افغانستان در سالهای پسین به یکی از آسیبپذیرترین کشورها در برابر تغییرهای آبوهوایی و بلایای طبیعی تبدیل شده است. سیلابهای ناگهانی، خشکسالیهای پیدرپی و برفکوچها نه تنها جان صدها تن را گرفته، بل که معیشت، سرپناه و آیندهی صدها هزار خانواده را نیز با تهدیدی جدی روبهرو کرده است.
دادههای نهادهای ملی و بینالمللی نشان میدهد که بحران آبوهوایی در افغانستان دیگر یک رویداد فصلی یا استثنایی نیست؛ بل که به روندی دوامدار و رو به گسترش تبدیل شده است؛ روندی که پیامدهای آن در بخشهای مختلف زندگی شهروندان از کشاورزی و اقتصاد گرفته تا امنیت غذایی و جابهجایی خانوادهها آشکار شده است. برنامهی توسعهای سازمان ملل متحد، افغانستان را در شمار کشورهایی قرار داده است که بیشترین آسیب را از بحران اقلیمی متحمل میشوند. بر بنیاد ارزیابی این نهاد، از ۱۹۵۰ تا اکنون میانگین دمای هوا در افغانستان حدود ۱.۸ درجهی سانتیگراد افزایش یافته است؛ تغییری که به تشدید سیلابهای مرگبار، خشکسالیهای مکرر و برفکوچها انجامیده است. این نهاد، تأکید میکند که افغانستان نه تنها از نظر زیستمحیطی، بل که از لحاظ پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از تغییرهای آبوهوایی نیز یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان است. ابعاد این بحران در آمارهای تازه نیز آشکار است. دفتر همآهنگکنندهی کمکهای انساندوستانهی سازمان ملل متحد (اوچا)، گزارش داده است که تنها در پنج ماه نخست سال روان میلادی، نزدیک به ۷۳ هزار تن در سراسر افغانستان از سیلابها آسیب دیده اند؛ در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۱۳ هزار و ۹۳۰ تن بود. این افزایش چشمگیر نشان میدهد که شدت و گسترهی بلایای طبیعی در افغانستان در فاصلهی تنها یک سال بهگونهی قابل توجهی افزایش یافته است.
در همین حال، ادارهی آمادگی مبارزه با حوادث امارت اسلامی، اعلام کرده که در سال گذشته، در نتیجهی رویدادهای طبیعی و غیرطبیعی، سه هزار و ۱۷۳ تن جان باخته و پنج هزار و ۳۶۰ تن دیگر زخمی شده اند. به گفتهی این اداره، ۲۱ هزار و ۱۷۷ خانه نیز بهگونهی کامل یا قسمی تخریب شده است.
چرا بلایای طبیعی شدیدتر میشوند؟
کارشناسان محیط زیست، افزایش بلایای طبیعی در افغانستان را نتیجهی همزمانی چندین عامل میدانند؛ از جمله تغییرهای آبوهوایی جهانی، رشد سریع جمعیت، تمرکز جمعیت در مناطق آسیبپذیر، ضعف زیرساختها و کمبود آگاهی عمومی. سیدشاه گهرپور، کارشناس محیط زیست، میگوید که افزایش دمای هوا، تغییرهای آبوهوایی، بارندگیهای پیدرپی و فعالبودن پدیدهی النینو از عاملهای مهم تشدید رویدادهای طبیعی در افغانستان است. او میگوید: «عوامل اساسی بلایای طبیعی، افزایش تغییرات آبوهوایی، بالارفتن دمای هوا، بارندگیهای پیدرپی و فعال بودن پدیدهی النینو است. افغانستان از این ناحیه بیشترین آسیب را متحمل میشود.»
پدیدهی «النینو» یک ناهنجاری اقلیمی در اقیانوس آرام است که در نتیجهی افزایش غیرعادی دمای آبهای بخش مرکزی و شرقی این اقیانوس به وجود میآید. این پدیده میتواند الگوهای طبیعی بارندگی و جریانهای جوی را در نقاط مختلف جهان تغییر دهد و احتمال وقوع رویدادهای شدید آبوهوایی، از جمله سیلاب و خشکسالی، را افزایش دهد.
خالد بهزاد، دیگر کارشناس محیط زیست، بر ضرورت توسعهی زیرساختهای مقاوم، افزایش آگاهی عمومی و حفاظت از منابع طبیعی تأکید میکند. او میگوید: «اجرای برنامههای مدیریت پایدار برای کاهش اثرات منفی فعالیتهای انسانی و برنامهریزی برای توسعهی پایدار و مقاوم در برابر بلایای طبیعی به ویژه در مناطق آسیبپذیر، ضروری است.»
با این حال، بحران آبوهوایی در افغانستان تنها در آمارها و ارزیابیهای کارشناسان خلاصه نمیشود؛ بل که در زندگی روزمرهی خانوادههایی دیده میشود که هر سال با ازدستدادن خانه، زمین، مواشی و منابع درآمد شان، با مرحلهی تازهای از دشواری روبهرو میشوند.
ولایتها زیر فشار سیلاب و خشکسالی؛ بحران از آمار به زندگی شهروندان رسیده است
در کنار آمارهای ملی، روایت مقامهای محلی از ولایتهای مختلف نشان میدهد که پیامدهای تغییرهای آبوهوایی چه گونه به زندگی روزمرهی شهروندان نفوذ کرده است. در شماری از ولایتها، خانوادهها همزمان با چند بحران؛ از خشکسالی و کاهش درآمد گرفته تا تخریب خانهها و از بین رفتن داراییها روبهرو استند.
ننگرهار
در ننگرهار، سیلابهای سال گذشته هزاران خانواده را متأثر کرده است. عدنان عزیز، مدیر نشرات ریاست آمادگی مبارزه با حوادث این ولایت، میگوید که در نتیجهی رویدادهای طبیعی، سه هزار و ۲۹۰ خانواده آسیب دیده اند. به گفتهی او، این خانوادهها در نخستین مرحله بیشتر به مواد خوراکی و خیمه نیاز داشتند و برای آنان کمکهای خوراکی، غیرخوراکی و نقدی توزیع شده است.
کنر
کنر از ولایتهایی است که در سالهای اخیر بارها شاهد رویدادهای طبیعی، از جمله سیلاب و زلزله بوده است. احسانالله احسان، مدیر مالی و اداری ریاست آمادگی مبارزه با حوادث کنر، میگوید که سال گذشته ۱۳ هزار و ۲۴۵ خانواده در نتیجهی زلزله، سیلاب و دیگر رویدادهای طبیعی آسیب دیده اند. او میگوید که در مرحلهی نخست، مواد خوراکی، اقلام غیرخوراکی و سرپناه موقت برای آسیبدیدگان فراهم شد؛ اما هنوز هم شماری از خانوادهها به کمک نیاز دارند. احسان میافزاید که کاهش میزان کمکها سبب شده تا بسیاری از خانوادههای آسیبدیده حمایت کافی دریافت نکنند. پیامدهای این رویدادها برای بسیاری از خانوادهها تنها به تخریب خانه محدود نشده، بل که منابع درآمد آنان را نیز از بین برده است.
محمددین، باشندهی کنر، می گوید: «سیلابها تمام کشت و زراعت ما را نابود کرد و مواشی ما از بین رفت. همهی دارایی خود را از دست دادهایم و به کمک نیاز داریم.»
محمدگل، دیگر باشندهی کنر، میگوید که خانهاش در سیلاب ویران شده و حالا نیز به کمک نیاز دارد.
لغمان
در لغمان، وضعیت شماری از خانوادههای آسیبدیده پس از وقوع رویدادهای طبیعی همچنان دشوار گزارش شده است. خیرمحمد غازی، رییس آمادگی مبارزه با حوادث لغمان، میگوید شماری از خانوادهها پس از تخریب خانههای شان هنوز با مشکل سرپناه روبهرو استند. او میگوید: «بیشتر این خانوادهها سرپناه و مواد غذایی ندارند. خانههای شان ویران شده و اکنون در فضای باز زندگی میکنند. شبها زنان و کودکان به خانههای مردم پناه میبرند و مردان خانواده شب را در مسجدها سپری میکنند.»
هلمند
هلمند نمونهای از ولایتهایی است که باشندگان آن همزمان با پیامدهای خشکسالی و خطر سیلاب روبهرو استند. محمدقاسم ریاض، سخنگوی والی هلمند، میگوید خشکسالی بسیاری از خانوادهها را وادار کرده است تا از مناطق اصلی خود کوچ و در نزدیکی رودخانهها سکونت اختیار کنند؛ مناطقی که خطر سیلاب در آنها بیشتر است. او میگوید: «به دلیل تغییرات اقلیمی، مردم ولایتهای جنوبی با خشکسالی روبهرو شدهاند. بسیاری از خانوادهها در نزدیکی رودخانهها زندگی میکنند و همین مسئله سبب شده است که سیلابها خسارت بیشتری به آنان وارد کند. اکنون حدود دو هزار خانواده در حاشیهی رودخانهها زندگی میکنند.»
در همین ولایت، نواب، یکی از باشندگان هلمند، میگوید که سیلاب همه داشتههایش را از او گرفته است. «تمام سقف خانهام ویران شده و همهی وسایل زندگیام از بین رفته است. از حکومت میخواهیم با ما کمک کند.»
بدخشان
بدخشان نیز از ولایتهایی است که در سالهای اخیر با سیلابهای شدید روبهرو بوده است. محمداکرم اکبری، رییس آمادگی مبارزه با حوادث بدخشان، میگوید که سیلابها به بیش از ۷۰۰ خانواده در این ولایت آسیب رسانده است. به گفتهی او، ۳۹۶ خانه به گونهی کامل و ۳۰۰ خانه به صورت جزئی تخریب شده، ۱۵ دکان، سه مکتب، ۱۴ پل و پلچک از بین رفته و هزار و ۷۸۸ رأس مواشی نیز تلف شده است.
صدیقالله، باشندهی بدخشان، میگوید با گذشت یک سال از وقوع سیلاب هنوز نتوانسته خانهاش را بازسازی کند. او میگوید: «هرچند کمکهایی دریافت کردهایم، اما هنوز هم به کمک نیاز داریم و توانایی ساخت دوبارهی خانه را نداریم.»

بحران اقلیمی؛ فراتر از تخریب خانهها
پیامدهای بلایای طبیعی در افغانستان تنها به تلفات جانی و تخریب ساختمانها محدود نمیشود؛ بل که زنجیرهای از مشکلات اقتصادی و اجتماعی را نیز به دنبال دارد. ازدسترفتن زمینهای کشاورزی، کاهش درآمد، نابودی مواشی، بیجاشدگی خانوادهها و افزایش وابستگی به کمکهای انساندوستانه، بخشی از پیامدهای درازمدت این رویدادها است. بسیاری از خانوادهها حتا پس از پایان یک رویداد طبیعی، برای ماهها و سالها با آثار آن دستوپنجه نرم میکنند.
بصیراحمد محمدی، کشاورزی در هرات، میگوید: «سه گلخانه به ارزش ۷۰۰ هزار افغانی ساخته بودم و از محصولات آن ۲۰۰ هزار افغانی درآمد داشتم؛ اما سیل آمد و حدود ۵۰۰ هزار افغانی به من خسارت وارد کرد.»
کمکرسانی؛ پاسخ فوری به بحرانی که نیازمند راهحل پایدار است
گسترش بلایای طبیعی در افغانستان، علاوه بر افزایش تلفات انسانی و خسارتهای اقتصادی، فشار بر منابع امدادرسانی را نیز بیشتر کرده است. با هر رویداد طبیعی، هزاران خانواده به کمکهای فوری، سرپناه موقت، مواد غذایی و حمایتهای مالی نیاز پیدا میکنند؛ اما بسیاری از آنان پس از دریافت کمکهای نخستین نیز برای بازسازی زندگی خود با دشواریهای جدی روبهرو میمانند.
بر بنیاد معلومات ادارهی آمادگی مبارزه با حوادث، سال گذشته برای حدود ۵۰۰ هزار خانوادهی آسیبپذیر و نیازمند در افغانستان، کمکهای خوراکی، غیرخوراکی و نقدی به ارزش بیش از یک میلیارد و ۵۱۱ میلیون افغانی توزیع شده است.
محمدیوسف حماد، سخنگوی این اداره، میگوید که برای افزایش شفافیت و سرعت روند کمکرسانی، تفاهمنامههایی با شماری از نهادهای ملی و بینالمللی امضا شده است. او میگوید: «برای شفافیت و تسریع کمکها، ۱۳۴ تفاهمنامه میان ادارهی آمادگی مبارزه با حوادث و مؤسسههای ملی و بینالمللی امضا شده که ارزش مجموعی آنها به ۵۱ میلیون و ۵۸۰ هزار و ۵۱۰ دالر میرسد. با همکاری این نهادها، کار ۹۰ پروژهی پیشگیری از رویدادهای طبیعی نیز در نقاط مختلف کشور آغاز شده است.»
با این حال، تجربهی خانوادههای آسیبدیده نشان میدهد که کمکهای اضطراری، هرچند برای عبور از روزهای نخست بحران ضروری است، اما به تنهایی نمیتواند پیامدهای درازمدت تغییرهای آبوهوایی را کاهش دهد.
کارشناسان تأکید میکنند که کاهش خسارتهای آینده نیازمند سرمایهگذاری در زیرساختهای مقاوم، مدیریت منابع طبیعی، جلوگیری از تخریب محیطزیست و برنامهریزی پیشگیرانه در مناطق پرخطر است.
بحران آبوهوایی؛ تهدیدی که دیگر مربوط به آینده نیست
افزایش ۱.۸ درجهای دمای هوا از سال ۱۹۵۰، تأثیر پدیدهی النینو، تخریب محیطزیست، ضعف زیرساختها و گسترش سکونتگاهها در مناطق پرخطر، افغانستان را در برابر رویدادهای طبیعی آسیبپذیرتر کرده است. از سوی دیگر، افزایش شمار آسیبدیدگان سیلابها از ۱۳ هزار و ۹۳۰ تن به نزدیک ۷۳ هزار تن تنها در یک بازهی پنجماهه، نشان میدهد که بحران آبوهوایی در افغانستان دیگر یک هشدار برای آینده نیست؛ بل که واقعیتی است که اکنون زندگی میلیونها تن را تحت تأثیر قرار داده است. اگرچه وقوع شماری رویدادهای طبیعی قابل جلوگیری نیست، اما میزان زیانهای آنها میتواند با برنامهریزی درست، توسعهی زیرساختهای مقاوم، افزایش آگاهی عمومی و مدیریت بهتر منابع کاهش یابد. در غیر آن، هر سال خانوادههای بیشتری خانه، زمین، دارایی و منابع درآمدی خود را از دست خواهند داد و بحران آبوهوایی به یکی از مهمترین چالشهای انسانی و اقتصادی افغانستان در سالهای آینده تبدیل خواهد شد.






