در حالی که جوانان در افغانستان از بیکاری بیداد میکنند و شماری برای یافتن کار ناگزیر به مهاجرت میشوند، صنایع بومی و سنتی که میتواند فرصتهای کاری ارزشمندی را در کشور فراهم کند، در آستانهی فراموشی و رکود قرار گرفته است. یکی از این صنایع، سفالگری است که با وجود پیشینهی دراز و پیوند عمیق با فرهنگ و هویت ملی، اکنون در وضعیت نگرانکننده قرار دارد؛ حکومت به آن بیتوجهی میکند و مردم نیز کمتر به آن اهمیت میدهند.
بر بنیاد گفتوگوی سلاموطندار با ۲۳ جوان سفالگر از ولایتهای کابل، هرات، تخار، ننگرهار، لغمان، کندز، بامیان، بلخ، کنر و فاریاب، این صنعت برای ۲۱ تن حتا نمیتواند پاسخگوی نیازهای روزمرهی شان باشد. جوانان سفالگر، میگویند که تولیدات شان مانند گلدان، کوزه، میوهدانی و ظرفهای تزیینی است؛ اما بازار چندانی ندارد و به دلیل نبود پشتیبانی حکومت، زمینهی صادرات نیز برای شان مساعد نیست.
از میان این جوانان، دو تن موفق به صادرات تولیدات خود به بیرون از کشور شده اند؛ در حالی که ۲۱ تن دیگر در داخل کشور ظرفهای سفالی را به فروش میرسانند و نیز ۱۷ تن آنها گفتند که این هنر را به طور سنتی از بزرگان خانواده فرا گرفته اند.
سلاموطندار را در اکس دنبال کنید
حکمتالله غلامی، باشندهی هرات که سه سال میشود سفالگر است، میگوید: «حرفهی سفالگری رو به رکود است و مشکلات ما نسبت به گذشته بیشتر شده است. قبلاً در حدود ۶۰ کارخانهی سفالگری وجود داشت و در هر کارخانه تا حدود ۱۰ نفر کار میکردند؛ ولی اگر جستوجو کنیم، نهایتاً بیش از دو کارخانهی سفالگری در هرات نیست.»
بشیراحمد، باشندهی لغمان که ۱۰ سال میشود سرگرم سفالگری است، نیز میگوید: «فعلاً فروشات ما تقریباً چهار تا پنج هزار افغانی میشود. پیشتر، در دورهی جمهوری، زیادتر میشد؛ چون اقتصاد خوب بود، مردم میتوانستند این لوازم را خریداری و در خانه برای زینت استفاده کنند.»
شماری از این جوانان، میگویند که آن چه از کار سفالی به دست میآورند، برای تأمین نیازهای خانوادههای شان بسنده نیست. گلمحمد، سفالگری از فاریاب که ۱۰ سال میشود وارد این کار شده است، در این باره به سلاموطندار میگوید: «میزان درآمد کم است؛ روزهایی شده که هیچ درآمد نداشتهایم. در روز یگان وقت داشتیم؛ در کل ماهانه کموبیش پنج هزار افغانی درآمد دارم. نسبت به گذشته خریدوفروش ما کاهش یافته است.»
سیما که دو سال میشود در بامیان سفالگر است، نیز در این باره به سلاموطندار میگوید: «درآمد ما خوب نیست؛ زندگی ما خوب نیست؛ در حویلی هشت فامیل زندگی میکنیم؛ خودم در یک خانه بدون در و کلکین زندگی میکنم؛ فقط به اولادهای خود لباس جور میکنم، دیگر نمیشود که بروم یک بوجی آرد بگیرم.»
شماری از جوانان گفتوگوشده، نیز میگویند که دولت به این صنعت آن چنانی که باید توجه کند، توجه ندارد و اگر این روال ادامه یابد، در آینده گواه ازبینرفتن صنعت سفالگری خواهیم بود.
عبدالواسع، سفالگر در هرات که ۳۰ سال در این بخش کار کرده است، میگوید: «بازار هم که خراب است؛ اگر توجه نشود، شاید ۱۰ سال بعد هیچ کس سفالگری نکند و کسی به عنوان دیکور هم استفاده نکند و قسمی که اول هم بگفتم، کسبوکار ما خراب است؛ با مشکل زندگی خود را پیش میبریم؛ مجبوریم از همین هنر خود، کسب خود، بگذریم.»
حاجی فضلی، سفالگر در بلخ، نیز میگوید: «دولت به ما هیچ کمکی نمیکند که وسایل خود را به داخل کشور بفروشیم؛ خارج از کشور که هرگز همکاری نمیکنند و هیچ نهاد خارجی هم حمایت نمیکند.»
جوانان گفتوگوشده در این گزارش، عمدهترین چالشهای این کار را، نبود خاک مناسب، هزینهی بالای مواد سفالی، نبود بازار مناسب و بیعلاقگی مردم به ظرفهای سفالی، میدانند.
غلامنبی که از هفت سال به این سو در بامیان سفالگر است، در این باره میگوید: «عمدهترین چالشهای کار سفالی یکی همین نبود بازار مناسب است؛ دیگر این که ما از طرف دولت حمایت نمیشویم؛ دیگر وسایل مجهز نداریم.»
زلمی، سفالگر در کندز که سه سال میشود در این حوزه کار میکند، نیز در این باره میگوید: «مشکلترین چالش ما این است که به آسانی گل تولید را پیدا کرده نمیتوانیم؛ اگر پیدا هم میکنیم، با بهای زیاد میخریم؛ تنور را ارزان میفروشیم.»
با این همه، هستند جوانانی که از کار شان راضی اند و میگویند که سفالی تنها منبع درآمد برای تأمین نیازهای خانوادههای شان است. آنها، با خوشحالی میگویند که کار سفالی برای شان سودآور بوده است.
نورمحمد، سفالگر در تخار که هفت سال میشود به این کار سرگرم است و امید نیز از تخار که ۱۰ سال میشود وارد دنیای سفالگری شده است، از درآمد شان راضی اند.
نورمحمد، میگوید: «مشتریها زیاد شده؛ ولی در این وقت خیلی فروش داریم؛ مشتریها زیاد شده است. شکر خوب است؛ زندگی ما خوب است. از این چیزها خیلی عاید در خانهی ما میآید، مشکلات کم داریم.»
امید، نیز میگوید: «درآمد ما زیاد شده، خوب است کدام مشکل نداریم. مشکل اقتصادی ما را کار سفالی تکمیل میکند؛ دیگر مشکل نداریم؛ کار ما پیشرفت کرده روان است.»
با این حال، شماری از آگاهان مسائل اقتصادی، به این باور اند که پشتیبانی از صنعت سفالگری میتواند نقش مؤثری در رشد اقتصاد افغانستان و کاهش نرخ بیکاری داشته باشد.
شاکر یعقوبی، آگاه مسائل اقتصادی، میگوید: «اگر از صنعت سفالگری حمایت شود، در رشد اقتصاد کشور نقش میداشته باشد. این صنعت هزینهی زیاد ندارد؛ اما میتواند زمینهی کار را برای افرادی که در روستاها هستند، فراهم کند و مردم میتواند از این طریق امرار معاش کند.»
شماری از هنرمندان، نیز میگویند که هنر نشاندهندهی هویت و فرهنگ ما است و باید در این راستا توجه جدی صورت گیرد.
سلاموطندار را در تلگرام دنبال کنید
بارش اساس، یک تن از هنرمندان، در این باره میگوید: «از هنر هرچه بگویم، کمتر است و رشد آن باعث رشد اقتصاد میشود و میتوانیم در نمایشگاههای بینالمللی به نمایش بگذاریم. باید به هنر دستی توجه شود تا فرهنگ ما را به جهان نشان بدهیم و اگر توجه نشود، نمیتوانیم فرهنگ ملی ما را به جهان نشان بدهیم.»
خواستیم دیدگاه مسئولان وزارت صنعت و تجارت را در بارهی برنامههای شان برای سفالگران و رشد صنعت سفالگری داشته باشیم؛ اما سخنگوی این وزارت در پاسخ به پرسش سلاموطندار گفت که هیچ معلوماتی در این باره ندارد.
این در حالی است که پس از سقوط نظام جمهوری، هنرهای دیگری مانند نقاشی، خطاطی و هنرهای تجسمی، در چنین وضعیتی قرار گرفته اند؛ هنرهایی که در گذشته بخش مهمی از زندگی فرهنگی و هنری افغانستان بودند؛ اما محدودیتها و ممنوعیتهای گوناگون بر فعالیت آنها سایه افکنده است.






