هرازگاهی آلبوم کهنهای را از صندوقچه بیرون میکشد و به آن نگاه میکند؛ آلبومی که سالهاست تنها نشانی از برادر گمشدهاش را در خود نگه داشته است. عبدالولی حیدری، باشندهی کاپیسا، میگوید که برادرش محمدمحبوب نام داشت و ۳۷ سال پیش در میان آتش و دود جنگهای داخلی افغانستان از سوی یکی از تنظیمهای جهادی اسیر و ناپدید شد.
او، میگوید که برادرش سرباز در حکومتهای پیشین بود که نماد از نظم، آرامش و متعهد به وظیفه شناخته میشد. «هفت میزان ۱۳۶۷ در ولسوالی ارگون پکتیکا اسیر شد؛ چون وضعیت ارگون بسیار خراب شد، مکمل لوا را در حدود ۱۱۳۰ تن را که هیچ فراموشم نمیشود، یک جا اسیر شدند.»
عبدالولی با دستان لرزان روی عکسهای برادرش دست میکشد و با بغضی که در گلویش راه میرود به آنها نگاه میکند. گویی با هر تصویر، بخشی از گذشتهاش را دوباره زندگی میکند. حیدری، میگوید که پس از گمشدن برادرش، مادر، پدر و دیگر اعضای خانوادهاش تلاش بسیار کردند تا او را پیدا کنند؛ اما موفق نشدند. «بسیار به دنبالش گشتند و دو بار به پاکستان رفتند؛ در آن زمان پاکستانرفتن بسیار مشکل بود از راه کنر و از راه کوهها تقریب پنج روز، ۱۰ روز راه بود؛ اما نتوانستند سرنخی به دست بیاروند.»
او، میافزاید که مادرش از درد دوری فرزند ناپدیدشدهاش، جان خود را از دست داد و همسر برادرش نیز پس از ۱۱ سال انتظار مجبور شد که به خانه پدرش برگردد. «بسیار کوشش میکردیم که مادرم تنها نباشد و اگر تنها میماند یک گوشهی خانه لچ میکرد و روی نخ زمین خودش را میانداخت و گریه میکرد.»
عبدالولی اما هنوز چشم به راه برادرش است و تصمیم دارد برای یافتن سرنخی از او به پکتیکا برود. «به ارگون برویم و از این طریق سرنخی به دست آوریم به غیر آن، بسیار مشکل است؛ برادرزادههایش، دو خواهرم، یاد و خاطرهی او را فراموش نمیکنند.»
این تنها روایت یک خانواده نیست، بل بسیاری از خانوادهها در افغانستان در جریان جنگهای داخلی، اعضای خانواده شان را در آتش نبرد از دست داده اند.






