نبود بازار فروش و کاهش تقاضا برای نخهای دستی، پشمریسی در بادغیس را به رکودی جدی کشانده است؛ حرفهای که از منابع مهم درآمد زنان در منطقههای روستایی به شمار میرود و اکنون معیشت آنها را با چالشهای فزاینده روبهرو کرده است.
رابعه، باشندهی بادغیس که از ده سال به اینسو به پشمریسی مشغول است، از درآمد اندک این کار شکایت دارد و میگوید در نبود فرصتهای شغلی دیگر ناگزیر به ادامهی آن است. «شستن، پاککردن، بازکردن پشم و تبدیل آن به نخ کار آسانی نیست. ساعتهای زیادی میگذرد تا بتوانم یک کلاف نخ آماده کنم؛ شانهها و چشمهایم درد میگیرد. با این حال، درآمدش بسیار کم است. گاهی نخها را به بازار میبرم، اما خریداری پیدا نمیشود. خواست ما این است که از این پشمها استفاده شود تا بتوانیم اندکی درآمد به دست بیاوریم.»
مرضیهی ۳۵ساله و دیگر باشنده بادغیس نیز، میگوید این حرفه در گذشته رونق بیشتری داشت، اما اکنون به دلیل نبود بازار، حتا دسترسی به مواد اولیه دشوار شده است. «قبلاً کار زیاد بود، اما حالا کسی نخ را نمیخرد؛ به همین خاطر پشمفروشها هم به ما پشم نمیدهند. عاید ما حتا به نصف رسیده است. پیش از این، در هفته دو کیلو پشم میریسیدم که حدود صد افغانی درآمد داشت، اما حالا همان هم نیست.»
رقیهی ۴۰ساله که در بخش ریسندگی پشم فعالیت دارد، میگوید کاهش درآمد این شغل، توان تأمین نیازهای ابتدایی زندگی را از آنها گرفته است. «در هفته شاید بتوانم یک کیلو پشم را به نخ تبدیل کنم. در ماه حدود ۲۰۰ افغانی درآمد دارم که تقریباً هیچ است. حالا که مراجعه میکنیم، میگویند فروش نیست و به ما پشم نمیدهند.»
در همین حال، فروشندگان نیز، از نبود بازار و افت شدید تقاضا شکایت دارند. احمد، یکی از فروشندگان پشم و نخ، میگوید که در گذشته بازار نخهای دستی رونق داشت و این محصولات حتا به بیرون صادر میشد، اما اکنون هم شمار مشتریان کاهش یافته و هم قیمتها به گونهی چشمگیری افت کرده است. «قبلاً پاکستان نخ میخرید و هر کیلو تا ۴۰۰ افغانی به فروش میرسید، اما حالا به سختی با قیمت ۱۸۰ افغانی هم خریدار پیدا میشود. نخها روی دست مان مانده و کسی نمیخرد. پیشتر روزانه ۲۰ تا ۳۰ زن کار میکردند، اما حالا کاری وجود ندارد.»
عبدالرسول، فروشندهی دیگری نیز، از توقف روند انتقال و فروش نخهای آمادهشده از پشم خبر میدهد و میگوید: «ما پیشتر پشم را از هرات میآوردیم، این جا به زنان برای ریسندگی میدادیم و نخ را دوباره انتقال میدادیم؛ اما حالا خریداری وجود ندارد و نخها همین جا مانده است.»
در همین حال، فاطمه بهرام، آگاه اقتصادی، میگوید که پشمریسی نقش مهمی در اقتصاد زنان، به ویژه در منطقههای روستایی، دارد. «پشمریسی یکی از شغلهای سنتی است و اگر به گونهی درست مدیریت شود، میتواند رشد چشمگیری داشته باشد. نهادهای دولتی باید برای آن بازار ایجاد کنند تا از تولیدات داخلی حمایت شده و وابستگی به واردات کاهش یابد.»
در سوی دیگر، ریاست صنعت و تجارت بادغیس، میگوید که در سالهای گذشته، با همکاری برخی نهادها، برنامههای آموزشی و حمایتی برای صنایع دستی زنان در این ولایت اجرا شده است. جلالالدین حقانی، رییس این اداره، میگوید: «در سال گذشته پروژههای مختلفی از سوی برخی مؤسسهها تطبیق شده، گروههای پسانداز ایجاد و آموزشهای کوتاهمدت نیز برگزار شده است. همچنان نهادهای ملل متحد در بخش حمایت از تشبثات کوچک همکاری داشته اند. اگر زنان به برنامهی خاصی نیاز داشته باشند، میتوانند درخواست دهند تا رسیدگی شود.»
پشمریسی در بادغیس پیشینهای طولانی دارد و از گذشتههای دور بخشی از زندگی روزمره مردم بوده است. زنان با ریسیدن پشم، نیازهای اولیه مانند پوشاک و سایر لوازم را خود تأمین میکردند؛ اما اکنون این حرفهی سنتی در سایهی رکود بازار، در معرض فراموشی قرار گرفته است.






