هادی هادی هستم دانشجوی رشتهی کمیپوترساینس در یکی از دانشگاههای خصوصی در شهر کابل. همچنان در حال آمادگی آزمون بینالمللی «تافل» در یکی از مرکزهای معتبر زبان. آشنایی من با هوش مصنوعی از دل همان دریچهی آشنای روزمره آغاز شد؛ فضایی میان شبکههای اجتماعی و دنیای دیجیتال. در حال پرسهزدن در اینترنت بودم، ویدیوهای آموزشی یوتیوب را میدیدم و محتوای اینستاگرام را مرور میکردم که آهسته و پیوسته با مطالبی روبهرو شدم که در بارهی ظهور پدیدهی قدرتمندی به نام هوش مصنوعی روبهرو شدم و بیشتر کابران در بارهی کاربردهای هوش مصنوعی در زندگی روزمره و روندهای آموزش و یادگیری صحبت میکردند. در آغاز، این محتواها بیشتر شبیه معرفی یک پدیدهی نوظهور و فنآوری باورناپذیر بودند؛ چیزی که از آینده آمده و آرامآرام در حال واردشدن به زندگی انسانها است. همین حسِ نوبودن و باورناپذیربودن بود که کنجکاوی مرا برانگیخت و برای آشنایی و کار با این فنآوری پای مرا کشاند.
پیش از آشنایی و رفتن به سراغ این فنآوری، تصویری که از هوش مصنوعی در ذهنم بود، بیشتر برگرفته از فیلمها و داستانهای علمی–تخیلی بود؛ فنآوریای پیچیده، ناشناخته و تا میزانی نگرانکننده. فکر میکردم که این فنآوری یا دنیا را نجات میدهد یا آن را تهدید میکند. تصور اولیهی من این بود که هوش مصنوعی تنها در اختیار دانشمندان، برنامهنویسان حرفهای و شرکتهای بزرگ قرار دارد و افراد عادی سهم چندانی از آن نخواهند داشت. فکر نمیکردم روزی بتوانم به سادگی از آن در زندگی شخصی و مسیر یادگیری خود استفاده کنم. حدود یک سال پیش، نخستین تجربههای واقعی و عملی من از آشنایی و کار با هوش مصنوعی کلید خورد. این آشنایی نه با هدفی بزرگ، بل که از سر کنجکاوی و برای انجام کارهای ساده آغاز شد. در آن زمان، بیشتر از هوش مصنوعی برای جستوجوی اطلاعات، ترجمهی متنهای کوتاه و دریافت پاسخ به پرسشهای عمومی استفاده میکردم. تصورم این بود که کاربردهای آن محدود است و نمیتوان فراتر از این استفادههای ابتدایی از آن انتظار داشت.
اما با گذشت زمان، نگاه من تغییر کرد. هرچه بیشتر از هوش مصنوعی استفاده میکردم، بیشتر به ظرفیتها و تواناییهای آن پی میبردم. این فنآوری رفته رفته به مرور، به یکی از ابزارهای ثابت زندگی روزمره و مسیر یادگیری من مبدل شد. امروز، یکی از مهمترین کاربردهای هوش مصنوعی برای من، کمک به یادگیری و تقویت مهارتهای آموزشی است؛ به ویژه در یادگیری زبان و درک بهتر مفهومهای درسی. وقتی با موضوع و مسائل دشوار روبهرو میشوم، هوش مصنوعی به من کمک میکند آن را به زبانی سادهتر بفهمم و پاسخ پرسشهایم را سریعتر و دقیقتر پیدا کنم. یکی از مهمترین تغییراتی که هوش مصنوعی در زندگی من ایجاد کرده، صرفهجویی در زمان و افزایش بهرهوری است. پیش از این، برای یافتن پاسخ یک پرسش یا فهم یک مفهوم پیچیده، ساعتها جستوجو میکردم. اکنون اما دسترسی پرسرعت و آسان به اطلاعات دقیق و کاربردی، مسیر یادگیری را برایم هموارتر کرده است. هوش مصنوعی به من این امکان را میدهد که به جای سردرگمی در انبوه اطلاعات، مستقیم به سراغ پاسخهای روشن و قابل فهم بروم. در نهایت، من هوش مصنوعی را نه به عنوان جایگزین فکر خلاق انسان، بل به عنوان یک ابزار میبینم؛ ابزار قدرتمندی که شیوهی کارگیری از آن اهمیت زیادی دارد. پیام من برای نسل جوان و کسانی که تازه استفاده از هوش مصنوعی را آغاز کرده اند، این است که با نگاهی آگاهانه، مسئولانه و هدفمند به این فنآوری نزدیک شوند. اگر هوش مصنوعی به درستی و در مسیر درست استفاده شود، میتواند فرصتهای بزرگی برای یادگیری، رشد فردی و پیشرفت جوانان فراهم کند. آینده از آن کسانی است که به جای ترسیدن از تکنولوژی، آن را میشناسند و هوشمندانه از آن بهره میگیرند.






