پروینگل، باشندهی روستای «نوآباد» در بدخشان، میگوید که ۱۶ سال است با شوهرش در بخش کشاورزی فعالیت دارد. او در کنار کار کشتزار، از مواشی خانه نیز مراقبت میکند. شیر حیوانات را دوشیده، بخشی را برای مصرف خانواده نگه میدارد و باقی را به بازار عرضه میکند.
پروینگل، در گفتوگو با سلاموطندار میگوید: «از عروسیام ۱۶ سال میشود؛ در خانهی خسرم همگی شان کاروبار زراعتی داشتند، من هم مثل همانها مصروف کاروبار زراعتی هستم. …. نگهداری و جمعکردن و خیشاوهکردن به دوش خودم است. دو-سه گاو و گوسفند دارم، نگاه میکنم خودم شیر شان را میدوشم؛ ماست میکنم؛ بازار روان میکنم و در نیازهای خانه خرج میکنم.»
شکوفه، یکی دیگر از زنان پرتلاش در بدخشان، با استفاده از محصولات کشاورزی و دامی، چرخهی اقتصاد خانوادهاش را به حرکت آورده است. او، میگوید: «شکوفه هستم از بدخشان، در سرقلعه زندگی میکنم، پنج سال پیش شوهرم دکان داشت، وقتی که دکانش در نقشهی شاروالی/شهرداری رفت، هرچه جستوجو کرد که دوباره دکان بگیرد، دکانها بسیار قیمت بود ۲۵۰ هزار، ۳۰۰ هزار افغانی، ما این قدر پول زیاد نداشتیم که دکان بگیریم. پول باقیمانده که داشتیم، دو گاو شیری خریدیم، دو گوساله دارد. من تقریباً پنج سال میشود مصروف کاروبار گاوداری و مالداری هستم؛ شیر و ماست تهیه میکنم، به بازار روان میکنم، میفروشد بچیم، روز و روزگار مان به خوبی پیش میرود.»
در کنار این زنان، بلقیس، باشندهی روستای «قره قوزی» بدخشان، از زنانی است که بیش از ۲۰ سال در عرصهی کشاورزی و دامداری فعالیت دارد. او، میگوید که آغاز کارش تنها با دو گاو بوده؛ گاوهایی که از یک مؤسسه دریافت کرده است. «من مالداری میکنم؛ یک دفتر ۲۰ سال پیش آمد به من دو گاو داد، دو گاو من شش گاو شده است. به همان من خرج و روزگارم را میگذرانم و از هیچ طرفی تا کنون دیگر به من هیچ کمکی نکرده و صددرصد از این کارم راضی هستم، کار میکنم و شیرش را جوش میکنم و قیماقش را میگیرم، ماست میکنم و همینها را روان میکنم، به بازار سودا میکنند. اگر همین گاوهایم نباشد، اقتصادم صفر میشود، هیچ نانآور خانه هم ندارم، شوهرم موسفید و نابینا است. شکر خدا که مالداری و گاوداریام است و روزگار به خوبی پیش میرود.»
در همین حال، کفایتالله، کارشناس امور کشاورزی در بدخشان، میگوید که زنان در این ولایت تلاش میکنند محصولات کشاورزی مفید و باکیفیت تولید کنند. به گفتهی او، این زنان با گردآوری و پروسس محصولاتی مانند شیر، ماست و چکه، نقش مؤثری در بهبود اقتصاد خانوادههای شان دارند. او، میافزاید: «خانمها هستند که در بدخشان زیاد زحمت میکشند و محصولات زراعتی را جمعآوری میکنند. اگر کمک از نهادهای بینالمللی یا ملی به خانمها پیشنهاد شود، شاید خانمها دست بالای در بدخشان داشته باشند؛ به خاطری که خانمها شیر و ماست و چکه و حتا اضافهتر لبنیات دیگر است که جمعآوری میکنند؛ اما جای نگهداشت به خود ندارند که از طریق همان معیشت، فامیل و روز و روزگار خود را بگذرانند. یک جای نگهداری مثل فریزر باشد یا چیزهای پیشرفتهی دیگر باشد و به حساب همچنان به بخش زراعت که تخمهای اصلاحشده است، کمک شود. پیشنهاد ما به همکاران ملی و بینالمللی همین است که سهولت بیشتر را فراهم کنند. بلی، خانمها به خاطر نگهداریاش و همچنان تشویق شوند از نگاه ملی و بینالمللی که به آیندهی خدمات بیشتر هم به خود و هم به خانواده و جامعه انجام بدهند.»
با این حال، ابراهیم صحاب، آگاه مسائل اقتصادی در بدخشان، نقش زنان در عرصهی زراعت و مالداری را حیاتی و اثرگذار میداند و میگوید: «سهم زنان در زراعت و مالداری در بدخشان بسیار حیاتی و مهم است؛ آنها نه تنها در کشت محصولات، نگهداری دامها، فرآوری مواد لبنی و نگهداری از باغچههای خانگی فعالیت دارند، بل بخش قابل توجه از تولید خوراک خانواده و حتا مواد جانبی را تأمین میکنند؛ بدون مشارکت آنها، اقتصاد خانوادهها در روستاها به ویژه در جوامع کوهستانی مثل بدخشان با رکود روبهرو خواهد بود. محصولات لبنی، صنایع دستی محلی، کشت گیاهان دارویی، بستهبندی محصولات زراعی و ایجاد تشوشات کوچک خانوادگی از مؤثرترین راهکارها است. اگر این مشارکتها با آموزش و دسترسی به بازار و حمایت مالی همراه باشد، میتواند تأثیر مستقیم به کاهش فقر داشته باشد و همچنان رسمیسازی فعالیتهای آنها از طریق ثبت و حمایت قانونی نقش بسیار مهم و کلیدی خواهد داشت. البته دولت باید با وضع سیاستهای حمایتی، زنان را به عنوان بازیگران اصلی توسعهی روستایی به رسمیت بشناسند.»
گفتنی است که روایتهای واقعی از زنان پرتلاش در بدخشان نشان میدهد که با وجود دشواریهای زندگی، این زنان نقش اساسی و تأثیرگذار در اقتصاد خانواده و جامعه دارند. آنها، با دستان خالی، اما با ارادهی استوار، در بخشهایی مانند کشاورزی، دامداری و تولید لبنیات فعالیت میکنند و گاهی تمام بار زندگی را به تنهایی به دوش میکشند.






