.
دادخدا میگوید که ۱۵ سال است کفشدوزی میکند و این حرفه اکنون به بخشی از زندگیاش تبدیل شده است. «اگر کارخانهها در کندز ایجاد شود و جوانان بیشتری وارد این حرفه شوند، به نفع همه خواهد بود؛ اگر مواد اولیه آسانتر در دسترس ما قرار گیرد، میتوانیم تولیدات خود را گسترش دهیم.»
به گفتهی دادخدا، ساخت یک جفت کفش حدود یک ساعت زمان میبرد و او در یک روز کاری میتواند ۱۲ جفت کفش آماده کند. او میافزاید که از همین راه توانسته است نیازهای زندگیاش را تأمین و برای چند تن دیگر نیز زمینهی کار فراهم کند.
چند دکان آن سوتر، محمدنذیر سرگرم اندازهگیری قالب یک کفش است. او هشت سال پیش وارد این حرفه شده و اکنون ساعتهایی از روزهایش را میان چرم و ابزار کفشدوزی میگذراند. محمدنذیر میگوید که با وجود دشواریهای بازار و دسترسی محدود به مواد خام ساخت کفش، هنوز به کارش ادامه میدهد. «وقتی خریدوفروش کمتر میشود، نمیتوانیم هزینهی شاگردان و مصارف دکان را تأمین کنیم؛ اما اگر کار بهتر شود، میتوانیم مارکیت راهاندازی کنیم و این حرفه را پیشرفت بدهیم.» به باور محمدنذیر، کفش دستدوز هنوز جایگاه ویژهای در میان مشتریان دارد؛ افرادی که دوام و راحتی را به ظاهر زودگذر ترجیح میدهند.
در چندقدمی دکان محمدنذیر، دکان فرید حالوهوای متفاوتی دارد. صدای پیدرپی چکشها و رفتوآمد مشتریان فضای دکان را زنده نگه داشته است. فرید که بیش از ۱۷ سال از عمرش را در کفشدوزی سپری کرده و اکنون هشت دانشآموزد دارد، میگوید آرزو دارد کارش را گسترش دهد و دانشآموزانی بیشتری را آموزش دهد تا این حرفه برای نسلهای آینده نیز باقی بماند. به گفتهی این کفشدوز، «اگر برای ما یک مارکیت ایجاد شود تا تولیدات خود را نمایش داده و به فروش بگذاریم، میتوانیم حتا محصولات خود را به بیرون از کشور صادر کنیم. همکاری دولت میتواند باعث رشد این حرفه شود.»
با وجود ورود گستردهی کفشهای آماده و ارزان به بازار، کارگاههای کفشدوزی در کندز هنوز به فعالیت خود ادامه میدهند؛ جایی که نشانهای از زندهبودن یک پیشهی قدیمی در دل بازار شهر است.






