در حالی که بیشتر گفتمانها در بارهی حقوق زنان بر دختران نوجوان و زنان جوان تا میانسال متمرکز شده، زنان سالمند در حاشیهی مطلق قرار گرفته اند. آنان که سالها ستون خانواده و جامعه بوده اند، امروز در فقر، انزوا و نبود کامل حمایتهای دولتی و اجتماعی زندگی میکنند. یافتههای سلاموطندار از گفتوگو با ۲۵ زن سالمند نشان میدهد که این قشر از زنان، قربانیان خاموش سنی هستند؛ زنانی که همواره رنج برده و اکنون در سکوت فراموش شده اند.
گفتوگوی سلاموطندار با ۲۵ زن سالمند در ۱۶ ولایت نشان میدهد که بیشتر آنان به دلیل فقر، نداشتن سرپرست، نبود همسر یا فرزند و نبود حمایتهای اجتماعی، خود را فراموششده و بیارزش احساس میکنند. در میان این زنان، ۱۳ تن با پسر و عروس، ۵ تن با دختر و ۷ تن دیگر به دلیل نداشتن همسر یا فرزند، تنها زندگی میکنند، این زنان تنهایی، نبود امنیت روانی و دسترسینداشتن به خدمات اولیهی مورد نیاز را از جدیترین چالشهای خود عنوان میکنند.
امیر بیگم ۶۳ساله از بامیان که سه سال از درگذشت همسرش میگذرد و از آن زمان تا کنون به تنهایی زندگی میکند، میگوید که نداشتن فرزند، نبود سرپناه مناسب، تنگدستی و شرایط دشوار معیشتی، با نگرانی از آینده از مهمترین چالشهای زندگی او است. «تنها در یک خانه زندگیکردن، حس خوبی ندارم؛ وضعیت زندگی من خوب نیست؛ مردم مرا خیرات میدهند. خیر، خانه از خودم نیست، از مردم است. بعضی وقتها میگویند بیرون شو، توان کارکردن ندارم. منبع درآمد من همان صدقههای مردم است که برایم میدهند. نداشتن فرزند خیلی نگرانم میکند؛ میگویم زمانی که فوت کنم، مرا کی دفن کند، چه طور شوم.»
شکیلای ۶۰ساله، باشندهی شهر جلالآباد، مرکز ننگرهار که تا کنون ازدواج نکرده است، نبود حمایت اجتماعی و خانوادگی را از مشکلات جدی زندگی خود عنوان میکند و میگوید که به دلیل نداشتن سرپناه مستقل، خود را باری بر دوش دیگران میداند و خواستار داشتن مکان جداگانه برای زندگی است تا بتواند به نیازهای شخصیاش رسیدگی کند. «من هنوز ازدواج نکردهام و خودم را باری بر دوش برادرانم میدانم. گاهی اوقات زن برادرهایم با من رفتار خوبی ندارند و وقتی از بچههای آنها مراقبت میکنم، خیلی رنج میکشم و با خودم میگویم: کاش من هم ازدواج کرده بودم و من میخواهم یک خانهی جداگانه داشته باشم.»
نداشتن همسر یا حمایت فرزند، تنها از مشکلات زنان گفتوگوشده در این گزارش نیست. از میان زنان گفتوگوشده در این گزارش، ۱۰ تن با وجود داشتن همسر و فرزند به دلیل نداشتن شرایط لازم برای تأمین نیازهای اولیه، خدمات بهداشتی و ناتوانی خانوادهها در حمایت از آنها، خواهان دریافت سرپناه مناسب برای زندگی اند
گلجان ۵۵ساله، باشندهی کندز، میگوید که به دلیل ناتوانی خانواده در تأمین نیازهای اساسی او و نداشتن امکانات لازم برای مراجعه به پزشک، با مشکلات فراوانی روبهرو است و خواستار دریافت حمایت و کمکهای لازم است. «اگر زمینهی کار به من فراهم شود یا در یک جای مصرف خوردن و پوشیدنم را بدهند، تنها زندگی میکنم؛ میخواهم در یک خانه جدا زندگی کنم. کاش مثل خارج جایی باشد که کسانی که کلانسال هستند، بدون منت زندگی کنند، زندگی به سختی میگذرد.»
قمرگل ۷۰ساله از بادغیس، نیز نبود خدمات اولیه و صحی را از چالشهای جدی زندگیاش عنوان میکند و میگوید که به دلیل دشواری برای تأمین نیازها، خواهان مرکزهای حمایتی بزرگسالان برای ادامهی زندگی باثبات است. «با پسرم زندگی میکنم و نیازهای روزمرهی مرا فراهم میکند. حالا هم کمکم پسته میشکنم. پسرم گاهی اوقات که کار میسر شود، کار میکند. به داکتر/پزشک دسترسی نداریم، شفاخانه دور است و پول هم نداریم که نزد داکتر شخصی برویم. میروم اگر مصارف مرا بدهد؛ چون فقیر هستیم و توان مصارف مرا پسرم ندارد.»
از میان زنان گفتوگوشده در این گزارش، هشت تن با وجود نارضایتی از شرایط زندگی در خانواده، به دلیل باورهای سنتی، ترس از تنهایی، فشارهای اجتماعی، مسئولیت خانوادگی و نگرانی از قضاوت مردم، ترجیح میدهند که همچنان در کنار خانواده و فرزندان خود زندگی کنند.
شاهگل ۶۶ساله، باشندهی کابل، به دلیل ناتوانی اقتصادی قادر به تأمین هزینههای درمان و مراجعه به پزشک نیست و با وجود برخی نارضایتیها، به دلیل ترس از تنهایی و باورهای فرهنگی، ترجیح میدهد در کنار فرزندانش زندگی کند. «من خوش ندارم تنها زندگی کنم؛ میخواهم با اولادهایم زندگی کنم. تنها زندگیکردن شرم است به زن کلان، باید پیش اولادهای خود باشد. دلیلش همین است که آدم باید پیش اولادش باشد، سختی را هم اگر بکشد، اگر کسی کمک میکند، همین جا کمک کند پول دارو و دوای آدم را.»
شماری از فعالان حقوق زن، نیز بر ضرورت توجه به حقوق زنان به ویژه زنان سالمند، تأکید میکنند و باورمند اند که بیتوجهی به حقوق سالمندان، نوعی نادیدهگرفتن کلی جایگاه زنان در جامعه به شمار میرود.
سوسن خالقیار، فعال حقوق زن، با تأکید بر بیاعتنایی به مسائل و نیازهای زنان سالمند، میگوید که نادیدهگرفتهشدن زنان سالمند، یکی از نشانههای کمتوجهی ساختاری به حقوق زنان در جامعه است. «تأثیر نادیدهگرفتن زنان سالمند میتواند باعث شود تصویر ناقص و موقت از زنان در سیاستگذاری، رسانه و فرهنگ عمومی شکل بگیرد. گویا زنان در سنین جوانی و میانسالی ارزش اجتماعی دارند. این موضوع باعث میشود که حق مشارکت، اهمیت و کرامت زنان سالمند تعضیف شود.»
شماری از آگاهان مسائل حقوق بشری، نیز میگویند که نبود حمایت سالمندان میتواند بر کیفیت زندگی و نقش اجتماعی آنان اثر بگذارد و ایجاد مرکزهای حمایتی نه تنها به فراهمشدن محیطی امن برای سالمندان کمک میکند، بل فرصتی برای تقویت ارتباط میان نسلها به شمار میرود.
علیرضا اخلاقی، آگاه مسائل حقوق بشری، میگوید: «سازمان ملل متحد در اصول مورد سالمندان ۱۹۹۱ بر استقلال، مشارکت، مراقبت و کرامت انسانی به عنوان پنج رکن حقوقی سالمندان تأکید کرده است. در اسناد بنیادین حقوق بشر، اعلامیهی حقوق بشر و میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر اصل کرامت انسانی و حق برخوداری از زندگی شایسته برای همه افراد تأکید شده است و سالمندان برای آزادی بیشتر نیازمند حمایت ویژه اند.»
شماری از عالمان دین، نیز بر نقش حمایتهای دولتی در راستای پشتیبانی از سالمندان تأکید میکنند و میگویند که فراهمسازی زندگی مرفه و دور از مشکل، از مسئولیتهای دینی و اجتماعی حکومت است. عطاءالحق انس، عالم دین، در بارهی نقش اسلام و حکومت اسلامی در قبال سالمندان به ویژه زنان چنین میگوید: «دولت اسلامی وظیفه دارد نیازمندهای جامعه را تحت پوشش و حمایت خود قرار بدهد و این شامل زنان سالمند، بیسرپرست و بدون خانواده هم میشود. در عین حال، نقش حاکم مسلمان در این است که باید بیسرپرستهای جامعه را برای شان سرپرست شود و به آنها زمینهی زندگی مرفه را مساعد کند؛ ایجاد مراکز حمایتی برای شان در نظر گرفته شود. حکومت اسلامی مسئولیت مستقیم در تأمین معیشت زنان بیسرپرست را دارد.»
شماری از جامعهشناسان، نیز با تأکید بر حقوق و نقش سالمندان در جامعه میگویند که توجه جدی به حقوق سالمندان، از عاملهای کلیدی برای ایجاد فرهنگ سالم و شکلگیری جامعهی پایدار و باثبات به شمار میرود و نادیدهگرفتن این مسئله میتواند منجر به آسیبهای اجتماعی و ضعف ساختارهای فرهنگی شود.
راشد صدیقی، جامعهشناس، میگوید که تشکیل جامعهی سالم و حذف تأثیرگذاری از فرهنگهای بیگانه نیاز به احترام و تقویت روابط میان اقشار مختلف در جامعه دارد. «امروز متأسفانه فرهنگ ما از ابعاد متفاوت مورد هجوم قرار میگیرد و کمکم داریم از نگاه جامعهشناسی بدفرهنگ میشویم. ما جایگاه سالمندان را از دست داده میرویم و این باعث میشود و چالشها را بیشتر میکند. نفهمیدن جایگاه سالمندان جامعهی ما را به بحران میکشاند و احترام از جامعه کوچ میکند و همه جایگاه خود از لحاظ معنوی را از دست میدهند.»
مسئولان در وزارت کار و امور اجتماعی امارت اسلامی، با پشتیبانی از زنان سالمند و از فعالیت دو مرکز حمایتی ویژهی زنان به ویژه زنان سالمند که توسط زنان اداره میشوند، خبر میدهند. سمیعالله ابراهیمی، سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی، در این باره میگوید: «وزارت کار و امور اجتماعی برای زنانی که سرپرست خانواده ندارند، برای حفظ و نگهداری شان در کابل و هرات مرکزهای حمایتی ایجاد کرده و در این مرکزها نگهداری و نیازهای شان فراهم میشود و مطابق اصول امارت اسلامی برای شان ماحول مناسب ایجاد شده است و تمام خدمات از سوی زنان برای شان فراهم میشود.»
زنان سالمند در افغانستان در حالی از نبود امکانات و سهولت نگرانی دارند که بر بنیاد برآورد ادارهی ملی احصائیه و معلومات، بیشتر جمعیت افغانستان را جوانان و کودکان تشکیل میدهند و سالمندان (افرادی بالاتر از ۶۵ سال) کمتر از سه درصد جمعیت را در بر میگیرد.



