نبرد با زندگی؛ روایت مادرانی که بار سرپرستی را بر دوش می‌کشند

در نخستین ساعت‌های یک صبح سرد و در پس‌کوچه‌های فاریاب، زنی ۴۰ساله‌ای از خانه بیرون زده تا برای فرزندانش لقمه‌نانی پیدا کند. این زن لیلا نام دارد و مادر هفت فرزند است؛ مادری که سال‌ها بار مسئولیت خانواده را به دوش می‌کشد.

از پای تنور تا کارگری در خانه‌های مردم؛ مسیر دشوار یک مادر نان‌آور

گل‌غتی که هر صبح را با فشار سنگین زندگی آغاز می‌کند، می‌کوشد با لب‌خند هرچند از روی تظاهر، خود را برای لحظه‌ا‌ی از فشار کمرشکن روزگار جدا کند. با حسرت از سال‌هایی یاد می‌کند که در مرکز تعلیمی نظامی، به‌ عنوان صفاکار مشغول بود؛ کاری که هرچند ساده نبود، اما درآمد ثابتی که داشت، دوام زندگی را برای او ساده‌تر کرده بود.