یافتههای سلاموطندار از گفتوگو با ۲۸ زن در چندین ولایت افغانستان نشان میدهد که ۱۶ تن از این زنان نقشی در سرنوشت و پرورش فرزندان شان نداشته اند. با این حال، حقوقدانان و عالمان دین، بر نقش زنان در تصمیمهای مهم خانواده به ویژه سرنوشت و پرورش فرزندان تأکید میکنند و از پیامدهای نادیدهگرفتن نقش مادر هشدار میدهند.
از میان ۱۶ زنی که در پرورش و سرنوشت فرزندان شان سهمی ندارند، هشت تن میگویند که این نقش از سوی شوهر و هشت تن دیگر میگویند که این نقش از سوی خانوادهی شوهر از آنان گرفته شده است. شماری از این زنان، میگویند که برداشتهای نادرست فرهنگی و فشارهای خانوادگی سبب شده است تا آنان از حق ارائهی مشاوره و بیان نظر در خانواده محروم شوند. به گفتهی آنان، این مسئله میتواند اثر منفی بر توانایی و صلاحیت زنان داشته باشد و محدودیتهایی در تعامل میان زن و شوهر ایجاد کند.
زلیخای ۲۷ساله از فاریاب که تحصیلاتش تا مقطع کارشناسی است، میگوید: «در تصمیمهای بزرگ مثل خرید زمین، خانه، مهاجرت از یک ولایت به ولایتی دیگر یا از یک کشور، ازدواج فرزندان، مسائل مالی از قبیل پسانداز، قرض؛ در تمام این موضوعات زنان کمتر اختیار دارند و تصمیم نهایی همیشه با شوهر یا مرد خانواده است.»
شازیهی ۴۰ساله از کندز، نیز یکی از زنانی است که قربانی چنین برداشت نادرستی شده است. به گفتهی او، پس از درگذشت شوهرش، حق مشوره و تصمیم در بارهی فرزندانش از او سلب شده است. «شوهرم فوت کرده، همه تصمیمگیری خانوادهام در دست ایورهایم/برادرهای شوهرم است؛ هیچ صلاحیتی ندارم که در بارهی خودم، خانوادهام و اولادهایم تصمیم بگیرم، زیر دست ایورهایم هستم. صلاحیت اولادهایم، کل خانهام به دست خودم نیست، هیچ سهمی ندارم، هیچ نظرم مهم نیست؛ حتا خود اولادهایم هم صلاحیت شان به دست کاکاهای شان است.»
لیدای ۳۵ساله از کندز، نیز روایت مشابهی دارد و میگوید: «در بارهی تعلیم و تربیه، نظرم مهم نیست؛ هر چه خانوادی خسرم بگوید، باید همان شود؛ بگویند جای بروی، میرویم؛ بگویند نروی، نمیرویم. دخترم را نماندند مدرسه برود؛ دختر و پسرم جوان شدند؛ ولی هیچ صلاحیتی در زندگی شان نداشتهام و ندارم.»
رسمهای ناپسند در افغانستان، بارها زندگی زنان را نابود کرده است. رقیهی ۴۰ساله، میگوید که دخترش وقتی کودک بود، بدون رضایت او وادار به ازدواج شد و اکنون فقط فرزندانش مانده اند. «یک دختر داشتم در ۱۲سالگی بود که او را نامزد کردند؛ من خبر نداشتم و خوش هم نبودم، یک چند وقت خانهداری کرد و فوت کرد؛ دو صغیر ازش مانده اند، یک دختر و یک پسر. از من هیچ کس نظر نخواست، یک وقتی خبر شدم که به شوهر دادند، آخر هم فوت شد.»
پرویز خلیلی، حقوقدان، میگوید که در فقه حنفی، در کارهای خانه و فرزندان برای زنان صلاحیت داده شده است و هیچ کس حق ندارد این حق قانونی و شرعی را از زنان سلب کند. «زن از صلاحیت مشورهدهی مطابق شریعت، قانون و عرف در افغانستان، برخوردار است و زن این صلاحیت را دارد که در اموری که مربوط به خودش است، به خانوادهای که فرزندانش تعلق دارد، در امور مالی، در امور پیشرفت خانوادهاش، علمیت، جایگاه و صلابت خانواده، زن مطابق شریعت، قوانین و عرف حاکم افغانستان این صلاحیت را دارد که در امور خانواده بتواند برای همسرش، پدرومادرش، برادر و فرزندش مشوره دهد.»
شریفالله شریفی، عالم دین، میگوید که اسلام و شریعت برای زنان کرامت و احترام قائل است و آنان حق تصمیمگیری و مشاوره در تمامی امور خانواده به ویژه پرورش و سرنوشت فرزندان را، دارند. «در تمام امور الله متعال زن و مرد را یک حق برایش قایل است؛ همچنان خداوند (ج) زن را در منزل شوهرش به عنوان امیر و سرپرست فرزندانش قرار داده و زن را به عنوان آمر تعیین کرده که چه کاری را انجام بدهد و چه کاری را انجام ندهد. چنان که رسول خدا (ص) میفرماید که زن مثل یک چوپان یا سرپرست داخل خانه یا خانوادهاش میباشد. در روز آخرت مسئولیت دارد که از همینها پرسان شود، چه در مورد فرزندانش است، چه در مورد مشورهدهی سالم است؛ هر کاری که باشد.»
تهمینه منگل، فعال حقوق زن، در بارهی پیامدهای نادیدهگرفتن زنان و تأثیر آن بر پرورش فرزندان هشدار میدهد و میگوید: «نادیدهگرفتن نظر و رضایت زن، نادیدهگرفتن صدای زن در خانواده، باعث کاهش اعتمادبهنفس، افسردگی و احساس بیارزشی در فرد میشود. در سطح خانواده، منجر به تنش و بیاعتمادی و همچنان پرورش نادرست فرزندان میشود. در سطح اجتماع نیز مشارکت زنان کاهش پیدا میکند و چرخهی نابرابری و خشونت را تقویت میکند.»
با این حال، مسئولان در وزارت امربهمعروف و نهیازمنکر امارت اسلامی، تأیید میکنند که زنان در تنظیم امور خانواده از حق مشورهدهی و تصمیمگیری برخوردار اند و این وزارت برنامههای آگاهیدهی را در ولایتهای مختلف برای آگاهیدهی خانوادهها ارائه میدهد.
سیفالاسلام خیبر، سخنگوی وزارت امربهمعروف و نهیازمنکر، به سلاموطندار میگوید: «به اساس دین مبارک اسلام، جامعه از مردان و زنان تشکیل شده است. قسمی که زنان در تنظیم خانه و در حل مشکلات نقش دارند، همین قسم زنان به عنوان همسر در امور خانواده خصوصاً در قسمت تربیهی فرزندان نقش و صلاحیت دارند. وزارت امربهمعروف در مورد صلاحیتهای زنان کار میکند که صلاحیتها معلوم است. در این مورد کارهای عملی کردهایم و در چهار طرف و ولایتهای افغانستان آگاهیدهی روان است که زنان در مورد صلاحیتهای خود معلومات اخذ کنند.»
گفتنی است افغانستان کشوری است که مردم در بسیاری موارد فرهنگها را عملی میکنند و به همین سبب، حقوق زنان زیر تأثیر این فرهنگها نقض میشود؛ از کار گرفته تا بیاختیاری در کارهای خانه و نادیدهگرفتن نقش آنان در پرورش و سرنوشت فرزندان.






