ناداری، کمبود امکانات آموزشی و اختلافهای خانوادگی، هیچ کدام نتوانست ۱۹ جوانی را که در این گزارش با آنها گفتوگو شده است، از پا درآورد. آن چه سبب نیروی مبارزه و ایستادگی آنان در برابر این همه چالش شده است، روانشناسان آن را «تابآوری» مینامند. با این حال، انجمن روانشناسی امریکا، تابآوری را فرآیند سازگاری مؤثر در برابر سختیها، تروما، تراژدی، تهدیدها یا منابع مهم استرس میدانند.
در این گزارش، سلاموطندار داستانهای زندگی و تابآوری ۱۹ جوان (۹ پسر و ۱۰ دختر) را حکایت میکند؛ جوانانی که به بنبست خوردند؛ اما سازگاری کردند و به مسیر خود ادامه دادند و اکنون هر کدام پزشک، مدیر و آمر، مهندس، بازرگان و مالک رستورانت اند. از میان این جوانان، ۸ تن با ناداری، ۷ تن با مانعها و کمبود امکانات آموزشی و ۴ تن با اختلافهای عمیق خانوادگی مقابله کرده اند؛ مقابلهای که امروز از هر یک این جوانان، قهرمانان زندگی خود شان ساخته است.
یاسر ۲۵ساله از کندز، اکنون پزشک است. او، از روزهایی یاد میکند که حتا توان خرید کتاب یا پرداخت کرایهی راه را نداشت. یاسر، در برابر همه مانعها، درد و رنج ایستاد و سازگاری کرد. در حقیقت تاب آورد و امروز پزشکی شده که دیگر دستش برای هزینههای روزانه کوتاه نیست. «محصل سال اول طب بودم؛ حتا توانایی خریدن کتابهایم را هم نداشتم، با پای پیاده تا دانشگاه میرفتم، آن قدر بالایم در گرمی و سردی سختی میآمد که فکر میکردم زندگی و مسیر تحصیلیام همین جا به پایان رسیده، بارها تصمیم به ترک دانشگاه گرفتم؛ اما همیشه به خودم میگفتم صبر کن و یک کار نیمهوقت پیدا کردم، حالا سال آخر دانشگاهم است.»
حمید ۳۳ساله از کابل که اکنون مدیر مالی یکی از نهادهای خصوصی است، میگوید که از ۱۴سالگی تنها نانآور خانوادهی هفتنفرهاش بود. هر روز او در مقابله با فقر، گرسنگی و پولدرآوردن برای لقمه نانی به خانواده سپری میشد؛ اما با همهی آن تاب آورد و تحصیلاتش را تکمیل کرد. «همزمان کارکردن و درسخواندن زیاد بالایم فشار میآورد؛ گاهی فکر میکردم که زندگی به خط پایانش رسیده، گاهی وقتها صبرم لبریز میشد، هر چه تلاش میکردم، مصارف زندگی را تکمیل کرده نمیتوانستم و به درسها هم رسیده نمیتوانستم؛ اما هیچ وقت تسلیم مشکلات نشدم و بالاخره توانستم مصارف زندگی را مدیریت کنم.»
کوثر ۲۸ساله از کابل که تا مقطع کارشناسی ارشد در رشتهی اقتصاد تحصیل کرده است و با این که بارها اختلافهای عمیق خانوادگی را در پیوند به ادامهی تحصیلاتش تجربه کرده است، میگوید که به جای ناامیدی، داشتن انگیزه و تابآوری را در شرایط دشوار انتخاب کرد و سبب شد که افزون بر تکمیل تحصیلات، بتواند کار و تجارت شخصی خودش را راهاندازی کند و موفق شود. «اختلافهای خانوادگی سالها بخشی از زندگی من بود؛ تنشهایی که گاهی آرامش روانیام را میگرفت و تمرکز بر درس و آینده را دشوار میکرد. با این حال، تلاش کردم این مشکلات مرا متوقف نکند و با صبر و تصمیمگیری، مسیر خود را ادامه بدهم.»
جوانان مورد بررسی، میگویند که فشارهای روانی ناشی از ابهام آینده و مسئولیتهای متعدد، از بزرگترین مانعها در زندگی آنها بوده است. یافتههای این گزارش، نشان میدهد که بهکارگیری مولفههای کلیدی تابآوری، به صورت آگاهانه یا هم ارادهمندانه سبب شده است که این جوانان سازگاری کنند و به مسیر شان ادامه دهند. بر بنیاد یافتهها، خودکارآمدی و باور به تواناییهای شخصی، پایداری و صبر، انعطافپذیری شناختی و معنادهی مثبت به مشکلات، از مهمترین مولفههایی بوده که توسط این جوانان به کار گرفته شده است.
سحر ۲۲ساله از بلخ، بازرگان سنگهای نیمهقیمتی و وحیدهی ۳۵ساله از پروان، رستورانتدار، دو زنی که بارها در تجارت شان با شکست و رکود روبهرو شده اند، میگویند که با انگیزهی مثبت و پشتکار توانسته اند بر چالشهای کاری شان غلبه کنند. «هر قدر مشکلات هم باشد، بالای خود اعتماد دارم که میتوانم موفق شوم. مشکلات زندگی سبب شد که بیشتر از پیش بالای تواناییهای خودم باور داشته باشم و این را برای خود بقبولانم که در هر حالتی میتوانم اعتمادبهنفس داشته باشم، بالای خود کار کنم و زندگی خود را به پیش ببرم. استرس و مشکلات حتمی است؛ اما اگر خود را از دست بدهیم، از زندگی، درس، کار و همه چیز باز میمانیم؛ اما خود را از دست ندادم.»
وحیده، نیز میگوید: «صبر و بردباری در کاروبار بسیار مهم است. اگر صبر نداشته باشیم، اصلاً پیشرفت کرده نمیتوانیم و همیشه برای خود میگویم که باید خودکفا باشم. خانمها باید سر پای خود ایستاده باشند؛ باید سر خود اعتماد داشته باشم تا این که بتوانیم با مشکلات مبارزه کنیم. یک سال در خانه نشستم و دوباره سر کار شدم، این مشکلات است؛ اما شکست را قبول نکردم. هر باری که افتادم، دوباره سر پای خود بلند شدم.»
این جوانان، مشکلات و شکستهای زندگی را پلههایی برای رسیدن به موفقیت و رشد شخصی میدانند. به باور آنان، تجربهی ناکامیها و مواجهه با دشواریها، آنان را آماده میکند تا با قدرت و انگیزهی بیشتری مسیر زندگی خود را ادامه دهند. عزیزهی ۲۷ساله، باشندهی کابل که پس از درگذشت پدرش تنها سرپرست پنج خواهر و برادر کوچکش است و اکنون مالکیت یکی از کلینیکهای دندانپزشکی را برعهده دارد، میگوید که شکست را پلهای دیگری از موفقیت برایش معنا میکند و همیشه در مواجهه با مشکلات زندگی برای موفقیت راههای بدیل را جستوجو میکند.
او، میافزاید: «هیچ وقتی انگیزهی خود را از دست ندادیم و هیچ وقتی پا پس نکشیدیم. در افغانستان بانوان خیلی دچار مشکلات اند؛ ولی همین که ادامه میدهیم، نشاندهندهی این است که پشتکار داریم و تسلیم نشدیم و زانوی غم را در بغل گرفته و در کنج خانه ننشستیم. شکست، یک پلهی موفقیت برای من بوده و تا شکست نخوردیم، افکارم تغییر نکرده. برای این که بروم راه بدیل پیدا کنم و ۱۰۰ درصد در جستوجوی مسیرهای دیگر و بدیل میباشم.»
تابآوری در حالی سبب رشد و ادامهی مسیر این جوانان شده که روانشناسان و مربیان رشد فردی، بر اهمیت تابآوری در مواجهه با مشکلات زندگی، آموختن مهارتهای تابآوری تأکید دارند و میگویند که تابآوری برای پیشگیری از رفتارهای مخرب جوانان الزامی است.
شرفالدین عظیمی، روانشناس، در این باره میگوید: «تابآوری در برابر چالشها و مشکلات، توانایی روانی یک فرد برای سازگاری، مقابله و برگشت به وضعیت نسبی و تعادل پس از فشار است. کسانی که تابآوری زیاد دارند، بیشتر افرادی هستند که خانوادهی خوب، دوستان خوب و روابط خوب دارند و افرادی که برای زندگی معنی قایل هستند، معمولاً افرادی که میتواند هیجانات خود را نظم ببخشند، در افغانستان با وجود شرایط بد مردم ۳۰ یا ۴۰ درصد جوانان از تابآوری نسبی و متوسط برخوردار هستند.»
سویتا حبیبی، دیگر روانشناس، نیز میگوید: «نداشتن تابآوری در مقابل مشکلات سبب افسردگی و اضطراب میشود؛ سبب میشود که فرد ترک تحصیل کند؛ اگر شاغل باشد، ممکن ترک وظیفه کند؛ رفتارهای پُرخطر مثل خشونت در آنها زیاد شده است. همچنان سبب کاهش عزت نفس و اعتمادبهنفس نیز در افراد میشود.»
محمدالله بلوچ، استاد دانشگاه و مربی رشد فردی، نیز میگوید: «همهی جوانان، صددرصد نیازمند برگزاری سمینارهای تابآوری هستند. نه تنها تابآوری، بل که برنامههای آموزشی و تمام برنامههایی که صحت روان و فعالیتهای اخلاقی و تربیتی افراد را به ثمر برساند، تحقیقات نشان میدهد که بیش از ۷۰ درصد محصلین و معلمان در دانشگاهها و مکتبها با قلت انگیزه، افسردگی و ناتوانی و مبتلاشدن به افکار خودکشی مواجه اند؛ بنابراین، ما شدید نیازمند هستیم.»
جوانان در حالی از تابآوری شان در مواجهه با چالشهای زندگی میگویند که آخرین گزارش سازمان جهانی بهداشت در ۲۰۲۵ و همزمان با روز جهانی صحت روان حاکی از آن است که از هر پنج تن در افغانستان، یک تن با مشکلات روانی روبهرو بوده و میزان افسردگی و اختلالهای روانی به طور نگرانکنندهای رو به افزایش است. بر بنیاد این گزارش، جنگهای طولانیمدت، ناداری، بیکاری، مهاجرت و محدودیتهای آموزشی و کاری، سلامت روان میلیونها شهروند افغانستان را زیر تأثیر قرار داده است.



