یافته‌های سلام‌وطندار از گفت‌وگو با ۳۵ جوان از ولایت‌های کابل، هرات، بدخشان، کندز، فاریاب، بادغیس، کاپیسا و کنر نشان می‌دهد که تجربه‌ی تنهایی و فاصله‌گرفتن از اجتماع میان این جوانان، در بسیاری موارد فراتر از یک ویژگی شخصیتی فطری است و به‌ طور مستقیم زیر تأثیر شرایط اجتماعی، خانوادگی و ساختاری جامعه قرار دارد.

این جوانان، خود را دارای ویژگی‌های درون‌گرایانه می‌دانند و می‌گویند که علاقه‌ای به حضور مداوم در جمع‌های بزرگ اجتماعی ندارند. به گفته‌ی آنان، خلوت، تفکر عمیق و انجام فعالیت‌های فردی، از مهم‌ترین منابع تأمین انرژی روانی‌ شان است. با این حال، بررسی دقیق‌ این گفت‌وگوها نشان می‌دهد که برای بخش قابل توجهی از این افراد، کناره‌گیری از اجتماع بیش از این که یک انتخاب شخصی باشد، واکنشی بر علت‌های بیرونی است.

فشارهای اجتماعی؛ عامل اصلی فاصله‌گرفتن از اجتماع

از میان ۳۵ جوان گفت‌وگو‌شونده، ۳۲ تن می‌گویند که چالش‌های اجتماعی، فشارهای خانوادگی، محدودیت‌های آموزشی و شرایط کلی جامعه، آنان را به‌ تدریج به سمت فاصله‌گرفتن از اجتماع سوق داده است. تنها سه تن دیگر، ریشه‌ی این گرایش را در تجربه‌های تلخ دوران کودکی مانند محرومیت عاطفی یا تجربه‌های آسیب‌زا می‌دانند.

این یافته‌ها، نشان می‌دهد که در بسیاری موارد، آن چه به ‌عنوان «درون‌گرایی» توصیف می‌شود، در واقع نوعی کناره‌گیری اجتماعی شکل‌گرفته در بستر فشارهای اجتماعی و ناامیدی است.

آی‌صفای ۲۹ساله از فاریاب که خود را درون‌گرا می‌داند، می‌گوید: «خودم را بیش‌تر فردی درون‌گرا می‌دانم؛ معمولاً ترجیح می‌دهم وقت خود را در تنهایی یا در جمع‌های کوچک و صمیمی بگذرانم. تنهایی به من آرامش می‌دهد و باعث می‌شود بهتر فکر کنم، احساساتم را درک کنم و انرژی‌ام را دوباره به دست بیاورم.»

صدیقه‌ی ۳۵ساله از هرات نیز که خود را درون‌گرا می‌داند، می‌گوید: «من خود را بیش‌تر درون‌گرا می‌دانم؛ اما وقتی در جمع‌های کوچک و امن قرار می‌گیرم، می‌توانم ارتباط خوبی برقرار کنم. تنهایی برایم آرامش‌بخش است.»

فرزانه‌ی ۳۰ساله و شمیلای ۲۰ساله، دو باشنده‌ی کندز، می‌گویند که درک‌نشدن از سوی خانواده‌ها و فشارهای کلامی آنان، سبب بروز این ویژگی شخصیتی در آنان شده است.

فرزانه، می‌گوید: «وقتی خانواده درک نمی‌کند؛ پدر، مادر، بعد همسر و اقارب شوهر، همین باعث شد بیش‌تر با خودم باشم و فکرکردن در تنهایی را به صحبت با دیگران ترجیح بدهم.»

شمیلا، نیز می‌گوید: «پدرومادرم سواد ندارند؛ وقتی از درس‌خواندن یا آرزوهای آینده‌ام حرف می‌زنم، اجازه نمی‌دهند. فقط می‌گویند کار خانه را انجام بده. بسته‌شدن مکتب‌ها و دانش‌گاه‌ها باعث شد احساس کنم آرزوهای آدم هیچ ارزشی ندارد و همین موضوع مرا تغییر داد.»

شبکه‌های اجتماعی؛ تشدید احساس تنهایی

در ادامه‌ی این گفت‌وگوها، ۲۷ تن از جوانان، می‌گویند که مقایسه‌ی خود با دیگران در شبکه‌های اجتماعی و  احساس تنهایی، فاصله‌گیری آنان از اجتماع را تشدید کرده است. این جوانان، باور دارند که مشاهده‌ی سبک زندگی، آزادی‌های اجتماعی و روابط گسترده‌ی دیگران در فضای مجازی، احساس ناکامی و کم‌ارزشی را در آنان تقویت کرده است.

در مقابل، هشت تن دیگر می‌افزایند که فعالیتی در شبکه‌های اجتماعی ندارند و این فضا تأثیری بر ویژگی‌های شخصیتی یا روابط اجتماعی‌ شان نداشته است.

علی ۲۵ساله از هرات، می‌گوید: «در شبکه‌های اجتماعی وقتی می‌بینم بسیاری آزادانه نظر شان را بیان می‌کنند یا روابط گسترده دارند، احساس شکست می‌کنم و آرزو می‌کنم کاش من هم می‌توانستم مثل آن‌ها باشم.»

تهمینه‌ی ۲۲ساله از فاریاب، نیز می‌گوید: «ظاهر بی‌نقص دیگران در شبکه‌های اجتماعی، بعضی وقت‌ها حس تنهایی را در من تشدید می‌کند؛ هرچند می‌دانم بسیاری از این تصاویر واقعی نیستند.»

کناره‌گیری اجتماعی و سلامت روان

بر بنیاد این گزارش، تجربه‌ی تنهایی و کناره‌گیری اجتماعی میان این جوانان، پیامدهای متفاوتی داشته است. ۱۲ تن از گفت‌وگو‌شوندگان، می‌گویند که این وضعیت در آنان به احساس افسردگی، اضطراب و نارضایتی از زندگی منجر شده است. در مقابل، ۲۳ تن دیگر از داشتن این ویژگی احساس رضایت دارند و آن را بخشی طبیعی از سبک زندگی خود می‌دانند.

این جوانان، گوش‌دادن به نوارهای صوتی، مطالعه و سپری‌کردن وقت با دوستان نزدیک و اعضای خانواده را، از دوره‌های مهم ایجاد احساس آرامش و خوش‌حالی در زندگی خود عنوان می‌کنند.

سوسن ۲۶ساله، باشنده‌ی کندز، در این باره می‌گوید: «به شدت دچار استرس شده‌ام و حتا به روان‌شناس مراجعه کردم. کمی بهتر شدم؛ اما هنوز در یک دوره‌ی افسردگی قرار دارم.»

فرزانه‌ی ۳۰ساله، دیگر باشنده‌ی کندز، نیز در این باره می‌گوید: «تنهایی و دوری از اجتماع باعث بی‌حوصلگی، اضطراب و افسردگی در من شده و اکنون داروی ضد افسردگی مصرف می‌کنم.»

روان‌شناسان، به این باور اند که درون‌گرایی یک ویژگی طبیعی شخصیتی است و به‌ خودی خود تأثیر منفی بر زندگی جوانان ندارد؛ اما سرزنش و سرکوب این افراد می‌تواند منجر به افسردگی‌های جدی شود.

محمدالله بلوچ، روان‌شناس، می‌گوید: «درون‌گرایی یکی از تیپ‌های شخصیتی انسان است. این افراد تعاملات محدودتری دارند؛ اما در تنهایی می‌توانند ایده‌های خوبی خلق کنند. درون‌گرابودن در بسیاری موارد یک ویژگی مثبت است و سرکوب آن فرد را از جامعه دور می‌کند.»

شعیب احمدی، جامعه‌شناس، نیز دلیل گوشه‌گیری جوانان را سرزنش خانواده‌ها می‌داند و می‌گوید که ادامه‌ی این روند می‌تواند جامعه را متضرر کند. «برخی فرهنگ‌های نادرست باعث می‌شود فرزندان مورد سرزنش قرار بگیرند و منزوی شوند. اگر افراد امید خود به جامعه را از دست بدهند، جامعه از رشد و توسعه باز می‌ماند.»

این در حالی ا‌ست که فشارهای اقتصادی، تغییر الگوهای خانوادگی و گسترش شبکه‌های اجتماعی، سبب شده است که بسیاری از جوانان سبک زندگی متفاوتی را تجربه کنند. در این میان، گرایش به تنهایی و فاصله‌گرفتن از اجتماع، به یکی از پدیده‌های قابل توجه در میان نسل جوان تبدیل شده است.

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: