از محرومیت در رقابت آزاد تا مدیریت‌های مردانه؛ زنان از چه شکایت دارند؟

بر بنیاد ماده‌ی دوم فقره‌ی چهارم قانون کار افغانستان، تساوی در بست‌های مدیریتی، ارتقای بست کاری و امتیازهای برابر برای کارکنان در اداره‌ها، پیش‌بینی شده است. شماری از حقوق‌دانان، می‌گویند که کارکنان در بست‌های مدیریتی اعم از زن و مرد حق مساوی دارند و این حقوق شامل ارتقای بست، حقوق و دیگر امتیازها می‌شود.

۱۴۶۷ روز بازماندن از آموزش؛ محرومیتی که روشن نیست چه زمانی پایان می‌یابد

با ورود به پنجمین سال بازماندن دختران از آموزش، این دسته‌ای از جامعه، با انزوا و ناامیدی عمیق‌تری دست‌وگریبان اند. پس از روی‌کارآمدن امارت اسلامی در تابستان ۱۴۰۰، درهای مکتب‌‌ها به روی دختران بالاتر از صنف ششم بسته شد و با گذشت بیش از ۱۴۶۰ روز این محرومیت ادامه یافته است؛ محرومیتی به گفته‌ی شماری از دانش‌آموزان دختر، به سلامت روانی آن‌ها آسیب زده و سبب انزوای شان شده است.

نگرانی از سال آینده؛ مروری بر حس‌وحال دانش‌آموزان دختر صنف ششم

کمی آن سوتر، هدیه‌ی سیزده‌ساله که دانش‌آموز برتر این مکتب است، می‌گوید که این روزها هنگام خیره‌شدن به تقدیرنامه‌هایش که در جریان سال‌های آموزشی به دست آورده، بیش‌تر از فردایش دلهره پیدا می‌کند. «اول‌نمره عمومی استم. به تقدیرنامه‌هایم که توجه می‌کنم، می‌گویم اگر این‌ها توقف کنند من چه کنم، چه کنم در خانه زندگی ما بدون درس بی‌معنا می‌شود.»

محرومیت از سیستم‌های پرداخت جهانی؛ کاهش درآمد و افزایش هزینه‌ها برای درآمدزایی آنلاین در افغانستان

این جوانان، می‌گویند که به دلیل محدودیت‌های بانکی و نبود سیستم‌های رسمی بین‌المللی در افغانستان، مجبور اند از حساب‌های بانکی دوستان یا شرکت‌های خارجی در بیرون از کشور استفاده کنند. این کار با پرداخت درصدی از درآمدها به عنوان کارمزد یا مالیات هم‌راه است که در مواردی تا ۵۰ درصد درآمد را کاهش می‌دهد.

سرنوشت گم‌شده‌ی دختران در افغانستان؛ سه سال محرومیت، سه سال آرزوهای بربادرفته

سمیه و ۱۲ دختر دیگر که امسال صنف ششم را تکمیل کرده اند و در این گزارش با آنان گفت‌وگو شده است، بیش‌تر از هر زمان دیگری غرق در نگرانی و ناامیدی اند. سمیه که در میان هم‌صنفانش مقام نخست را به دست آورده؛ اما این مقام به جای شادی و نشاط، فقط بار سنگینی از نگرانی به او به هم‌راه داشته است.

شکایت از نبود مکتب‌های دخترانه در لوگر؛ «می‌خواهم درس بخوانم و پزشک شوم»

در همین حال، دختران در لوگر، می‌گویند که به دلیل نبود مکتب در این ولایت، هم‌اکنون در مسجدها و صنف‌های محلی درس می‌خوانند. آنان از امارت اسلامی و جامعه‌ی جهانی می‌خواهند که در بخش‌های دوردست لوگر، مکتب‌های دخترانه را فعال و مکتب‌های بسته‌شده را نیز بازگشایی کنند.

سایه‌ی محرومیت روی زندگی باشندگان کوهستان؛ «در زمستان‌ها به دلیل قطع‌شدن راه ارتباطی، بیماران جان خود را از دست می‌دهند»

باشندگان کوهستان در کنار دست‌رسی‌نداشتن به خدمات کامل صحی و آموزشی، از نداشتن راه ارتباطی همیشگی به شهر میمنه نیز رنج می‌برند؛ طوری که تنها در شش ماه سال راه موتررو برای ارتباط با مرکز فاریاب وجود دارد و شش ماه دیگر سال را، به دلیل برف‌باری‌ها و نبود خدمات برای بازکردن راه‌ها از سوی حکومت محلی، باشندگان این ولسوالی برای رساندن خود به شهر میمنه، ناچار اند پیاده بروند یا از اسب کار بگیرند.