صدای خُردشدن گیاهان خشک، بوی دمنوشهای دارویی و گفتوگوی آرام زنان جوانی که کنار هم کار میکنند؛ این جا کارگاهی است که در آن شماری از زنان جوان هر روز با دستان خود، داروهای گیاهی و سنتی میسازند و از دل طبیعت، راهی برای تأمین معیشت مییابند. فضای کارگاه با بوی گیاهان خشکشده آمیخته است؛ صدای آسیابها، بستهبندی داروها و گفتوگوی آرام زنان جوان، روایتگر تلاشی است که فراتر از یک فعالیت اقتصادی ساده است.
فرزانه انوری، یک تن از کارکنان این کارگاه، از تجربهی چندینسالهاش میگوید: «من چهار سال میشود که این جا کار میکنم، بیشتر داروهای دمنوش اعصاب است، دوای عفونت، دوای درد معده، دوای سنگ کلیه، زردی سیاه و زردی زرد است.» در کنار او، زنان جوانی کار میکنند که پیش از آمدن به این کارگاه، شناخت محدودی از گیاهان دارویی داشته اند؛ اما اکنون شناخت و مهارت شان در این زمینه به گونهی چشمگیری افزایش یافته است.

شیماگل صمدی، یک تن دیگر از کارکنان این کارگاه، میگوید: «قبلاً کموبیش گیاهان را میشناختم؛ اما طریقهی استفادهی آن را نمیدانستم که این گیاه برای چه خوب است؟ چه فایدههایی دارد؟ چه تأثیری دارد؟ از وقتی که این جا آمدم، طرز استفادهی آن را یاد گرفتم.»
این آموزش و تجربه، تنها به یادگیری ختم نمیشود، بل برای بسیاری از زنان تغییر ملموسی در وضعیت اقتصادی خانواده ایجاد کرده است. زنان شاغل در این کارگاه، میگویند که درآمد حاصل از این کار، هرچند اندک اما در زندگی روزمرهی شان اثرگذار بوده است.

سمیه حیدری، یک تن از کارکنان این کارگاه، میگوید: «صددرصد یک کمکهزینه میشود، هم به اقتصاد من خیلی کمک میکند، هم پول خود را ذخیره میکنم، هم این که به بچههای من دواهای گیاهی ضرر نمیکند. محیط ما فقیرنشین است، میگویند قطره قطره جمع گردد و آن گهی دریا گردد. حالا هم یک گوشهای از مشکلات ما را حل میکند.»
از سوی دیگر، الهام احمدی، یک تن از فروشندگان داروهای گیاهی، میگوید که روزانه تا ۱۵ بیمار برای دریافت داروهای گیاهی، نزد او مراجعه میکنند. «افرادی که به این جا مراجعه میکنند، هم خُرد و هم بزرگ اند. روزانه میان ۱۰ تا ۱۵ تن بیمار نزد ما مراجعه میکنند. افرادی که بیشتر نزد ما میآیند، افراد فقیر اند. دواهای کیمیایی زیاد گران است؛ اما دواهای ما بسیار از نظر قیمت مناسبتر و ارزانتر است.»

این کارگاه پنج سال پیش از سوی یک زن کارآفرین، ایجاد شد و اکنون ۵۵۵ زن به گونهی مستقیم و غیرمستقیم در آن سرگرم کار اند.
شکریه احمدی، مسئول این کارگاه، میگوید که هدف اصلی از ایجاد آن، فراهمکردن زمینهی کار به زنانی است که به دلیل محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی، فرصت اشتغال بیرون از خانه را ندارند. «این کار را با سرمایهی بسیار اندک شروع کردم و اکنون چهار تا پنج شعبه داریم و سرمایهی ما حالا به ۵۰۰ هزار افغانی رسیده است. در این کارگاه ما بیش از ۱۰۰ قلم دواهای گیاهی در بخش عرقیات، قرص، کپسول، پودر، روغنیات و صابون تهیه میکنیم.»

در همین حال، عبدالرحمان کریمی، آگاه مسائل اقتصادی در هرات، نقش چنین کارگاههایی را در بهبود وضعیت اقتصادی زنان و جامعه مهم میداند و میگوید: « کسبوکار سبب افزایش درآمد، کنترل مالی، افزایش اعتمادبهنفس در بخش دستیابی به خودکفایی و بهبود مهارتها، تقویت جامعهی محلی و ایجاد اشتغال میشود که به اقتصاد ملی و محلی کمک میکند.»
این کارگاه کوچک، نمونهای از تلاش زنانی است که با امکانات محدود، مسیر تازهای برای زندگی خود ساخته اند؛ مسیری که از دل گیاهان دارویی میگذرد، اما به استقلال مالی و امید ختم میشود.






