شماری از حقوقدانان، میگویند که آگاهینداشتن برخی از زنان دارای معلولیت از حقوق و قوانین مربوطهی شان، سبب شده است آنان از امتیازهای این حقوق بیبهره بمانند. به گفتهی آنان، با وجود تأکید در قانون بر برابری افراد دارای معلولیت و ممنوعیت هر گونه تبعیض، این قشر به ویژه زنان با چالشهای جدی روبهرو است. بر بنیاد برخی از مادههای قانون اساسی مصوبهی ۱۳۸۲، دولت مکلف است خدمات اجتماعی، صحی، مالی و درمانی لازم را برای افراد دارای معلولیت فراهم کند.
پرویز خلیلی، حقوقدان، میگوید که قانون در تعیین حقوق و صلاحیتهای افراد دارای معلولیت، هیچ تفاوتی میان آنان و دیگر شهروندان قایل نشده است. «مادهی ۲۲ قانون اساسی گذشته هر نوع تبعیض جنسیتی، کاری و جغرافیایی را منع کرده است؛ هیچ کسی نمیتواند در این امر خلاف قانون کار کند. مادهی ۵۳ قانون اساسی مصوبهی ۱۳۸۲، دولت را مکلف به فراهمسازی خدمات صحی، آموزشی، پیشرفت و تداوی برای افراد دارای معلولیت کرده است.»
زیبا زحل، دیگر حقوقدان، میگوید که تطبیقنکردن بعضی از قوانین و نبود آگاهیهای حقوقی در میان شهروندان به ویژه زنان دارای معلولیت، سبب شده است که آنان از حقوق اساسی شان محروم بمانند. «در بیشتر موارد قوانین تطبیق شده؛ اما در بعضی موارد این قوانین تطبیق نشده است. دید منفی جامعه نسبت به افراد دارای معلولیت سبب تطبیقنشدن بسیاری از قوانین است. نبود آگاهی در بارهی افراد دارای معلولیت سبب محرومیت آنان از خدمات اجتماعی، حق آموزش، فرصتهای شغلی و سبب تبعیض و انزوا در برابر این قشر از جامعه شده است.»
شماری از زنان دارای معلولیت، میگویند آگاهینداشتن از امتیازهایی که قانون برای افراد دارای معلولیت در نظر گرفته، سبب شده است که آنان افزون بر ناداری، فراهمنبودن شرایط مناسب اقتصادی و کاری، رنج بار سنگین تبعیض و انزوای اجتماعی را نیز بر دوش بکشند.
نجیبهی ۳۶ساله، باشندهی پروان و دارای معلولیت بینایی، میگوید که به دلیل معلولیت و تبعیض اجتماعی، از فرصتهای شغلی محروم شده است. «نمیدانستم که قانون اساسی امتیازاتی برای ما معلولان در نظر گرفته است. کسی آگاهی هم نداده است، مشکلات ما بیکاری، فقر و بیپولی است. میخواستم استاد در لیسهی روشندلان شوم؛ اما به بهانههای مختلف که شما نمیتوانید درس داده، فهمانده عوض ما بینا را آوردند. مریض هم استم؛ اما توانایی تداوی خود را ندارم.»
مریم ۳۲ساله، دارای معلولیت بینایی و جمیلهی ۲۸ساله، دارای معلولیت فلج، دو باشندهی شهر کابل که از تأثیرات معلولیت بر زندگی اجتماعی شان چنین میگویند. مریم، میگوید: «هر کدام ما در شرایط بسیار سخت و دشوار زندگی میکنیم، در مکتب یک استاد تفسیر ما بود، همیشه میگفت که چرا اینها را در مکتب اجازه میدهند؛ همیشه کوشش میکردم که بفهمانمش، ما با دیگران فرقی نداریم.»
جمیله، نیز میگوید: «فعلاً برای معلولین وظیفه بسیار کم است و ما شاهد هستیم که در هیچ ارگان دولتی یکی از افراد معلول وظیفه ندارد. بسیار کم اگر باشند بسیار کم. مردم نسبت به افراد دارای معلولیت دید خوب ندارند؛ سابقها که سالها پیش حتا اجازه نمیدادند در یک جایی که معلول و غیرمعلول بود، اجازه برای معلول نمیدادند.»
شماری از فعالان حقوق زن، با اشاره به چالشهای فراراه افراد دارای معلولیت به ویژه زنان دارای معلولیت در افغانستان، تأکید بر فراهمسازی شرایط مناسب معیشتی، خدمات اجتماعی و فرصتهای برابر شغلی برای افراد دارای معلولیت در کشور دارند.
حمیرا فرهنگیار، فعال حقوق زن، در این باره میگوید: «زنان دارای معلولیت در مشکلات زیادی به سر میبرند. معلولیت از یک طرف سر اذهان آنان تأثیر گذاشته و گاهی خود را بار دوش جامعه فکر میکنند. در شرایط امروزی زمینهی کار برای آنان فراهم نیست و اکثر آنان در شرایط بد روحی به سر میبرند. یکی از وظایف اصلی همهی ما است که برای خانمهای معلول کمک کنیم. قوانین باید مسیر روشن و زمینههای بهتری برای آموزش و اشتغالزایی فراهم کنند.»
تلاش کردیم دیدگاه وزارت امور شهدا و معلولین را در این زمینه داشته باشیم؛ اما موفق نشدیم. دفتر هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، در سوم دسمبر ۲۰۲۵ به مناسب روز جهانی افراد دارای معلولیت، در حساب کاربری اکس خود اعلام کرد که نزدیک به ۱.۵ میلیون افغان با معلولیتهای جدی زندگی میکنند. این نهاد، عامل بیشتر این معلولیتها را نتیجهی دههها جنگ و ناآرامی در افغانستان عنوان کرده است.






