نور ضعیف چراغ، قصهگویی، صمیمت و تنگی جا، ولی گرمی دل، تصویر سادهای از یک اتاق در زمستان است؛ زمستانی که گرمایش از دل یک سندلی ساده میآید؛ وسیلهای که سالها در خانههای شهروندان نه تنها برای گرمکردن که برای گردهمآوردن اعضای خانواده استفاده میشد.
شریفه، باشندهی کابل که سالهای زیادی را پشت سر گذاشته و خاطرههای متفاوت و خوشی از روزهای زمستانی با سندلی و صفای درونی خانواده دارد، می گوید: «در گذشته زمستان که میرسید همه کنار سندلی جمع میشدیم؛ مادر قصه میگفت، پدر چای مینوشید و کودکان با خواب و خنده وقت شان را سپری میکردند.»
این زن کهنسال، میگوید که در روزگار کودکی و نوجوانیاش با این که نان زیادی در سفره نبود، اما دلها گرم بود و از محبت سیر. «تلفن نبود که هر کسی مصروف باشد؛ همه با هم قصه و خنده میکردند؛ وقت همه خوش میگذشت. آن زمان نادار بودیم؛ ولی دلهای ما گرم بود.»
عبدالرحیم ۷۵ساله، باشندهی غور نیز، با حسرت از روزهایی که اعضای خانواده زمستان را زیر یک سندلی به بهار میرساندند، یاد میکند و میگوید که در آن روزگار سندلی نعمت بزرگی بود که اعضای خانواده را دور هم جمع میکرد و صمیمت خاص خودش را در خانه میگستراند. «زندگی خوبی بود؛ حالا هر کس سر به خود شده است؛ در فیسبوک مصروف استند؛ آن لذت، آن سندلی و آن منقل رفت و گم شد.»
متین، باشندهی بدخشان که او نیز سالهای زیادی را زندگی کرده و سندلی تنها وسیلهی گرمایشی شبهای کودکی و جوانیاش بوده، میگوید که در گذشته شبها همه اعضای خانواده دور یک صندلی گرد میآمدند و بزرگان با روایت از افسانهها و تجربههای شان، ساعتهای زیادی همه را سرگرم نگه میداشتند؛ اما با تغییر سبک زندگی، سندلی آرامآرام از میان رفته است. «از همه مسائل در همسایگی و در روستا، دور سندلی قصه میشد؛ اما حالا خیلی متأسفم به خاطری که این بخاریهای کنونی جز تنبلی چیزی دیگر را به بار نمیآورد.»
در سوی دیگر، شماری از جامعهشناسان، میگویند که سندلی، فضایی اجتماعی بود؛ جایی که گفتوگوهای طبیعی اتفاق میافتاد. ضیا نیکزاد، جامعهشناس، در بارهی نقش سندلی در جامعهی افغانستان، میگوید: «سندلی نقش مهمی در اجتماعیشدن و انتقال سنتها، ارزشهای جامعه به خصوص خانوادهها داشته که از نسلیبهنسلی انتقال پیدا میکرد؛ به همین دلیل، میتوانیم سندلی را به عنوان مرکزی برای انتقال ارزشها و سنتها در افغانستان بیان کنیم.»
در گذشتهها که برق هنوز در خانهها به ویژه خانههای روستایی راه نیافته بود و داشتن بخاری در زمستان برای بسیاری از خانوادهها به دلیل هزینهی بلند آن امکانپذیر نبود؛ اما سندلی راهحلی ساده، ارزان و همگانی برای فرار از سرما به شمار میرفت و به همین دلیل، این وسیله در خاطرهی جمعی بسیاری از شهروندان با مفهومهایی چون صمیمیت، همدلی و باهمبودن پیوند خورده است.






