شماری از پزشکان در کابل، به سلاموطندار میگویند که اختلالهای کروموزومی یکی از مهمترین عاملهای سقط ناخواستهی جنین است؛ مسئلهای که به گفتهی پزشکان یک خطر خاموش برای مادران باردار به شمار میرود.
به گفتهی آنها، سقط جنین پدیدهای است که عاملهای گونهگون مانند اختلالهای کروموزومی، بیماریهای ارثی، نارساییهای جسمانی مادر، بستهبودن مرکزهای صحی، ناداری، بارداریهای نخست و مراجعهنکردن زنان به پزشک در دورهی بارداری، در پدیدارشدن آن نقش دارد. پزشکان، هشدار میدهند که مجموعهی این عاملها، نه تنها جان مادران را به خطر میاندازد؛ بل بر آیندهی شماری از نوزادان نیز اثرهای منفی میگذارد.
نسیمه حبیبی، پزشک متخصص نسایی_ولادی در کابل، میگوید که اختلالهای کروموزومی، عفونتهای رحم و مثانه، کمخونی و تغذیهی نامناسب، از علتهای اصلی سقط جنین است. «تشعشعات کروموزومی، از مهمترین عوامل سقط است. در کنار آن، عفونتها، ویروسها مانند روبیلا، کمخونی، تغذیهی نادرست و حتا تروماهای مستقیم یا غیرمستقیم در جریان بارداری میتواند باعث سقط شود.»
سونیتا بهرام، دیگر پزشک متخصص نسایی_ولادی، نیز میگوید که شمار مراجعهکنندگان به معاینهخانهاش نشان میدهد از هر ۱۰ زن باردار، ۴ تا ۵ زن با بیماریهایی مانند میکروب خون و عفونتها دستوپنچه نرم میکنند و همین عاملها زمینهی سقط جنین را فراهم میکند. «اگر نظر به مراجعه ما ارزیابی کنیم، از هر ۱۰ نفر، چهار تا پنج نفر آن مبتلا به امراض گوناگون میکروبهای خون یا ویروسهای خون است که محرقهی حیوانی، میکروب پلازما، سیفلیس و روبیلا و کمبود واکسین است. اکثر مادرانی که سقط جنین را تجربه میکنند، به این مشکلات مبتلا اند.»
همین گونه، عاطفه بارکزی، یکی دیگر از پزشکان متخصص نسایی_ولادی، میگوید که افزون بر عاملهای اصلی، فشارهای روانی و اجتماعی نیز بیش از خود بیماری میتواند زنان را آسیبپذیر کند. «وقتی زن سقط میکند، به جای حمایت، در خانواده سرزنش میشود که نمیتوانی. این، اضطراب و افسردگی او را بیشتر میکند و حتا میتواند منجر به سقطهای بعدی یا ناباروری شود. زنان پس از سقط نیاز به دواهای ضداضطراب و حمایت عاطفی دارند.»
در سوی دیگر، شماری از زنانی که سقط جنین داشته اند، در گفتوگو با سلاموطندار تجربههای شان را بیان میکنند. شفیقه زاهدی ۴۵ساله از غزنی که تجربهی چهار بار سقط را دارد، میگوید: «طفلهایم بعد از هفت و هشت ماه سقط میشدند. بعد از هر سقط روحیهام خراب میشد، در اول داکتر درست نبود، بعد به داکتر مراجعه کردم، گفت خون تان میکروبی است؛ اما پس از تداوی توانستم طفلدار شوم.»
مرضیه، زنی ۳۳ساله از کابل که ۱۲ سال از ازدواجش میگذرد و چهار بار سقط کرده است، نیز میگوید: «سقط به خاطر رشد جنین بود. به مشاورهی داکتر طفلهایم را سقط کردم. بعد از ازدستدادن طفلهایم، وضعیت روحیام خوب نمیباشد. بعد ازدستدادن طفلهایم همیشه گریه میکنم. بیشتر از همه حسرت میخورم که چرا دعا نکردم و چرا کمک خداوند را نخواستم.»
در این میان، طیبه، زنی که سه بار سقط کرده است، مشکلات اقتصادی، مشکلات روحی و ازدواج خانوادگی را از علتهای اصلی سقطهایش میداند. «مشکل اصلی من ازدواج فامیلی است و داکتر هم گفته مشکل ژنتیکی میتواند باشد. باز خانوادهام که اولین بار سقط کردم، هیچ توجه به من نکرد و سقط شد. با من به خصوص مادر شوهرم جنجال کرد و گفت تو خودت نخواستی طفلت به دنیا بیاید.»
افزون بر این، روانشناسان نیز پیامدهای روانی سقط جنین را جدی میخوانند. زهرا حسنی و سیدروحالله رضوانی، دو تن از روانشناسان، میگویند زنانی که سقط جنین را تجربه میکنند، بیشتر با افسردگی و اضطراب روبهرو میشوند.
زهرا حسنی، میگوید: «زنانی که سقط میکنند، پنج مرحله؛ اول شوک، دوم خشم، سوم چانهزنی، چهارم افسردگی و پنجم پذیرش را سپری میکنند. در این صورت، شوهر شان باید همدلی کند. اگر همدلی صورت نگیرد و خانواده سرزنش و بیتوجهی کرده باشد، در این حالت افسردگی شان وخیمتر میشود و ممکن است به خودکشی دست بزنند.»
سیدروحالله رضوانی، نیز میگوید: «تمام زنانی که تجربهی سقط جنین دارند، در درجهی نخست دچار سوگ و احساس ازدستدادن میشوند. دلیل سقط جنین، چه ناخواسته باشد و چه به اجبار، بر شدت پیامدهای روانی آن اثر میگذارد. در بیشتر موارد این تجربه با غمگینی شدید و اندوه همراه است که میتواند به افسردگی منجر شود.»
با این حال، برخی از عالمان دین، میگویند در شرایطی که جنین به چهارماهگی نرسیده باشد و جان مادر در خطر باشد، سقط جنین جایز است. عبدالاحد عتید، عالم دین، میگوید: «وقتی که جنین یا حمل کمتر از چهارماهه باشد و ۱۲۰ روز که رخ در آن انداخته نشده باشد، در حالت تودهی خون یا گوشت باشد، خطر به مادر یا حمل باشد، علما فتوا داده است که در این حالت سقط جنین یا سقط حمل جواز دارد. اگر از چهار ماه گذشته باشد، در آن روح دمیده باشد، جواز ندارند.»
به باور پزشکان، سقط جنین تنها جنبهی پزشکی ندارد و عاملهای مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و روانی در این مسئله تأثیرگذار است. فشارهای روحی ناشی از بیتوجهی خانوادهها و باورهای سنتی، سبب شده سقطشدن جنین آسیبهای روانی جدی برای زنان به دنبال داشته باشد.






